ضرورت و اهمیت بازتولید نمایشنامههای ایرانی
(نامه به مجید سرسنگی، مدیر خانهی هنرمندان)
محمد یعقوبی
شناخت ما از نمایشنامههای مشهور جهان نه فقط به دلیل ارزش ذاتی این آثار بلکه به دلیل اجراهای مکرر این آثار در طی سالها بوده است. بیش از دو هزار سال از نگارش نمایشنامههای یونان باستان میگذرد و هنوز این نمایشنامهها در سرتاسر جهان به روی صحنه میروند. اینکه نمایشنامهها بازتولید میشوند امکان منحصربهفرد تئاتر و راز ماندگاری آن است. بر اساس همین امکان منحصربهفرد ما اکنون گنجینهای از آثار مشهور دنیا را میتوانیم نام ببریم و نویسندهگانی را بر اساس بازتولید آثارشان میشناسیم. اگر شکسپیر، چخوف، آرتور میلر، تنسی ویلیامز، هارولد پینتر، دیوید ممت، یاسمینا رضا و...برای ما نامهایی آشنا هستند این آشنایی نتیجهی بارها بازتولید آثارشان بوده است. تئاتر هنریست زنده و غیر قابل تکثیر، به همین دلیل بِهترین راهِ آشنایی با گنجینهی ادبیات نمایشی جهان بازتولید این آثار بوده است. تا امروز اجراهای بسیاری از مرغ دریایی، دایی وانیا، باغ آلبالو، هملت، مرگ دستفروش، هنر، باغ وحش شیشهای توسط کارگردانان گوناگون در سرتاسر جهان از جمله ایران بهروی صحنه رفته است و هنوز هم اگر به سایتهای اینترنتی سالنهای معتبر دنیا سری بزنیم نام این نمایشنامهها را در فهرست اجراهای صحنه خواهیم دید. سال گذشته مرغ دریایی و دایی وانیا در خانهی هنرمندان به روی صحنه رفت و دو سال پیشتر در تالار مولوی مرغ دریایی به کارگردانی دکتر خاکی به روی صحنه رفتهبود ولی در این سالها پیش نیامده است در سالنهای معتبر تئاتر تهران نمایشنامههای مشهور ایرانی به روی صحنه رفتهباشد. به عنوان مثال مرگ یزگرد اثر بهرام بیضایی بیگمان این امکان را دارد که هر سال توسط کارگردانان مختلف به روی صحنه رود. تاسفبار است که در ایران نه تنها برای نمایشنامههای ایرانی چنین فرصتی ایجاد نشدهاست بلکه بازتولید نمایشنامههای خارجی بسیار آسانتر است. بدون شک در نتیجهی سهولت امکان بازتولید نمایشنامههای سرشناس خارجی این باور در ذهن خانوادهی تئاتر ایران رخنه کردهاست که نمایشنامههای خارجی ارزشمندتر از نمایشنامههای ایرانی هستند. در نگاه کلان ایجاد فرصت برای بازتولید نمایشنامههای موفق و شناختهشدهی ایرانی نهضتیست برای خودباوری. ستیز منطقی و خردورزانه با طرز فکر نادرست کسانی است که تئاتر ایرانی را انکار میکنند. همانطور که کشورها از محصولات داخلی در قبال محصولات وارداتی حمایت میکنند نمایشنامهی ایرانی هم نیازمند حمایت است. شاید اختصاص یک سالن برای بازتولید گام موثری برای حمایت از نمایشنامههای ایرانی باشد. پس از گذشت بیش از 150 سال از نوشتهشدن نخستین نمایشنامهی فارسی دیگر زمان آن فرارسیده است که با رجوع به پایاننامههای دانشگاهی، با نظرسنجی از هنرمندان و مراکز هنری فهرستی از نمایشنامههای ارزشمند ایرانی فراهم شود. تردیدی نیست آثاری از پیش از انقلاب تا کنون نوشته شده که گنجینهی ادبیات نمایشی ایران بهشمار میروند. این نمایشنامهها میراث ملی و هنری ما در حوزهی تئاترند و راه مراقبت و حمایت از این آثار بازتولیدشان است.
