نقد زیستمحیطی
سانسور در خون ما تزریق
شده است
دربارهی سانسور و سانسورِ سانسور
لابد
باید و میتوان
گفتوگو با رادیو(فایل صدا)
خشکسالی و بیست و پنج
پشت نامهای دروغین
سانسور در خون ما رفته است
شخصیت چنین میگوید نه من
همانقدر میگویم که لازم است
دربارهی این روزها بنویسید
ارتباط با دنیای بیرون
من يعقوبي سال 78 نيستم
تئاتر
پيش از هر چيز هنرمند
را تغيير ميدهد
هنوز آغاز راه هست
جرم خدا اندازهي جرم من است
مسیر نوشتن نامعلوم است
ضرورت ارگانيك، ضرورت زيباشناسانه
تئاتر اجتماعي استمرار خواهد يافت
اقتباس
يعني؛ وفاداري در عين بيوفايي
آدمهاى
دوست داشتنى نمايش
اقتباس هميشه جزو كارهاي من است
ديگر محدوديت هاي نمايش كلاسيك را
نداريم