براي ديدن اندازه‌ي واقعي هر عكس روي آن كليك كنيد

درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
محمد یعقوبی، 1389
 
محمد یعقوبی/1390
 
محمد یعقوبی/ 1390
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
زمستان 66، اجرای سال 1377 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 













































































































































محمد يعقوبي

نويسنده و كارگردان

سرپرست گروه تئاتر این روزها

عضواصلي هيئت مديره‌ي خانه‌ي تئاتر ايران

 

 زنده‌گي‌نامه

 

 نمايش‌نامه‌ها و اجراها

 

فعاليت‌هاي ديگر

 

 

زنده‌گی‌نامه

 

 

1346

11 فروردين ماه به دنيا آمدم.

 

1367

وارد گروه تئاتر دانش‌گاه شدم.

         

1368

· اولين نمايش‌نامه‌ي زنده‌گي‌م را نوشتم، نمايش‌نامه‌اي به نام بازگشت.

· آذرماه. بازی در نمایش دوازده ماه نوشته‌ی ساموئل مارشاک و کارگردانی احمد مایل. یک ماه اجرا در تالار هنر

 

 

  

1370

گروه تئاتر دانش‌گاه در سال 1369 از هم پاشيد. مركز هنرهاي نمايشي دوره‌ي يك ساله‌ي آموزش تئاتر به سرپرستي آقاي حميد سمندريان برگزار كرد. در اين دوره كارگرداني، نمايش‌نامه‌نويسي و بازی‌گری آموزش داده مي‌شد. من رشته‌ي بازی‌گری را انتخاب كردم به هواي اين‌كه بازی‌گری بعد‌ها براي نمايش‌نامه‌نويسي به دردم خواهد خورد. آن زمان اعتقادي به كلاس آموزش نمايش‌نامه‌نويسي نداشتم. خيلي زود شروع كردم به كارگرداني باز هم به هواي ‌اين‌كه بعدها براي نمايش‌نامه‌نويسي به درد خواهد خورد. در همين سال نمايش‌نامه‌اي نوشتم به نام از دوست‌ت دارم.

 

1371

وارد كلاس‌هاي خصوصي بازی‌گری زير نظر خانم مهين اسكويي شدم. نمايش‌نامه‌ي كوتاهي به نام پدر نوشتم.

 

1372

· تحصيلات دانش‌گاهي در رشته‌ي حقوق قضايي سرانجام به پايان رسيد.

· دل‌م مي‌خواست نمايش‌نامه‌هايي بر اساس مكان‌هاي مورد علاقه‌ام بنويسم. نمايش‌نامه‌‌ي صداي گربه را نوشتم كه در يك پارك مي‌گذرد. در همين سال نمايش‌نامه‌اي هم نوشتم به نام يك دقيقه سكوت . هيچ ربطی به نمایش‌نامه‌‌‌ی دیگر م به همین نام ندارد که در سال 1378 نوشته‌ام. فقط نام نمايش و پاياني تقريبا مشابه دارد.

· در نمايش گاليله نوشته‌ي برتولت برشت به كارگرداني فرهاد مهندس‌پور بازي كردم.

· بهمن‌ماه: اجراي خصوصي نمايش‌ باغ‌وحش شيشه‌اي نوشته‌ي تنسي ويليامز و ترجمه‌ي حميد سمندريان، اين نمايش در تالار هنر اجرا شد و چند تن از اعضاي بسيج دانش‌گاه آزاد هنر كه تماشاگر كار بودند با اعتراض به اجراي آن به عنوان يك كار غيرشرعي و چاپ اعتراض خود در روزنامه‌ي سلام و...باعث تعطيلي تالار هنر و تغيير مدير اين تالار شدند. 

 

1373

· به‌خاطر اجراي خصوصي باغ‌وحش شيشه‌اي دو ماه تحت تعقيب اداره‌ي مبارزه با مفاسد اجتماعي بودم و در خانه‌ي خودم زندگي نمي‌كردم. به علت روند غيرقانوني تعقيب‌م بدون هيچ‌ابلاغيه و...خودم را معرفي نكردم تا اين كه ابلاغيه‌ي قانوني صادر شد و خودم را معرفي كردم. به مجازات تعليقي محكوم شدم.

