درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
 
 
 
 
 

 مصاحبه‌گر:   روزبه حسيني

# تعهد در معناي عام در نظر شما:

تعهد در معناي عام و در واقع والاترين معنا، تعهد هر انسان در قبال انسان‌هاي ديگر در چارچوب روابط متقابل و بشري ست و در معناي خاص، تعهد هر شخص در حيطه كار خود است. بنابراين از  هر انسان توقع مي رود در قبال ديگران از نقطه نظر رفتارهاي بشري احساس تعهد كند و اگر اين انسان يك فيلم‌ساز يا نقاش يا  حتي يك كفاش باشد، توقع بر اين است كه صرفا در حيطه كار خود احساس تعهد كند و بكوشد قدمي مؤثر در حيطه كار خود بردارد. يك كفاش اگر كفش‌هاي خوبي بسازد كه مشتريان‌ش احساس راحتي كنند، كفاش متعهدي است، اما كفاشي كه دست از كفاشي خود بردارد و  جلوي مغازه‌اش سخن‌راني سياسي بكند، يك كفاش غيرمتعهد است. همين كفاش اگر به مسئوليت خود در قبال ديگران در چارچوب روابط بشري واقف باشد و  بكوشد كفش‌هاي خوب خود را بسازد و بعد جلوي مغازه‌اش سخن‌راني سياسي بكند، يك انسان از هر نظر متعهد است.  اما در كشور ما واژه تعهد همواره معنايي سياسي داشته و دارد. بر همين اساس كشور ما پر از كساني ست كه تعهد سياسي خود را جار مي‌زنند، حال آن‌كه در چارچوب رفتارهاي بشري و روابط خصوصي موجوداتي تحمل‌ناپذير و مضر  هستند و در حيطه كار خود تنبل و فاقد خلاقيت.

# تعهد در هنر تئاتر:

شخصي كه از جريان عام و همانندگرا در حيطه تئاتر پرهيز كند و در چارچوب فرديت خود عمل كند، به نظر من متعهدترين شخص در حيطه تئاتر است.

# ضديت با جريان تعهد در تئاتر:

با توجه به اعتقاد شخصي‌م درباره تعهد در تئاتر، كسي كه در حيطه هنر خود احساس تعهد نكند و حتي با آن ضديت داشته باشد، از مهم‌ترين ويژه‌گي يك هنرمند قابل احترام عاري ست.

# كاركرد روز تعهد براي عصر ما:

بي‌شك نشان‌گر توجه به اين مقوله بوده و موثر است.

# ديدگاه تاريخي در ايران نسبت به تعهد:

در كشور ما به‌خاطر مسائل سياسي كه همواره درگيرش بود‌ه‌ايم و هستيم، واژه تعهد بي‌درنگ معناي بسيار محدود و مشخصي را به ذهن متبادر مي‌كند. و بر اين اساس از هنرمند انتظار مي‌رود كه به معناي سياسي در آثار خود متعهد باشد. فكر مي‌كنم اين بدترين نوع تعهد در هنر است. وظيفه هنرمند در وهله اول اين است كه به هنر خود متعهد باشد. هنرمندي كه اثرش بويي از هنر نبرده باشد، ولو اين‌كه مهم‌ترين مسائل سياسي كشور را به شكلي جسورانه‌اي مطرح كرده باشد، از نظر من صرفا يك انسان سياسي ست كه مي‌تواند در عرصه سياست شخص بسيار موثري باشد، نه در عرصه هنر. 

# ديدگاه تاريخي در اروپا نسبت به تعهد:

اين پرسش بي‌درنگ بحث تاريخي هنر براي هنر را به يادم مي‌آورد، همچنين واژه تعهد يادآور نام ژان پل سارتر است. راجع‌ به هر كدام از اين‌ها اگر بخواهم بنويسم ناشي‌گري كرده‌ام، چون كتاب‌هاي بسياري در اين‌ باره به چاپ رسيده كه بهتر از من درباره  اين مقوله تاريخي در اروپا توضيح مي‌دهد.

# تعهد از منظر نويسنده، گارگردان [ و بازيگر ]ي با شناسه‌هاي محمد يعقوبي:

آخرين نمايش‌نامه‌اي كه نوشته‌ام يك دقيقه سكوت نام دارد و  واكنش من به يكي از مهم‌ترين وقايع سياسي اخير است، اما تمام تلاش من اين بوده كه يك دقيقه سكوت قبل از هر چيز به معناي واقعي يك نمايش‌نامه براي تئاتر باشد. اگر روزي يك دقيقه سكوت اجرا شود و از نظر تماشاگران نمايشي سياسي و فاقد ارزش‌هاي هنري و بشري تلقي شود، در واقع اثري عاري از تعهد است. دل‌م مي‌خواهد كاري كه تماشاگر از من مي‌بيند، نه يك مقاله سياسي باشد، نه يك مقاله فلسفي، نه نمايش رقص و نه فولكلور. به عنوان مشخص و روشن تئاتر باشد و واجد ويژگي‌هاي فردي من به عنوان صاحب اثر. بنابراين بايد متفاوت و متمايز از كار ساير دست‌اندركاران اين هنر باشد. فكر مي‌كنم هيچ‌چيز بدتر از همانندگرايي در هنر نيست. اگر نگاهي به تئاتر ده سال گذشته بكنيد، خواهيد ديد كه كم‌تر كسي تلاش كرده در چارچوب توانايي و ويژگي منحصر به فرد خود كار كند، به همين دليل بيش‌تر نمايش‌ها شبيه هم است.

 

 

  back