درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
 
 
 
 
 

  هر روز پنهانی

 

به گمان‌م برتولت برشت بود که گفته بود: تئاتری که نتوان در آن خندید، باید به آن خندید.

توجه به شوخی و ایجاد فرصت برای خنده‌ی تماشاگران یک شگرد در کارهایم است تا با شنیدن صدای خنده‌ی تماشاگران کیف کنم که مردم دارند کارم را تماشا می‌کنند. پس شوخی عنصری مهم و جداناشدنی در کارهایم است اما بله، در این چند سال هیچ‌گاه نمایش‌هایم این همه تماشاگران را نخندانده بود. پیش از این سرشت بیش‌تر نمایش‌هایم حزن‌انگیز بود با چاشنی خنده و شوخی. اما این خنده‌‌زاتر بودن نمایش خشک‌سالی و دروغ عامدانه نبود بلکه در سرشت خود کار نهفته بود.

خنده رفتاری ست مسری و اندکی هم اختیاری. من هنگام تماشای کارهای دیگران کم پیش می‌آید با صدای بلند بخندم  از این رو مسری بودن خنده بر من کارساز نیست. شاید دلیل‌ش منش لج‌باز من است که خوش ندارم تحت تاثیر جمع قرار بگیرم اما بی‌شک دلیل‌ش بیزاری از خنده نیست. اقرار می‌کنم از شنیدن صدای خنده‌ی تماشاگران در کارهایم کیف می‌کنم و مسری بودن آن را بارها تشخیص داده‌ام. اقرار می‌کنم که ترجیح می‌دهم بیش‌تر تماشاگران در کارهایم پذیرنده باشند و پذیرای مسری بودن خنده تا چون من لج‌باز. در کشوری که یادمان داده‌اند به صدای بلند نخندیم، یادمان داده‌اند خندیدن به صدای بلند دور از وقار است چه کیفی دارد شنیدن صدای خنده‌های بلند مردم بی‌اعتنا به این‌گونه آداب‌دانی خودسانسورگرانه، چه کیفی دارد مشاهده‌ی این مسری بودن خنده در کشوری که مردم‌ش را بیش‌تر دعوت‌ می‌کنند به گریستن تا خندیدن، کشوری که شادی و خنده رفتاری سبک‌سرانه تلقی می‌شود و دردمندی خردمندی.

من طبق معمول هر روز پنهانی هم‌زمان با تماشاگران در گوشه‌ی تاریک ورود به سالن چهارسو ایستاده کار را می‌دیدم و به واکنش تماشاگران توجه می‌کردم. خنده‌ی تماشاگران در این نمایش بیش‌تر حاکی از شعف بود. شعف از این‌که در این تئاتر خلوت آدم‌ها را می‌دیدند، خلوت خودشان را حتی. خلوتی که این سال‌ها در تئاتر و سینمای ما حذف شده است. دلیل دیگر شعف تماشاگران و خندیدن‌شان شنیدن حرف‌هایی از زبان بازیگران بود که که گمان نمی‌کردند بشنوند و شعف از تماشای شگرد به کاررفته در این تئاتر برای نمایش ممیزی. راستش هیچ توقع نداشتم تماشاگران با دیدن حرکت آهسته‌ی بازیگران هنگام بازی لحظه‌های سانسور‌شده بنالند، غر بزنند یا گریه کنند. خنده درست‌ترین و خردمندانه‌ترین  واکنش ممکن بود.

خوش‌حالم که این نمایش فرصتی شد تا مردم بخندند و فرصتی که بدانم مردم شوخی‌های مرا دریافته‌اند.

 

محمد یعقوبی

6-7-88

 

 

 

    back