· نگارش نمايش‌نامه‌ي قرمز و ديگران كه باز هم در پارك مي‌گذرد.

· شهريورماه: به ناچار خودم را براي خدمت سربازي معرفي كردم.

 

1374

· نگارش نمايش‌نامه‌ي دل سگ  بر اساس رماني به همين نام نوشته‌ي ميخائيل بولگاكف.

· به هم‌راه عباس زندباف چند نمايش‌نامه‌ ترجمه كردم: شب به‌خير مادر (نويسنده: مارشا نورمن)، اوليانا (ديويد ممت )، باغ‌وحش شيشه‌اي ( تنسي ويليامز )، روز مادر (جي. بي. پريستلي)، ميخك‌هاي سرخ (گلن هيوز )

· اسفندماه: انتخاب نمايش‌نامه‌ي شب به‌خير مادر براي كارگرداني و آغاز تمرين بدون اميد به اجرا. بازي‌گران: پانته‌آ بهرام و ريما رامين‌فر

 

1375

· ارائه‌ي نمايش‌نامه‌ي شب به‌خير مادر براي صدور مجور اجرا و اعلام مردودي نمايش‌نامه به دليل محتواي اثر كه مخاطب را به خودكشي علاقه‌مند مي‌كند!!! اين نمايش را حداقل 50 بار در زيرزمين خانه‌ي پدري پانته‌آ بهرام اجراي خصوصي كرديم خيلي‌ها: حميد سمندريان، بهرام بيضايي، مهين اسكويي، احمد آقالو، رضا كيانيان و... در اين زيرزمين اجراي ما را تماشا كردند و هيچ‌كدام خودكشي نكردند!!!!

· شهريورماه: پايان خدمت سربازي.

· اسفندماه: نگارش نمايش‌نامه‌ي زمستان 66

 

1376

· مرداد و شهريورماه: سرانجام توانستيم نمايش شب به‌خير مادر را مرداد و شهريور ماه در تئاتر شهر اجرا كنيم كه اولين حضور رسمي من به عنوان كارگردان در تئاتر كشور بود.

· بهمن‌ماه: اجراي نمايش زمستان 66 در جشن‌واره‌ي تئاتر. برنده‌ي جايزه‌ي اول كارگرداني و جايزه‌ي دوم نمايش‌نامه‌نويسي. نمايش برگزيده‌ي هيات داوران.

· اسفندماه: تشكيل گروه تئاتر امروز. اين نام پيش‌نهادي من بود كه توسط اعضاي گروه نمايش زمستان 66 مورد استقبال قرار گرفت. از نام امروز خوش‌م می‌آمد  و به خصلت ذاتي تئاتر اشاره داشت، تئاتري براي امروز، از جنس امروز و براي مردمان امروز. راست‌ش آن روزها دل‌م مي‌خواست انتشاراتي هم به نام امروز تاسيس كنم و كتاب‌هاي جيبي البته كوچك‌تر از اين جيبي‌هاي معمول چاپ كنم كه هر كدام حاوي يك قصه‌ي زيباي جهان باشد. اولين داستان كوتاهي هم كه در سر داشتم چاپ كنم نوشته‌ي آلبرتو موراويا بود: آه! زن‌ها! زن‌ها! اين داستان را به خاطر نام‌ش مي‌خواستم اولين كتاب باشد. اسم قابل توجه‌اي است. در ضمن قصه‌ي بدي هم نيست، بخوانيد.

 

1377

· تيرماه: نگارش نمايش‌نامه‌ي رقص كاغذپاره‌ها

· بهمن‌ماه: اجراي نمايش‌ رقص كاغذپاره‌ها در جشن‌واره‌ي تئاتر، برنده‌ي جايزه‌ي دوم نمايش‌نامه‌نويسي و كارگرداني.

· اسفندماه: اجراي عمومي نمايش زمستان 66 در تئاتر شهر، تالار كوچك، به مدت يك ماه.

· 15 اسفند: دریافت جایزه‌ی بِه‌ترین کارگردانی از کانون ملی منتقدان برای کارگردانی نمايش‌ رقص كاغذپاره‌ها.

· چاپ نمايش نامه‌ي زمستان 66، انتشارات قصيده.

 

1378

· آبان‌ماه: اجراي عمومي نمايش رقص كاغذپاره‌ها به مدت يك ماه در تئاتر شهر، سالن سايه.

