|
این یادداشت را صبح روز
پنجم خرداد نوشتم و واکنشی است به ماجرای سروش و دولتآبادی. شاید
بهتر باشد اول حرفهای دولتآبادی و سروش را به ترتیب با کلیک روی دو
عبارت زیر بخوانید
انتقاد شدیداللحن دولت آبادی از
سروش
30 سال در غار خفته ای و ناگهان
بی خواب شده ای!
یادداشتم را در آغاز
دادم به روزنامهی اعتماد که گفتند صلاح نیست چاپ کنند و با همین
استدلال روزنامهی صدای عدالت هم حاضر نشد چاپ کند. دستاندرکاران
روزنامهی حیات نو قاطعانه گفتند چاپش میکنند. پنجشنبه چون تعطیل بود
قرار شد شنبه در صفحهی آخر آن روزنامه چاپ کنند. از من خواستند اگر به
روزنامههای دیگر هم دادهام به آنان بگویم چاپش نکنند. من پس از نه
شنیدن از روزنامههای اعتماد و صدای عدالت به روزنامهی کلمهی سبز که
از من مدتی بود مطلب میخواست زنگ زده بودم و گفته بودم اگر میخواهند
برایشان بنویسم اول باید این یادداشت را چاپ کنند. چهارشنبه به خاطر
حیات نو به دست اندرکاران روزنامهی کلمهی سبز زنگ زدم و گفتم از چاپ
این یادداشت خودداری کنند و نشستم یادداشتی دربارهی ممیزی برایشان
نوشتم که جبران کرده باشم. صبح روز شنبه 9 خرداد که قرار بود این
یادداشت در حیات نو چاپ شود از آن روزنامه زنگ زدند و گفتند در جلسهی
شب قبلش به این نتیجه رسیدند صلاح نیست چاپ شود. کارد به من میزدید
خون نمیآمد. باورم نمیشد روزنامههای اصلاح طلب فحشهای سروش به
دولتآبادی را چاپ کردهاند حالا میگویند صلاح نیست به این ماجرا دامن
زده شود.
درود بر خانم ندا آل طیب که این روزها خیلی پیگیر چاپ این
یادداشت شد و سرانجام به یاری و پیگیری او این یادداشت در خبرگزاری
ایلنا چاپ شد.
و درود بر علیرضا سعیدی. او تنها کسی بود که ده دقیقه
پس از شنیدن ماجرا همان صبح شنبه 9 خردادماه این یاداشت را در ایلنا
منتشر کرد. |