میدانیم که به دلیل کمبودِ سالن تئاتر و درخواستهای فراوان اجرا بیشتر نمایشها حتا پرتماشاگرترین تئاترها حداکثر سی اجرا داشتهاند، در همین سالها نمايشهاي خيليخوبي اجرا شده كه بسياري از تماشاگران امروزِ تئاتر آنها را نديدهاند. برخي از اين آثار اجراي محدودي داشتهاند و تعدادي در سالنهاي نامناسب به صحنه رفتهاند ضمن اينكه هميشه تماشاگران جديدي به تماشاگران تئاتر اضافه ميشوند كه تمایل دارند كارهاي موفق قبلي را ببينند. به همین دلیل است كه در كشورهاي پيشرفته، نمايشهاي پرتماشاگر سالها بهروی صحنه ميمانند. اما در ایران بارها ادامهی اجرای نمایشهای ایرانی موفق فقط به دلیل نوبت اجرای گروهی دیگر متوقف شده است. یکی از راههای بازتولید، دعوت از گروههاییست که سالها پیش نمایشهای ایرانی موفقی را در تئاتر کشور اجرا کردهاند، ولی این تنها راه نیست. میتوان از کارگردانان دیگر خواست در صورت تمایل آن نمایشنامهها را بازتولید کنند. اما بدیهیست اگر از همان گروه موفق قبلی برای بازتولید دعوت شود علاوه بر نویسنده، کارگردان اثر هم دوباره احیاء خواهد شد و حتا ممکن است که این کارگردان در بازتولید سراغ همان بازیگران اجرای قبلی برود و بنابراین بازیگرانی هم دوباره احیاء می شوند و در نتیجه یکی از نمایشهای موفق سالها پیش دوباره احیا خواهد شد. این بیگمان گامی هم برای حرفهایکردن کار تئاتر است. حمایت از بازتولید نمایشنامههای ایرانی باعث خواهد شد کارگردانها انگیزهی اجرای نمایشنامههای ایرانی را پیدا کنند زیرا میبینند که بیش از نمایشنامههای خارجی به نمایشنامههای ایرانی بها دادهمیشود. ایجاد فرصت برای اجرا و باز تولید نمایشنامههای ایرانی در زیرمتن خود حاوی این پیام است که نمایشنامههای ایرانی یکبار مصرف نیستند و ارزش اجراهای مکرر توسط کارگردانان مختلف را دارند.
مخالفان بازتولید ممکن است بگویند با این کار خلاقیت از نویسندهگان و کارگردانها گرفته میشود و همه به اصطلاح پختهخواری خواهند کرد و ایدههای جدید بروز و ظهور نخواهند یافت. در پاسخ باید گفت بازتولید نمایشنامههای یونان باستان در طی قرنها مانع بروز ایدههای جدید نشدهاست، بازتولید نمایشنامههای شکسپیر، چخوف و... هیچگاه مانع از درخشش استعدادهای جدید نشده است. پس قرار نیست همهی کارگردانها فقط به بازتولید بپردازند، نوآوران میتوانند ایدههای جدید خود را اجرائی نمایند.
پیشنهاد میکنم در این راستا با مطالعه پایاننامههایی که به این موضوع پرداخته است و همچنین با تشکیل شورایی تخصصی نمایشنامههای ارزشمند ایرانی از آغاز تا کنون شناسایی شوند و از کارگردانها دعوت شود از میان آن نمایشنامهها، متن مورد نظرشان را برای بازتولید برگزینند، ممکن است کارگردانی نمایشنامهای را برای بازتولید به شورا پیشنهاد کند که در فهرست شورا نباشد، در این صورت شورا از او خواهد خواست دلایل اهمیت آن نمایشنامه را برای بازتولید اعلام کند.
در صورت موافقت مدیریت محترم خانهی هنرمندان مبنی بر بازتولید نمایشنامههای ایرانی پیشنهاد میکنم یک سالن به بازتولید نمایشنامههای ایرانی اختصاص دادهشود یا برای هر فصل بازتولید یک نمایشنامهی ایرانی موفق در برنامههای اجرا در سالنهای ایرانشهر گنجانده شود و هر سال دست کم چهار نمایشنامهی ایرانی بازتولید شود.
18-4-90