· تيرماه: نگارش نمايش‌نامه‌ي يك دقيقه سكوت.

· بهمن‌ماه: كارگرداني نمايش پس تا فردا نوشته‌ي ريما رامين‌فر. برنده‌ي جايزه‌ي سوم كارگرداني در جشن‌واره‌ي تئاتر.

 

1379

· مرداد و شهريورماه: اجراي عمومي نمايش‌هاي  پس تا فردا و دل سگ به مدت يك ماه در تئاتر شهر، سالن چهار سو،

· آبان‌ماه: سفر به ايتاليا براي اجراي نمايش پس تا فردا در هفته‌ي هنر ايران

· 6 بهمن‌ماه: كارگرداني نمايش  يك دقيقه سكوت. برنده‌ي جايزه‌ي سوم كارگرداني در جشن‌واره‌ي تئاتر.

· 14 بهمن‌ماه: ازدواج با آيدا كيخايي

 

1380

· خردادماه: جدايي از گروه تئاتر امروز.

· تمرین نمایش‌نامه‌ي از تاريكي

· دي‌ماه: اجراي عمومي نمايش يك دقيقه سكوت به مدت يك ماه در تئاتر شهر، سالن چهارسو.

· بهمن‌ماه: نمايش‌نامه‌ي از تاريكي در مرحله‌ي بازبيني توسط اعضاي بازبيني جشن‌واره رد شد. خب، من پيش از اين هر بار در جشن‌واره برنده‌ي جايزه شده بودم، همين كافي بود كه ردشدن كارم خبر مهمي براي صفحه‌ي تئاتر روزنامه‌ها باشد. پوشش خبري خوب روزنامه‌ها اعضاي هيأت بازبيني را واداشت براي اولين بار دست‌كم در آن سال‌ها براي دفاع از عمل‌كرد خود جلسه‌اي با مطبوعات بگذارند. آنان ادعا كردند هيچ كاري به علت مضمون رد نشده و كارهاي رد شده ضعيف‌تر از كارهاي پذيرفته‌شده بود كه البته دروغ مي‌گفتند. تنها حرف راستي كه درباره‌ي كارم خواندم حرف حسين پاكدل بود. حسين پاكدل يكي از اعضاي بازبيني در مصاحبه با روزنامه‌ي جوان گفت اجازه نمي‌دهد روي صحنه‌ي تئاتر زنا را تبليغ كنند. گرچه او نامي از من نبرده بود ولي بدون شك سخن‌ش درباره‌ي كار من بود، چون از تاريكي درباره‌ي زنا و مجازات زنا بود. من قسمتي از نمايش‌نامه را دادم كه در ماه‌نامه‌ي هنرهاي نمايشي چاپ شد.

 

1381

· دریافت جایزه‌ی بِه‌ترین کارگردانی از کانون ملی منتقدان تئاتر برای کارگردانی نمايش يك دقيقه سكوت.

تيرماه: بازنويسي نمايش‌نامه‌ي ‌قرمز و ديگران براي شركت در جشن‌واره‌ي تئاتر. شباهت متن بازنويسي‌شده با آن‌چه كه در سال 1373 نوشته‌ام در حدود سه يا چهار صفحه است.

· بهمن‌ماه: اجراي قرمز و ديگران در جشن‌واره‌ي تئاتر. همه‌ي بازي‌گران به‌خاطر بازي هم‌آهنگ جايزه‌‌ي مشترك گرفتند.

 

1382

· خردادماه: اجراي نمايش‌نامه‌خواني از تاريكي در خانه‌ي هنرمندان به تهيه‌كننده‌گي موسسه‌ي انديشه‌سازان

· تيرماه: نگارش نمايش‌نامه‌ي گل‌هاي شمع‌داني

· بهمن‌ماه: اجراي نمايش گل‌هاي شمعداني در جشن‌واره‌ي تئاتر

· اسفندماه‌: اجراي عمومي نمايش قرمز و ديگران در سالن قشقايي، تئاتر شهر

· اجراي نمايشنامه‌خواني با خشم به يادآر نوشته‌ي جان آزبرن در خانه‌ي هنرمندان به تهيه‌كننده‌گي موسسه‌ي انديشه‌سازان

 

1383

· فروردين‌ماه: ادامه‌ي اجراي قرمز و ديگران در سالن قشقايي تتاتر شهر.

