درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
 
 
 
 
 

محمد یعقوبی در گفتگو با مهر:

تدوين و موسيقي زمستان 66 راضي كننده نبود

من روی ساخت تئاتر تلویزیونی "زمستان 66" دقت زیادی داشتم. اما از انتخاب موسیقی و شرایط تدوین آن راضی نبودم، چون می‌توانست بسیار بهتر از این باشد.

محمد یعقوبی، نویسنده و کارگردان هنری تئاتر تلویزیونی "زمستان 66"، در گفتگو با خبرگزاری "مهر" در خصوص شکل گیری این اثر گفت: "در سال 1383 بر اساس تصمیمی که از سوی مدیران شبکه 4 سیما گرفته شده بود، برای ساخت 30 تله تئاتر با کارگردان های مختلف این عرصه گفتگو شد. یکی از این کارگردان ها من بودم که برای تولید یک تئاتر تلویزیونی به من پیشنهاد ارائه متن داده شد. در آن زمان چند تهیه کننده با من تماس گرفتند تا برای ساخت این تله تئاتر همکاری کنیم که آقای حامدی خواه یکی از این تهیه کنندگان بود و من به خاطر شناخت قبلی و تئاتری بودن به وی جواب مثبت دادم."

وی خاطرنشان ساخت: "انتخاب متن به خودم سپرده شده بود و من "زمستان 66" را برگزیدم، چون هم ایرانی بود و هم در زمان اجرای صحنه ای استقبال خوبی از آن شد. از سوی دیگر، من در آن زمان شنیده بودم که شبکه چهار اقدام به خرید چند تله تئاتر خارجی کرده، به همین خاطر در انتخاب یک متن ایرانی بیشتر مصمم شدم. صحبت ها و توافق لازم در خصوص ساخت این کار انجام شد و در بهمن سال 84 کار کلید خورد."

این کارگردان درباره کارهایی که برای تبدیل این نمایشنامه از یک کار صحنه ای  به تئاتر تلویزیونی انجام داده است، توضیح داد: "مهمترین کاری که در این خصوص انجام دادم، بازنویسی متن بود. یعنی در بازنویسی دیالوگ هایی را به متن اضافه کردم. داستان این متن در اصل بازخوانی نمایشنامه به وسیله زن و مردی است که متن نوشته شده مرد درباره اولین روز موشک باران تهران را با هم مرور می کنند و در اصل داستان از زاویه دید همسر نویسنده مطرح می شود. در اجرای صحنه ای فقط صدای این زن و مرد شنیده می شود و هیچ وقت تماشاگر این زوج را نمی بیند که با توجه به خصوصیات یک اثر صحنه ای قابل قبول و توجیه پذیر بود، اما در اجرای تلویزیونی این کار غیرمنطقی به نظر می رسید که بیننده فقط صدای این دو نفر را بشنود و از طرف دیگر می توانست حتی خسته کننده باشد. دوم اینکه من اصرار داشتم برای اجرای متن دو لوکیشن انتخاب شود. لوکیشن مربوط به زن و مرد خانه ای واقعی و کاملا رئالیستی باشد که همین اتفاق هم افتاد و یک خانه واقعی برای دو روز ضبط در اختیار گروه قرار گرفت."

یعقوبی ادامه داد: "پیشنهاد بعدی من در مورد رویدادگاه بود. جایی که شخصیت های داستان اتفاق را رقم می زنند. برای این لوکیشن هم یک استودیو انتخاب شد که من اصرار زیادی داشتم استودیو هم طراحی صحنه ای بسیار رئالیسی داشته باشد. چون در دیگر تئاترهای تلویزیونی که من دیده بودم، طراحی صحنه و لباس به گونه ای تصنعی و آزاردهنده به نظر می رسید، ولی من اصرار داشتم طراحی کاملا با شرایط امروز جامعه هماهنگی داشته باشد و همان مساله ای که من را در دیگر تئاترهای تلویزیونی آزار می داد در مورد این کار اتفاق نیفتد. سومین کار در این زمینه کارکرد دوربین بود. در بیشتر تله تئاترها از دوربین همانند دید تماشاگر از دیوار چهارم در اجرای صحنه ای استفاده می شود. در حالی که این اشتباه است. چون در تئاتر صحنه ای چاره دیگری وجود ندارد و دید تماشاگر ثابت است، اما در تئاتر تلویزیونی دوربین می تواند حرکت کند و من اصرار داشتم که دوربین در صحنه حرکت داشته باشد و به جاهای مختلف سرک بکشد. حتی در برخی جاها از حرکت 360 درجه دوربین استفاده شد تا تمامی دیوارهای صحنه دیده شود. اما حیف که با اشتباه کارگردان تلویزیونی روی یکی از نماهای 360 درجه دوربین تیتراژ گذاشته می شود و چون در این لحظه بیننده به اسامی تیتراژ بیشتر توجه می کند، در اصل این نما چندان دیده نمی شود."

