تماشاگر در خانهاش
جلوي تلويزيون نشسته و مختار است هر لحظه كه دلش ميخواهد با
كنترل تلويزيون بازي كرده و كانال عوض كند. راستاش را بخواهيد
كانال عوض كردن سرگرمي بامزهاي ست. ولي چه ميشود كه تماشاگري
هنگام كانال عوض كردن روي يك شبكه درنگ ميكند، دست از
بازيگوشي برميدارد و به صفحهي تلويزيون خيره ميشود؟
در
طي اين سالها هر گاه جايي براي آموزش تئاتر دعوت شدهام يكي
از اولين پرسشهايم از هنرجويان اين بوده كه آيا تاكنون تئاتر
ديدهاند؟ بيشتر آنان تئاتر نديدهاند و تئاتر را از طريق
تلويزيون ميشناسند و بيشترشان اگر ببينند در كانالي
تلهتئاتر پخش ميشود بيدرنگ با كنترل تلويزيون كانال را عوض
ميكنند. چه اتفاقي افتاده است؟ چرا تلهتئاتر بيشتر وقتها
در تماشاگران دافعه ايجاد كرده است؟
با پرسش از آدمهاي گوناگون از هر سني در بارهي تلهتئاتر
كه آيا ميبينيد يا نه، به اين نتيجهي قاطع رسيدهام كه ايراد
از تماشاگران نيست. ايراد از كيفيت آثاري است كه به عنوان
تلهتئاتر در طي سالها از تلويزيون پخش شده است. واقعيت اين
است كه تماشاگران تلويزيون ثابت كردهاند كه سريالهاي كمارزش
غيرهنري را هم تماشا ميكنند. پس چرا اين تماشاگران از ديدن
تلهتئاتر گريزانند؟ غيرمسئولانهترين و در عين حال سادهترين
پاسخ اين است كه تلهتئاتر هنري است ارجمند، سخت فهم و داراي
مخاطب خاص و مردم در حدي نيستند كه تماشاگر تلهتئاتر باشند.
اما به راستي تا كي ميخواهيم با اين پاسخهاي ساده خودمان را
تبرئه كنيم. بله، گرچه مردم هر سريال كمارزشي را تماشا
ميكنند اما همين مردم از پخش سريالهاي ارزشمند هم بارها
قدرداني كردهاند. آنان در واقع با قدرداني از سريالهاي
ارزشمند همواره به نقد تلويحي سريالهاي كمارزش پرداختهاند.
حتي در موارد استثنايي كه تلهتئاتري شاخص از تلويزيون پخش شده
تماشاگران از بازيگوشي با كنترل تلويزيون دست برداشتهاند. پس
به پرسش خود باز ميگردم. چه گونه است كه اين مردم حتي به
تماشاي سريالهاي كمارزش هم مينشينند اما از تماشاي
تلهتئاتر گريزانند؟
بيشتر تلهتئاترها در يك عامل با
سريالهاي كمارزش مشتركند. هر دو فاقد ارزشهاي هنري، فاقد
كيفيت لازم هستند.
يك تلهتئاتر مانند هر اثر هنري ديگر به
منظور ارتباط با تماشاگر بايد قصهاش را خوب بگويد، بازيگري
قابل قبولي داشته باشد و از تصويرسازي شايسته برخوردار باشد.