· تيرماه: نگارش نمايش‌نامه‌ي تنها راه ممكن

· شهريورماه: ساخت فيلم كوتاه ‌قرمز و ديگران

· آبان‌ماه: تشکیل گروه تئاتر «اين روزها».

· دي‌ماه: اجراي عمومي نمايش گل‌هاي شمع‌داني

· بهمن‌ماه: اجراي نمايش تنها راه ممكن در جشن‌واره‌ي تئاتر

 

 1384

· اردي‌بهشت‌ماه: دريافت نشان خانه‌ي تئاتر از كانون كارگردانان

· خردادماه: چاپ نمايش‌نامه‌ي رقص كاغذپاره‌ها، موسسه‌ي انديشه‌سازان

· تيرماه: چاپ نمايش‌نامه‌ي دل سگ، و چاپ دوم زمستان 66، موسسه‌ي انديشه‌سازان

· شهريورماه: اجراي عمومي نمايش تنها راه ممكن در سالن سايه، تئاتر شهر

· 13 شهريور: دریافت جایزه‌ی بِه‌ترین نمایش‌نامه از کانون ملی منتقدان برای نگارش نمایش‌نامه‌ی گل‌هاي شمع‌داني

· بهمن‌ماه: كارگرداني تئاتر تلويزيوني زمستان 66 براي شبكه‌ي 4

 

1385

· فروردين‌ماه: نگارش نمايش‌نامه‌ي ماه در آب

· اردي‌بهشت‌ماه: پخش تئاتر تلويزيوني زمستان 66 از شبكه‌ي 4

· شهريورماه: اجراي عمومي نمايش ماه در آب در سالن سايه، تئاتر شهر

 

1386

· اردي‌بهشت‌ماه: در جشن‌واره‌ي دانش‌جويي، بخشي با عنوان مسابقه‌ي نمايش‌نامه‌خواني: مروري بر آثار محمد يعقوبي گذاشته شد و پنج نمايش‌نامه‌ي من توسط گروه‌هاي مختلف دانش‌جويي نمايش‌نامه‌خواني شد. جالب است كه دو گروه از تاريكي را نمايش‌نامه‌خواني كردند.

· تيرماه: نمايش‌نامه‌ي از تاريكي را براي اجرا به شوراي نظارت تئاتر شهر دادم كه شايد بعد از شش سال تصويب شود. به هر حال تا كنون يك بار توسط خودم و دوبار هم در جشن‌واره‌ي دانش‌جويي نمايش‌نامه‌خواني شده و هيچ اتفاق ناجوري هم نيفتاده است. ولي از تاريكي بار ديگر اجازه‌ي اجرا نگرفت.

· مردادماه: پخش نمايش راديويي روز دروغ از بي بي سي فارسي به كارگرداني مهرداد سيف

· دي‌ماه: چاپ نمايش‌نامه‌ي از تاريكي در فصل‌نامه‌ي پاياب، شماره‌ي 16

· بهمن‌ماه: اجراي نمايش ماچيسمو در جشن‌واره‌ي تئاتر

 

1387

· خردادماه: كارگرداني تئاتر تلويزيوني آدم خواب‌ش مي‌گيره نوشته‌ي علي نصيريان براي شبكه‌ي 4

· خردادماه: كارگرداني تئاتر تلويزيوني دل سگ بر اساس رماني از ميخائيل بولگاكف براي شبكه‌ي 4

· 14 تيرماه: پايان اجراي نمايش ماچيسمو، 28 اجرا در سالن چهارسو، تئاتر شهر

· شهريورماه: نگارش نمايش‌نامه‌ي خشك‌سالي و دروغ

· 30 آذرماه و 4 دي نمايش‌نامه‌خواني خيانت نوشته‌ي هارولد پينتر در خانه‌ي هنرمندان. نقد چاپ‌شده در روزنامه‌ی جمهوری اسلامی را در این باره بخوانید: خیانت در هنر

· 25 دي‌ماه. اجراي زمستان 66 در برنامه‌ي راديو تئاتر به كارگرداني فريدون محرابي در خانه‌ي هنرمندان

· 6 بهمن‌ماه. اجراي نمايش خشك‌سالي و دروغ در جشن‌واره‌ي تئاتر، سالن چهارسو

· چاپ نمایش‌نامه‌ی تنها راه ممكن در فصل‌نامه‌ی پایاب شماره‌ی 19. این تنها راه ممکن بود برای چاپ نمایش‌نامه‌ام تنها راه ممكن و تن ندادن به ممیزی وزارت ارشاد که از من می‌خواست چند قطعه نمایش‌نامه‌ را از متن حذف کنم. برای بیش‌تر دانستن در این باره نامه‌ام را به نشر قطره بخوانید.