کارگردان هنری تله تئاتر "زمستان 66" تاکید کرد: "اصولا این اثر آنطور که باید راضی ام نکرد. البته دوستان و نزدیکان به من زنگ می زنند و در خصوص ساخت اثر به من تبریک می گویند، اما این تله تئاتر به طور کامل مرا راضی نکرد. من کمال طلب نیستم و شاید برای نمونه پخش تیتراژ روی نمای پایانی چندان به من مربوط نمی شود، اما در مورد مسائلی هم که به من مربوط می شود چندان نظراتم اعمال نشد. برای نمونه موسیقی این کار بسیار نامربوط بود. یعنی این موسیقی نه انتخاب آیدین کیخایی به عنوان آهنگساز گروه بود و نه انتخاب من. بلکه موسیقی را تهیه کننده و کارگردان تلویزیونی انتخاب کردند و به من گفتند که حق اظهار نظر در این مورد را ندارم و کارگردان هنری باید به مساله بازیگردانی بپردازد. در حالی که از نام کارگردان هنری بر می آید که در مورد تمامی امور هنری اثر اظهار نظر کند. البته امکان دارد این موسیقی به خودی خود اثر خوبی باشد اما هیچ ربطی به کار من نداشت."

وی افزود: "نگاه انتخاب کنندگان موسیقی این بود که موسیقی در آغاز شور و جریان زندگی را تداعی کند و بعد به فاجعه منجر شود. در حالی که این نگاه در مورد کار من نادرست است. چون نمایشنامه را من نوشته ام و بهتر از جزئیات آن اطلاع دارم. این نگاه اشتباهی بود که به اثر من شد که بسیار ازاین بابت متاسفم. البته در ابتدا و در زمان تولید و ضبط استودیویی هماهنگی خوبی میان ما وجود داشت، اما هنگام مونتاژ آنها به من گفتند که کار کارگردان هنری در استودیو تمام می شود. اگر قرار باشد تئاتر تلویزیونی دیگری تولید کنم حتما جزو شرایط قرارداد خواهم آورد که اظهار نظر نهایی درباره موسیقی با من است و هر زمان که کارگردان هنری بخواهد، می تواند سر تدوین حضور یابد و به اظهار نظر در این مورد بپردازد. چون وقتی نهایی شده کار را دیدم حیفم آمد. کار می توانست خیلی بهتر از این در بیاید."

یعقوبی خاطرنشان ساخت: "البته در همان زمان به ما گفته بودند که می توانیم موسیقی پیشنهاد بدهیم و ما موسیقی های مختلفی را پیشنهاد دادیم که برای کار مناسب بود و در مورد استفاده نکردن از این موسیقی تاکید داشتم، اما به نظر من در این مورد لجبازی شد و در هنگام تدوین بخش دوم به صورت تلویحی از من خواسته شد که سر باکس مونتاژ نروم. این مشکل در خصوص حذف های بی مورد هم اتفاق افتاد. یعنی بخشی از متن را بی جهت و به طور کامل حذف کردند. در پایان  کار همسر نویسنده با اتمام نوشته ها به همسرش می گوید "پس ادامه ش کو؟" و او پاسخ می دهد "من هنوز تمامش نکردم، اما20 دقیقه بعد همه می میرند". اما بخش اول دیالوگ حذف می شود و به صورت ناگهانی فقط حرف نویسنده در مورد مردن شخصیت ها شنیده می شود. من روی متن تعصب ندارم. اما مساله اینجاست که کلمات بار مفهومی و ارزشی دارند و حذف بخشی از دیالوگ ها کاری کاملا غیرحرفه ای است. هر چند که امکان دارد بیننده به طور کامل متوجه این حذف نشود، اما به هر حال روی کیفیت اثر تاثیر می گذارد."