بيشتر تلهتئاترهايي كه تاكنون از تلويزيون پخش شده بر اساس
متون نمايشي معتبر جهان بوده پس ايراد از كجاست؟ پاسخهايي كه
من تاكنون شنيدهام حاكي از اين است كه در بيشتر موارد
بيعلاقهگي تماشاگران به تماشاي تلهتئاتر به نحوهي بازيگري
تلهتئاترها ربط پيدا ميكند. تماشاگران حتي در سريالهاي
كمارزش هم بازيهاي چندان بدي نميبينند ولي همه ما در
تلهتئاترها بارها شاهد بازيهاي تصنعي، درشت و باورناپذير از
بازيگراني بودهايم كه در يك فيلم يا سريال خيلي باورپذير و
راحت و صميمي بازي كردهاند. من سردرنميآورم و برايم تعجبآور
است كه هنوز بازيگران و كارگردانان بسياري ميپندارند جنس بازي
در تلهتئاتر و بازي در فيلم با هم فرق دارد. شايد چون در طي
سالهاي گذشته بيشتر تلهتئاترها بر اساس متون نمايشي
غيرايراني بوده اين بازيهاي باورناپذير و تصنعي ناشي از تلاش
عبث بازيگران و كارگردانان به منظور شخصيتپردازي كاراكترهاي
خارجي بوده باشد. تماشاگران تلهتئاتر را به خاطر بازيهاي
اغلب تصنعي بازيگران دوست ندارند و به خاطر اصرار مخرب اكثر
كارگردانان به اينكه تله تئاتر را مانند تئاتر ميپندارند و
به استفاده از امكانات ولو ابتدايي دوربين علاقهاي نشان
نميدهند. بارها شاهد تله تئاترهايي بودهايم كه كارگردانان
دوربين را در جاهاي مشخصي كاشته و مانند يك تئاتر كه تماشاگر
از ديوار چهارم به نمايش نگاه ميكند فقط از يك دوربين به
دوربين ديگر پاس دادهاند و هر از گاه نماهاي درشت بيربطي
گرفتهاند ولي همواره از همان جايگاه ثابت دوربينها. غافل از
اينكه اگر دوربين به لحاظ بيان امكاناتي به ما ميدهد كه در
صحنهي تئاتر امكانپذير نيست، عدم استفاده از آن امكانات
اشتباه محض است. اصولا اين باور جزمي كه تلهتئاتر با فيلم فرق
دارد منتج به توليد آثار ملالآور شده و مخاطبان را نسبت به
تماشاي تله تئاتر دلسرد كرده است و حتي ميل و حس كنجكاوي
تماشاگران را به تماشاي تئاتر زنده بر روي صحنه كشته است چون
تصور نادرستي از تئاتر ارائه داده است. براي همين است كه تصور
بيشتر مردم از تئاتر بازيهاي غلوآميز و تصنعي است. نتيجه
اينكه: اي دست اندركاران محترم توليد تله تئاتر! اي بازيگران
و كارگردانان محترم! شما را به هر چه كه مقدس ميپنداريد سوگند
ميدهم، باور كنيد تلهتئاتر هم يك فيلم است و دوربين به
بازيهاي درشت تصنعي حساسيت نشان ميدهد و اين حساسيت را به
تماشاگر هم منتقل ميكند.
ميدانم كه به تازگي شبكهي چهار
تلويزيون به توليد تلهتئاتر بر اساس متون نمايشي ايراني تمايل
نشان داده و حتي نسبت به توليد تلهتئاتر بر اساس متون نمايشي
ايراني مصممم است. تصميم بسيار بهجايي است و شايان تحسين. اين
حركت شايستهاي است به منظور اشاعهي هنر تئاتر ايران در ميان
مردم و تماشاگران آن سوي مرزها. فرصت بسيار خوبي است براي
معرفي بضاعت تئاتر كشورمان و علاقهمند كردن مردم به تماشاي
تلهتئاتر و همچنين كنجكاو كردنشان به تماشاي تئاتر زنده.
ولي هر گونه بيسليقهگي و سهلانگاري در انتخاب
نمايشنامههاي ايراني براي توليد تلهتئاتر و انتخاب
نمايشنامههاي كمارزش ضربهي مهلك ديگري خواهد بود به بدنهي
نحيف تئاتر كشورمان.
محمد يعقوبي؛ نويسنده و كارگردان تئاتر
(ارديبهشت
ماه 1386)