 

1388

· اجرای نمايش خشک‌سالی و دروغ از 20 مردادماه تا 3 مهرماه، 36 اجرا در سالن چهارسو، تئاتر شهر

·  19 مهرماه: سفر به آلمان برای اجرای نمایش خشک‌سالی و دروغ در مول‌هایم

·  22 مهرماه برابر با 14 اکتبر، اجرای نمایش خشک‌سالی و دروغ در مول‌هایم

·  آبان‌ماه: کارگردانی تئاتر تلویزیونی خانم سویج عجیب، نوشته‌ی جان پاتریک

‌‌·  آبان‌ماه: کارگردانی نمایش‌نامه‌خوانی از پشت شیشه‌ها نوشته‌ی اکبر رادی در فرهنگ‌سرای ارسباران.

·  اسفندماه: اجرای نمایش يك دقيقه سكوت به کارگردانی آيدا كيخايي، سالن سمندریان، دانش‌گاه تهران

·  

 

 

1389

· 17 اردی‌بهشت‌ماه: اجرای نمایش يك دقيقه سكوت به کارگردانی آيدا كيخايي، جشن‌واره‌ی دانش‌گاهی

·  اجرای عمومی نمایش يك دقيقه سكوت به کارگردانی آيدا كيخايي، از 19 اردی‌بهشت‌ماه در تالار مولوی

·  اردی‌بهشت‌ماه: چاپ و انتشار نمایش‌نامه‌ی خشک‌سالی و دروغ، انتشارات افراز. پس از شش سال سرانجام یکی از نمایش‌نامه‌هایم با کم‌ترین ممیزی (شگفتا! 8 کلمه و نه چندین صفحه) اجازه‌ی چاپ و انتشار گرفت، بی‌گمان به این دلیل که من جای هر واژه‌ای که حدس می‌زدم ممیزی شود مانند اجرا وا‌ژه‌ی بیست‌و‌پنج را جای‌گزین کرده بودم. این هشت واژه را که از دست‌‌م در رفته بود ممیزان وظیفه‌شناس شناسایی کرده و به من تذکر دادند تا اصلاح کنم. جالب این است که ممیزان وظیفه‌شناس در متن اصلاحیه پیش‌نهاد هم به من دادند. مثلن از من خواستند به‌جای لاس می‌زنن بنویسم گپ می‌زنن یا بوس می‌فرستد را اصلاح کنم و بی‌گمان منظورشان این بود که وا‌ژ‌ی بوس قبیح است و جایش واژه‌‌ای دیگر بنویسم و در این مورد خودشان هم هیچ پیش‌نهادی به ذهن‌شان نرسیده بود. البته آنان وظیفه‌شان این است که فقط بگویند چه ننویسم نه که چه بنویسم. من جای همه‌ی موردهای ممیزی هم وا‌ژه‌ی بیست‌و‌پنج را نوشتم. پس  لاس می‌زنن  شد: بیست‌وپنج می‌زنن. بوس می‌فرستد شد: بیست‌وپنج می‌فرستد.

·  اجرای نوشتن در تاریکی از 9 آبان تا 2 آذرماه، 21 روز در سالن چهارسو، تئاتر شهر

·  چاپ نمایش‌نامه‌‌های تنها راه ممکن و یک دقیقه سکوت در کتابی به نام تنها یک، انتشارات افراز.

