درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
 
 
 
 
 

 سگي در خرمن‌جا، سزاوار نوازش

 از نصرت لله نويدي چهار نمايش‌نامه خوانده‌ام، دو تاش يعني نمايش‌نامه‌هاي " ارباب و نوكر"  و " شب " نمايش‌نامه‌هايي از بس ضعيف‌ند كه نوشتن درباره‌شان اتلاف وقت است. نمايش‌نامه‌ي سوم: " تامارزوها " اين‌قدر مهم نيست كه لزومي داشته باشد درباره‌ش حرفي زده شود، اما نمايش‌نامه‌ي چهارم اين نويسنده " سگي در خرمن‌جا " همواره مرا به نوشتن و حرف زدن درباره‌اش وسوسه كرده است. " سگي در خرمن‌جا " به نظر من يكي از بهترين نمايش‌نامه‌هاي روستايي ادبيات نمايشي ما ست. و همين اثر از نصرت الله نويدي بس كه او همواره در ادبيات نمايشي ايران ماندگار باشد.  آن‌چه مرا موظف مي‌كند همواره از او و اين اثر ماندگارش  به نيكي ياد كنم، تلاش عمدي و آگاهانه‌ي جرياني است كه در دهه‌ي شصت براي حذف نام و آثار  نمايش‌نامه‌نويسان قبل از انقلاب صورت گرفته است، تلاشي كه گرچه نتوانسته باعث حذف نويسندگان مطرحي چون اكبر رادي، بهرام بيضايي و غلامحسين ساعدي ‌شود اما موانع بسياري براي حضور اين سه نويسنده‌ي مطرح ايجاد نموده و در خصوص نويسنده‌اي چون نصرت‌الله نويدي تلاش توام با موفقيت بوده است. آن‌چه مرا موظف مي‌كند درباره‌ي نصرت‌الله نويدي و اين اثر به يادماندني‌ش بنويسم مواجه بودن با انبوه آثار ضعيف، سطحي و گاه متوسط ترجمه‌شده‌اي است كه در دانش‌كده‌ها و آموزش‌گاه‌ها به دانش‌جويان تئاتر معرفي مي‌شود در حالي كه مي‌بينم بيش‌تر دانش‌جويان اين رشته " سگي در خرمن‌جا " را نخوانده‌اند و اصلا نمي‌دانند چنين نمايش‌نامه‌اي وجود دارد. آن‌چه مرا وامي‌دارد درباره‌ي " سگي در خرمن‌جا " بنويسم متاثر از تلاشي ست كه جوامع سالم و فرهنگي براي معرفي آثار نويسندگان خود مي‌كنند و من چنين تلاشي را در جامعه‌ي خودمان احساس نمي‌كنم.  آن‌چه مرا موظف مي‌كند درباره‌ي نصرت‌الله نويدي و نمايش‌نامه‌اش " سگي در خرمن‌جا " بنويسم واكنشي ست به ادعاهاي غيرمسئولانه‌ي برخي اساتيد مبني بر اين‌كه در ايران اثر دراماتيك وجود ندارد. به نظر من در حيطه‌ي ادبيات دراماتيك ايران " سگي در خرمن‌جا "يكي از آثار ميراث فرهنگي ما ست. اثري كه هنوز هم تازه است. ريتم عصبي اين اثر هنوز هم اثرگذار است. در مقايسه با آثار بسياري كه اگر در زمان خود خاصيتي هم داشته‌اند اكنون با گذشت زمان بي‌خاصيت شده‌اند " سگي در خرمن‌جا " هنوز خاصيت دارد. هنوز هم مخاطب را با خود درگير مي‌كند. تقابل ملموس موجود در نمايش‌نامه عامل موثر در همراهي  مخاطب  تا پايان اثر است. فضاي اعتراض‌آميز حاكم بر اثر باعث نزديكي مخاطب با شخصيت‌ اصلي مي‌شود. آشكار است كه نويسنده شخصيت‌هاي خود و شرايط آنان را به خوبي مي‌شناسد. مهم‌ترين عامل موفقيت اين اثر همين است كه نويسنده‌ درباره‌ي كساني نوشته است كه بخوبي مي‌شناسدشان. اميدوارم اصرار من بر اهميت نمايش‌نامه‌ي " سگي در خرمن‌جا " اين‌ گونه تعبير نشود كه با اثر كاملي طرفيم.  بديهي ست  اين نمايش‌نامه مانند هر اثر هر نويسنده‌اي كامل نيست. اصولا نگاه  كمال‌گرايانه به  آثار يكي از موانع در حيطه‌ي فرهنگي كشور ما ست. مقايسه‌ي آثار مطرح خارجي با اصول كمال‌گرايانه‌ي ما اين حقيقت را آشكار مي‌كند كه يكي از دلايل شهرت بسياري از آثار مطرح كشورهاي دنيا اين است كه اصولا برخورد دست‌اندركاران فرهنگي آن كشورها برخورد نوازش‌گرانه با آثار فرهنگي خود است. در واقع چنان‌چه اثري برخوردار از موقعيتي دراماتيك و بشري باشد ضعف‌هاي موجود در اين آثار ناديده گرفته شده و به پاس ارزش‌هاي موجود در اين آثار اقدام به معرفي و بزرگداشت اين آثار مي‌كنند. لابد ارائه‌ي يكي دو مثال براي اثبات اين سخن ضروري ست. دو نمايش‌نامه‌ي " كودك مدفون" نوشته‌ي سام شپارد و " دوشيزه و مرگ " نوشته‌ي آريل دورفمن كه هر دو جايزه‌ي پوليتزر گرفته‌اند نمونه‌‌هاي روشن‌گري هستند.  " كودك مدفون " اصولا نمايش‌نامه‌ي متوسطي است. اما تقابل موجود در اثر و فضاي خاص حاكم بر آن باعث شده برخورد نوازشگرانه‌اي با آن شود و حتي جايزه‌ي پوليتزر به آن داده شود. " دوشيزه و مرگ " كه خودم هم علاقه به اجراي آن دارم آغازي ملال‌آور  و  پايان بسيار ضعيفي دارد. توضيح صحنه‌ي آريل دورفمن در پايان اين نمايش‌نامه واقعا پيش‌پاافتاده و  بي‌ربط با كل اثر است. ولي تقابل ملموس، ريتم جذاب بدنه‌ي اثر، شخصيت‌پردازي استادانه و ابهام موجود در اثر  كافي ست كه نمايش‌نامه‌ي " دوشيزه و مرگ " سزاوار نوازش باشد. شايسته اين است كه برخورد ما نيز با آثار فرهنگي‌مان نوازش‌گرانه باشد. " سگي در خرمن‌جا " يكي از آثار سزاوار نوازش است.    

   محمد يعقوبي

17-11-82

 

 
    back