یعقوبی درباره اینکه بازیگران اجرای صحنه ای این نمایش با اجرای تلویزیونی آن تفاوت دارند در حالی که جز مرحوم پوپک گلدره سایر بازیگران مشغول فعالیت هستند و امکان استفاده از آنها با توجه به سابقه اجرا و نقش پردازی خوب آنها میسر بود، استفاده از بازیگران جدید چه دلیلی دارد، اعلام کرد: "در سال 1376 که من این متن را کارگردانی کردم، این اثر دومین کار صحنه ای من به شمار می رفت و چندان شناخته شده نبودم. در عین حال ما آن زمان یک گروه تئاتری داشتیم و من به همین خاطر نقش مادر را به ریما رامین فر به خاطر فیزیکش و نقش دختر را به پانته آ بهرام دادم. اما در این کار نمی توانستم نقش مادر را به یک بازیگر جوان بسپارم و به همین خاطر به سراغ آهو خردمند رفتم که از نظر فیزیک و سن و سال با مادر داستان هماهنگی داشته باشد. از سویی، ما در آن زمان یک گروه تئاتری بودیم که بعدها این گروه به هم خورد و من دیگر با آنها ارتباط کاری نداشتم. البته به عقیده من بازیگرانی هم که برای اجرای تلویزیونی این نمایشنامه انتخاب کردیم از بازیگران صحنه ای اثر هیچ چیزی کم نداشتند."

وی درباره اینکه در گفتگوهایی که پیش از این انجام داده به این مساله اشاره داشته است که همواره خصوصیات شخصیت های متن را بر اساس ویژگی های بازیگران خود شکل می دهد و با این حساب متن بر اساس ویژگی های بازیگران صحنه ای اثر شکل گرفته است و می تواند با بازیگران جدید بیگانه باشد، توضیح داد: "من متن را از ابتدا بر اساس خصوصیات بازیگران شکل نمی دهم، بلکه در هنگام تمرین این اتفاق می افتد. برای نمونه من در حال حاضر مشغول تمرین یک نمایش هستم که 20 مرداد به صحنه می رود. من هنگام بازنویسی متن و انتخاب بازیگر است که خصوصیات نقش پردازان را در اثر دخیل می کنم. مگر اینکه یک گروه تئاتری داشته باشیم که من در حال حاضر با گروهی کار نمی کنم و قصد انجام این کار را هم ندارم. من در زمان بازنویسی متن به بازیگران خود می گویم که هر انتقادی که دارید در مورد کار انجام دهید و من انتقادها را وارد ساختار کار می کنم. برای نمونه خانم خردمند در مورد یکی از دیالوگ های متن که به دخترش می گوید "خدا ازت نگذره ناهید" احساس خوبی نداشت. من هم هنگام بازخوانی متن به وسیله نویسنده و همسرش این جمله را خط زدم و به جای آن دیالوگ "بگم خدا چی کارت کنه ناهید" را آوردم و به این طریق دیالوگ را وارد ساختار اثر کردم."

این کارگردان تاکید کرد: "این متن نیز در آن زمان نوشته نشده بود و من در هنگام نگارش متن رحیم نوروزی و پوپک گلدره را اصلا نمی شناختم. ما یک گروه سه نفری شامل ریما رامین فر، پانته آ بهرام و من بودیم. ما یک نمایش به نام "شب بخیر مادر" را کار کردیم که در آن زمان ممیزی هنرهای نمایشی اثر را قبول نمی کرد. چون می گفت ابتدا متن خوب ایرانی بعد متن بد ایرانی و بعد متن خوب خارجی از نظر آنها قابل قبول است و من به همین خاطر متن "زمستان 66" را نوشتم تا این متن را اجرا کنیم. بنابراین متن به هیچ عنوان بر اساس خصوصیات بازیگران نوشته نشده بود."