اجازه‌ی چاپ يك دقيقه سكوت پس از دو بار ردشدن یک بار در دوره‌ی دوم ریاست‌جمهوری خاتمی و یک بار هم بدون شک در دوره‌ی اول احمدی‌نژاد فقط به این معناست که ممیزی در کشور ما سیستم ندارد و سلیقه‌ای است. سال پیش خشک‌سالی و دروغ پر از واژه‌ی بیست‌وپنج به‌جای واژه‌های از نظر ممیزان مسئله‌دار چاپ شد اما برای چاپ تنها یک نپذیرفتند که بیست‌وپنج جای‌گزین واژه‌های ممنوع شود. دیگر بفهمید در چه مملکت بی‌دروپیکری نفس می‌کشیم. تنها راه ممکن را هم قبلن دو سه سال پیش انتشارات قطره می‌خواست چاپ کند که برادران ساتوربه‌دست اداره‌ی کتاب چاپ آن را مشروط کردند به حذف چندین صفحه و من تن ندادم به چاپ. ولی این‌بار که انتشارات افراز برای گرفتن مجوز فرستاد فقط حذف چند کلمه را خواسته بودند که تن دادم. البته که مجوزدادن برای چاپ این دو نمایش‌نامه هیچ م‌را امیدوار به خوب‌شدن وضعیت اداره‌ی ممیزی کتاب نکرده است. خانه از پای‌بست ویران است.

 

1390

·  شهریور و مهرماه: اجرای دوباره‌ی نمایش‌نامه‌ی زمستان 66، تئاتر شهر، سالن چهارسو. خبر اجرای دوباره‌ی زمستان 66 واکنش بی‌خردانه‌‌ی برخی تئاتری‌ها را در پی داشت که وادارم کرد تا مدتی وقت بگذارم برای پاسخ به یاوه‌های این عده. برای دانستن ماجرا یادداشت‌م را در این باره بخوانید. ولی استقبال بی‌مانند تماشاگران از روز نخست تا پایان اجرا بِه‌ترین پاسخ به مخالفان بازاجرای زمستان 66  بود.  زمستان 66 پرتماشاگرترین تئاتر سالن چهارسو در تاریخ اجراهای پس از انقلاب شد. بیش از ده هزار تماشاگر در 37 روز  و شصت اجرا. هفته‌های اول روزهای آخر هفته دو بار اجرا می‌کردیم. دو سه هفته‌ی پایانی هر روز دو اجرا.

·  آذر و دی‌ماه: اجرای دوباره‌ی نمایش خشک‌سالی و دروغ. این‌بار در سالن شماره‌ی یک  ایران‌شهر. سالن از شب اول پر از تماشاگر بود. هفته‌ی دوم درخواست کردیم که حاضریم چهارشنبه‌ها تا جمعه‌ها روزانه دو بار اجرا کنیم. موافقت شد. درست اولین روزی که قرار بود دو اجرا کنیم  خبر توقیف کارمان را شنیدیم. دشت‌گلی سرپرست بی‌تدبیر مرکز هنرهای نمایشی  نامه‌ی توقیف را به ایران‌شهر فکس کرده بود. من شگفت‌زده از این‌ ماجرا پی‌گیر شدم و  راست یا دروغ می‌گفتند یکی دو تئاتری زیرآب ما را زدند. شاید هم ما قربانی جنگ پنهان شهرداری و وزارت ارشاد شده بودیم. روزی معلوم خواهد شد. من در این ارتباط نامه‌ای به کانون کارگردانان نوشتم که این‌جا می‌توانید بخوانیدش. در این نامه تصویر دست‌‌نوشته‌ی ممیزان را هم خواهید دید . واقعن خواندنی‌ست. این دست‌نوشته خیلی به کارم آمد. سرانجام بعد از یک هفته دونده‌گی و یاری روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها توانستم دوباره اجازه‌ی اجرا بگیرم ولی با وجود استقبال بیش از حد اجازه ندادند روزانه دو بار اجرا کنیم همان‌طور که در تئاتر شهر زمستان 66 را روزانه دو بار اجرا می‌کردیم .اجازه‌ی تمدید اجرا هم ندادند. روزهای پایانی اجرا تماشاگران صبح زود می‌آمدند صف می‌کشیدند تا شاید بتوانند بلیت بخرند ولی بیش‌تر بلیت کارمان هفته‌ی قبل پیش‌فروش می‌شد. مجوز اجرای ما تا پایان دی‌ماه بود و بیش از آن اجرا ندادند.  تماشاگران برگه‌هایی امضا کردند و خواهان ادامه‌ی اجرا شدند ولی بی‌فایده بود. بهانه‌ی مدیران اجرای نمایش بعدی بود به کارگردانی آقای مسعود رایگان. من موافقت کتبی او را گرفتم که حاضر است دیرتر اجرا کند تا ما ادامه دهیم حتا حاضر است هم‌زمان با هم اجرا کنیم. ما ساعت چهار بعد از ظهر و دو ساعت بعد خودشان. پاسخ مدیران هم‌چنان نه بود. انگار نمی‌خواستند تئاتری که هیچ کمک دولتی دریافت نکرده بود روی پای خود بایستد.

