چرا نمایشنامه؟ چرا فصلنامه؟ چندین چرای دیگر و چند چون
محمد یعقوبی
چرا نمایشنامه؟ چون نشریهای وجود ندارد که صرفن به نمایشنامه و نمایشنامهنویسان و متنهای در ارتباط با نمایشنامه اختصاص داشته باشد؛ چون با توجه به روند کند و کشندهی تصویب متن در ادارهی کتاب، وجود چنین نشریهای ضروریتر هم به نظر میرسد؛ چون قانون مطبوعات تنها راهِ ممکن، تنها راهِ قانونیِ گریز از ممیزان و انتشار نوشتههامان است.
چرا فصلنامه؟ چون با توانِ مالیِ خانهی تئاتر، انتشارِ فصلنامه شدنیتر است تا ماهنامه.
چرا واژههای تنویندار را با حرف «ن» مینویسیم؟ چون زیباتر است و خواناتر و صد البته فارسیترنوشتنِ حرف یا واژهای عربی.
چرا مثلن سئوال را سوآل مینویسیم؟ چون معیارِ ما پیرَویِ نوشتار از آوای هر واژه است و سوآل آوانگارترین شکلِ نوشتنِ سئوال است. پس سئوال را سوآل نوشتن هیچ ربطی به همزهستیزی ندارد، که مسئله را به همین صورت با همزه مینویسیم چون گویاترین شکلِ نوشتنِ مسئله همین است. و تآتر را تئاتر مینویسیم با اینکه بیشتر میپسندیم تئاتر را تآتر بنویسیم. پس چرا اینگونه نمینویسیم؟ چون تئاتر به این شکل در اساسنامه و آرم خانهی تئاتر نوشته شده است و البته چون تئاتر به همین شکل هم با آوای آن سازگار است.
و چرا شیفتگی را شیفتهگی مینویسیم و شیفتگان را شیفتهگان؟ چون چرتکهانداختیم و فهمیدیم لزومی ندارد «ه»یِ توسریخوردهی مشهور به «های» ناملفوظ را حذفکنیم. چرا «ه» را حرف زایدی بپنداریم و «گ» را جایگزین آن؟ این رفتار با «ه» فقط خوارپنداشتنِ این حرفِ سیاهبخت نیست، «گ» را هم در حد یک مزدورِ جایگزین خوار میکند. به سود زبان هم که نیست، پراستثناکردنِ زبان است. پس ما به کتاب «درستنویسیی خطِ فارسی» نوشتهی ایرج کابلی اقتدا میکنیم و «گ» را نه جایگزینِ «ه» بلکه حرف میانجی میپنداریم، میانجی برای خوشآوا شدن.
راستی چرا بیفاصلهجدانویسیِ واژهها؟ چرا پیشوندها و پسوندها را چرا واژههای ترکیبی را جدا و بیفاصله مینویسیم؟ مثلن چرا بیچاره را بیچاره، بیشتر را بیشتر یا نمایشنامه را نمایشنامه مینویسیم؟ چون خواناتر است و سازگارتر با ساختارِِ دستورِِ زبانِ فارسی، گویاتر در رساندنِِ معنا پس فهمیدنیتر، همراهتر با آوای کلام و البته یکدستتر و دورتر از سرهمنویسیِ پراستثنا. ولی نمایشنامهها را همانگونه چاپمیکنیم که نمایشنامهنویسان یا مترجمانشان مینویسند. چرا؟ چون شگردِ هر نمایشنامهنویس یا مترجم را در دیالوگنویسی باید پاسداشت.
با این امید که فصلنامهی نمایشنامه سالها بپاید، نخستین گام را برمیداریم. همراهمان باشید.
31-1-1390