|
اگر اين قول مشهور را بپذيريم كه هنرمند راستين
فرزند زمانهي خويش است و در اثر هنرمند راستين افكار و انديشههاي مردم
زمانهاش متبلور است، در بيست و چند سال گذشته هنرمند ايراني براي اينكه
بيانگر فرهنگ حقيقي زمانهي خود باشد با مشكلات جدي روبهرو بوده است. به
طور مشخص در حوزهي تئاتر مديران همواره هنرمندان را به طرح مضامين مورد
تاييد خود سوق داده و به نوشتن دربارهي مضامين موردنظر خود تشويق
كردهاند.
در دههي شصت نگرش غيرسياسي و غيراجتماعي تشويق
ميشد، در تقابل با استقبال فراوان مخاطبان از نمايشهاي سالهاي 57 و 58.
آنان كه نميخواستند مطابق ميل مديران كار كنند به اجراي نمايشهاي
غيرايراني روي آوردند.
در اوايل دههي هشتاد مديريت شروع كرد به تشويق
نمايشهاي بيديالوگ و صرفا فرماليست بيدردسر در تقابل با نمايشهاي
ديالوگمحور و اجتماعي اواخر دههي هفتاد كه با استقبال فراوان مخاطبان
روبهرو شده بود.
و در سال 85 مديريت شروع كرد به تشويق نمايشهاي
غيرايراني. ابدا مخالف اجراي نمايشهاي غيرايراني نيستم ولي در سال گذشته
شاهد اجراي نمايشهاي غيرايراني توسط كساني بوديم كه سالها ست آنان را با
اجراي آثاري ايراني ميشناسيم و آنان در مصاحبههاي خود اعلام كردهاند كه
علت اجراي نمايشنامههاي غيرايراني عدم تصويب نمايشنامههايشان توسط
شوراي نظارت بوده است. نادربرهاني به عنوان نويسندهاي علاقهمند به طرح
مسائل اجتماعي روز و حسن باستاني به عنوان نويسندهاي علاقهمند به طرح
ريشههاي تاريخي ايران نمونههاي قابل توجهاي هستند براي اثبات نظرم
دربارهي جريان هدايتشدهي سال گذشته. مخاطبان تمايل خود را به ديدن مسائل
اجتماعي و به روز در سالهاي پاياني دههي هفتاد با استقبال بينظير خود از
چنين نمايشهايي اثبات كرده بودند و چه كسي است كه نداند سال 85 سال ميل
فراوان مردم به شناخت ريشههاي تاريخي خود بوده است؟
در بيست و چند سال گذشته همواره مديران فرهنگي يك
كار كردهاند و صرفا مصاديق كارشان متفاوت بوده است. آنان همواره هراسان از
طرح مضامين حقيقي و واقعبينانهي هنرمندان از روزگار خود به ايجاد موانع
در راه تبلور حقيقت زمانه در آثار هنرمندان همت گماشتهاند.
محمد يعقوبي
15-1-86
|