· 6  اسفندماه: دریافت جایزه‌ی بِه‌ترین نمایش‌نامه از پنجمین دوره‌ی جایزه‌ی ادبیات نمایشی، کانون نمایش‌نامه‌نویسان خانه‌ی تئاتر ایران برای نگارش نمایش‌نامه‌ی يك دقيقه سكوت.

·  

·  

·  

 

نمايش‌نامه‌ها و اجراها 

1)     شب به‌خير مادر (مترجم و كارگردان)، اجرا شده در تالار كوچك تئاتر شهر به مدت يك ماه، مردادماه1376

2)    زمستان 66  (نويسنده و كارگردان)، برنده‌ي جايزه‌ي اول كارگرداني و جايزه‌ي دوم نمايش‌نامه‌نويسي در جشن‌واره‌ي تئاتر سال 1376، اجراي عمومي به مدت يك ماه در تالار کوچک، تئاتر شهر، اسفندماه 1377، اجرای عمومیِ دوباره به مدت 37 روز در سالن چهارسو، تئاتر شهر، شهریور و مهرماه 1390

3)     رقص كاغذپاره‌ها (نويسنده و كارگردان)، برنده‌ي جايزه‌ي دوم نمايش‌نامه‌نويسي و كارگرداني در جشن‌واره‌ي تئاتر سال 1377، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن سايه‌، تئاتر شهر، آذرماه 1378، برنده‌ي جايزه‌ي بهترين كارگرداني از  كانون ملي منتقدان

4)     پس تا فردا (کارگردان، نوشته‌ی ریما رامین‌فر)، برنده‌ي جايزه‌ي سوم كارگرداني در جشن‌واره‌ي تئاتر سال 1378، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، مردادماه 1379

5)    دل سگ (نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان)، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، مردادماه 1379

6)    يك دقيقه سكوت (نويسنده و كارگردان)، برنده‌ي جايزه‌ي سوم كارگرداني در جشن‌واره‌ي تئاتر سال 1379، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، دي‌ماه 1380، برنده‌ي جايزه‌ي بهترين كارگرداني از  كانون ملي منتقدان

7)    موزيك براي ماهي‌ها  (نمايش‌نامه‌ي راديويي، نويسنده و كارگردان)

8)    دل سگ (نمايش‌نامه‌ي راديويي، بر اساس رماني از ميخائيل بولگاكف)، برنده‌ي جايزه‌ي بهترين تنظيم راديويي و اقتباس از رمان براي راديو

9)    كنسول افتخاري (نمايش‌نامه‌ي راديويي بر اساس رماني از گراهام گرين)

10)  ابلوموف (نمايش‌نامه‌ي راديويي بر اساس رماني از ايوان گنچارف)

11)  قرمز و ديگران (نويسنده و كارگردان)، برنده‌ي ديپلم افتخار در جشن‌واره تئاتر سال 1381 به‌خاطر اجراي هماهنگ همه‌ي بازيگران نمايش، اجراي عمومي به مدت سی روز در سالن قشقايي، از اسفند 1382 تا ارديبهشت 83

12) قرمز و ديگران (فيلم كوتاه، ‌فيلم‌نامه‌نويس و كارگردان)، شهريور 1383

13) گل‌هاي شمع‌داني(نويسنده و كارگردان)،  برنده‌ي جايزه‌ي بهترين نمايش‌نامه‌ از كانون ملي منتقدان، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، دي‌ماه 1383

14) برادران كارامازوف (نمايش‌نامه‌ي راديويي بر اساس رماني از فيودور داستايفسكي)

15) تنها راه ممكن (نويسنده و كارگردان)،  اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن سايه، تئاتر شهر، شهريور‌ماه 1384

