درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
 
 
 
 
 

 بنويسم بود؟

هارولد پينتر درگذشت، نويسنده‌اي از نسلي كه نوشتن را رفتاري سياسي رفتاري روشن‌گرانه مي‌دانست. زمانه عوض شد اما او عوض نشد.

( مكث )

چه خوب كه عوض نشد. روزي روزگاري روشن‌فكر  به كسي گفته مي‌شد كه به خود حق مي‌داد درباره‌ي هر رخ‌داد پيرامون خود و در مقياس بزرگ‌تر در باره‌ي هر رخ‌دادي در جهان واكنش نشان دهد، روزي روزگاري چنين رفتاري ارزش به حساب مي‌آمد. جايي خوانده بودم كه ژان پل سارتر روزي باخبر شد جزوه‌هاي مائوئيست‌ها در سرتاسر پاريس جمع‌آوري شده و  پخش آن ممنوع است. سارتر همراه چند تن ديگر جزوه‌هاي مائوئيست‌ها را به دست گرفت و در خيابان‌ قدم‌زنان جزوه‌ها را بين مردم پخش كرد. نه به اين دليل كه هوادار انديشه‌هاي مائو بود، فقط به اين دليل كه پخش آن جزوه‌ها ممنوع شده بود. او نمي‌توانست در برابر اين منع آزادي بيان سكوت كند. هارولد پينتر متعلق به اين نسل از روشن‌فكران بود و تا پايان زندگي‌اش به آرمان‌هاي نسل خود وفادار ماند. اين وفاداري او به آرمان‌ها در سراسر جهان بر محبوبيت‌ش افزود اما

( سكوت )

در كشور ما تا چند سال پيش نام پينتر به دليل همين وفاداري به آرمان‌هايش، به دليل حمايت‌ش از ...به دليل... به دليل... به دليل... به دليل... به دليل... به دليل... به دليل... به دليل... به دليل... به دليل... به دليل... ممنوع بود. اندكي بعد چاپ نمايش‌نامه‌هايش ممكن شد ولي هنوز اجراي نمايش‌نامه‌هاي او ممنوع است. بنويسم بود؟ آيا نمايش‌نامه‌خواني خيانت يكي از بهترين نمايش‌نامه‌هاي او را در خانه‌ي هنرمندان در هفته‌ي گذشته مي‌توان نويدبخش امكان اجراي كارهاي او دانست؟ به ويژه كه حالا مرده است؟

( مكث )

آيا به راستي پينتر مرده است يا كه زنده‌تر شده است؟ هارولد پينتر نمونه‌ي خوبي است براي آموختن روشن‌‌گرانه و هنرمندانه نوشتن. نمونه‌ي خوبي است براي آموختن روشن‌فكرانه زيستن. نمونه‌ي خوبي است براي بررسي دلايل محبوبيت و جهاني شدن يك هنرمند. نمونه‌ي خوبي است براي جامعه‌اي كه تئاترش سال‌ها ست تعهد را در نوشتن به سخره مي‌گيرد و هنرمند متعهدش هنرمندانه نوشتن را در كار خود چندان مهم نمي‌انگارد، جامعه‌اي كه بي‌ميل است به روشن‌گرانه نوشتن، روشن‌فكرانه زيستن و شجاعانه سخن گفتن. اين بي‌ميلي، اين سكوت در آغاز ناخواسته و رفته رفته تئوريزه شده در ايران به وضع و حال سياسي ما مربوط است. در حلقه‌هاي روشن‌فكري ايران پس از انقلاب احساس هم‌دردي روشن‌فكر با مردم جهان خيلي زود رنگ باخت و پس از آن در آغاز آمرانه سپس آهسته آهسته و بسيار حساب‌شده احساس هم‌دردي روشن‌فكر با مردم پيرامون خود.

از هارولد پينتر مي‌توان ساده نوشتن را آموخت، نوشتن عاري از پيچيده‌گويي مخل و مرعوب‌كننده. او با نمايش‌نامه‌هاي خود به ما مي‌آموزد كه معنا در پس هر موضوعي هر حرفي نهفته است و نيازي نيست به آشكار كردن معنا. او با نشان دادن بي‌ارتباطي دردناك آدم‌‌ها در آثارش نياز عميق انسان‌ به ارتباط را مي‌سرايد. با نشان دادن تهديد و خشونت ما را از خشونت بيزار مي‌كند و  نياز عميق انسان به صلح را يادآور مي‌شود.

( مكث )

يكي از زيباترين حرف‌هايي كه در زندگي‌ام درباره‌ي تئاتر خوانده‌ام حرف او ست: تئاتر يعني ديالوگ.

 

محمد يعقوبي

6- 10- 87

اين يادداشت در تاريخ 7-10-87 در روزنامه‌ي فرهنگ آشتي چاپ شد.

  back