16)  زمستان 66 (نويسنده و كارگردان هنري)، تئاتر تلويزيوني، شبكه‌ي 4، بهمن 1384

17)  ماه در آب (نويسنده و كارگردان)، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن سايه، تئاتر شهر، شهريورماه 1385

18)  آدم خواب‌ش مي‌گيره (كارگردان هنري)، نوشته‌ي علي نصيريان، تئاتر تلويزيوني، شبكه‌ي 4، خرداد 1387

19) دل سگ (نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان هنري)، تئاتر تلويزيوني، بر اساس رماني از ميخائيل بولگاكف،  شبكه‌ي 4، تيرماه 1387

20) ماچيسمو(نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان)، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، خرداد و تيرماه 1387

21) خشک‌سالی و دروغ(نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان)، اجراي عمومي به مدت يك ماه در سالن چهارسو، تئاتر شهر، 20 مرداد تا 3 مهرماه 1388

22) نوشتن در تاریکی (نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان)، اجراي عمومي به مدت 21 روز در سالن چهارسو، تئاتر شهر، 9 آبان تا 2 آذرماه 1389

23) زمستان 66  (نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان)، 60 اجرا در 36 روز، سالن چهارسو، تئاتر شهر، شهریو م مهرماه 1390

24)     خشک‌سالی و دروغ(نمايش‌نامه‌نويس و كارگردان)، اجراي عمومي به مدت 36 روز، آذر و دی‌ماه 1390، سالن شماره یک ایران‌شهر

 

 

 

 فعاليت‌هاي ديگر

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در واحد فوق برنامه دانش‌گاه علم و صنعت، 1380

داور جشن‌واره‌ي استاني همدان، 1381

آموزش بازی‌گری در آموزش‌گاه سينماي جوان، 1381

آموزش بازی‌گری در آموزش‌گاه هفت هنر، 1382

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در فرهنگ‌سراي بهمن، 1382

داور جشن‌واره‌ي استاني خوزستان، 1383

داور جشن بازي‌گران خانه‌ي تئاتر، 1383

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در آموزش‌گاه هفت هنر، 1384

داور جشن‌واره‌ي استاني قزوين، 1384

داور جشن‌واره‌ي استاني زنجان، 1384

كارگردان جشن كانون نمايش‌نامه‌نويسان خانه‌ي تئاتر ايران، 1385

كارگاه دوروزه نمايش‌نامه‌نويسي در جشن‌واره‌ي منطقه‌اي دانشگاهي، شيراز، 1385

داور بخش نمايش‌نامه‌نويسي جشن‌واره‌ي تئاتر دانش‌جويي، 1386

داور بخش چشم‌انداز تئاتر فجر، 1386

داور بخش توليد متون نمايشي تئاتر فجر، 1386

داور جشن‌واره‌ي منطقه‌اي دانشگاهي، تبريز، 1386

داور بخش داستان‌هاي كوتاه جايزه‌ي بنياد گلشيري، 1386

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در شهرستان ورامين، 1386

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در فرهنگ‌سراي بهمن، 1386

كارگاه شش روزه كارگرداني و بازی‌گری در دانشگاه سوره به دعوت شوراي دانشگاهيان كشور، 1387

داور بخش توليد متون نمايشي تئاتر فجر، 1387

آموزش نمايش‌نامه‌نويسي در آموزش‌گاه استاد سمندريان، 1387

آموزش كارگرداني در دانش‌گاه سوره، 1387

آموزش کارگردانی و نمایش‌نامه‌نویسی، دانش‌گاه سوره، 1388

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در فرهنگ‌سراي بهمن، 1388

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در فرهنگ‌سراي انقلاب، 1388

آموزش بازی‌گری در آموزش‌گاه استاد سمندريان، 1389

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در فرهنگ‌سراي انقلاب، 1389

آموزش بازی‌گری و كارگرداني در آموزش‌گاه استاد سمندريان، 1390

نمایش‌نامه‌نویسی، دانش‌گاه تهران، دانش‌کده‌ی هنرهای زیبا، 1390

عضو هیئت مدیره‌ی کانون نمایش‌نامه‌نویسان  خانه‌ی تئاتر از سال 1382 تا 1390

 

 

 

 

back