یعقوبی درباره اینکه در اجرای صحنه ای "زمستان 66" نوعی شور زندگی، تحرک و پویایی موج می زد و استفاده از ریتم تند همراه با طنز موقعیت که با استفاده از بازی پوپک گلدره به وجود می آمد، به اجرای صحنه ای جلوه خاصی داده بود، در حالی که اجرای تلویزیونی نمایش ریتمی کند دارد و آن شور و هیجان اجرای صحنه ای در این اثر دیده نمی شود، اظهار کرد: "بخشی از کندی ریتم به تدوین برمی گردد. البته ریتم بخش اول تند و قابل توجه است و ریتم بخش دوم تا حدودی کند از آب درآمده. این مساله به این خاطر پیش آمد که در برخی صحنه ها، دقایقی بسیار کوتاه از اثر حذف نشد و همین نکات بسیار جزئی باعث کند شدن ریتم شد. برای نمونه در یکی از صحنه های این اثر در متن نوشته شده که مادر دستش را روی پیشانی ناهید می گذارد و در صحنه مربوط به حضور نویسنده و همسرش روی کلمه او - مادر - خط می کشند و به جای آن کلمه ناهید را می نویسند که به طور منطقی باید همین صحنه پشت سر اصلاح متن به تصویر درمی آمد، اما قراردادن یک تصویر میانی روال منطقی اتفاق را عوض کرد و همین بی دقتی های به نظر کوچک و جزئی ریتم داستان را دستخوش تغییر ساخت. من با قراردادن صحنه پهن کردن فرش و زدن تابلو می خواهم علاقه این افراد را به زندگی نشان دهم، اما مونتاژ نامناسب باعث شد که این شور زندگی و حیات در اثر به خوبی مشهود نباشد."

وی در مورد موقعیت های طنزآمیزی که گلدره در زمان اجرای صحنه ای به وجود می آورد، یادآور شد: "خاطرم هست در آن بخشی از اجرا که تماشاگر به بازی پوپک گلدره می خندید، همه ما ناراحت می شدیم. چون به عقیده ما تماشاگر نباید می خندید و من آن زمان در گفتگو با یک نشریه به این مساله اشاره کردم که تماشاگر انتخاب می کند. یعنی در اصل مخاطب لحظه خندیدن یا ناراحتی را انتخاب می کند و حالا که سال ها از آن اجرا دور شده ایم من به این مساله رسیده ام که چرا مخاطب می خندید. برای نمونه من یادم هست در صحنه ای از فیلم "پری" داریوش مهرجویی، خسرو شکیبایی گریه می کند و سایر افراد سوار تاکسی هم یکی یکی به گریه می افتند. در آن زمان تماشاگران سینما خندیدند و من از این موضوع بسیار ناراحت بودم. چون صحنه بسیار دردناک بود و من نمی فهمیدم که چرا تماشاگران این صحنه را درک نمی کنند و به آن می خندند. به عقیده من، بیننده خود انتخاب می کند و شاید در برخی صحنه ها برون فکنی می کند. در صحنه ای از نمایش "یک دقیقه سکوت" هم خاطرم هست که در جایی شیدا سعی می کند به شیوا بفهماند که با ایرج، همسر شیوا، ازدواج کرده و برای او داستان اوراشیما را تعریف می کند. این صحنه بسیار جدی است، اما به یاد دارم که بیننده به صحنه می خندد. این تعبیری است که بیننده نسبت به صحنه و موقعیت دارد."

یعقوبی تاکید کرد: "البته شکی نیست که پوپک گلدره این نقش را خیلی خوب بازی کرده بود و به خاطر بازی در این نقش با آنکه نخستین تجربه صحنه ای خود را پشت سر می گذاشت از جشنواره تئاتر فجر آن سال جایزه هم گرفت. خیلی طبیعی است بیننده ای که اجرای صحنه ای را دیده همان توقع را از پگاه طبسی نژاد هم داشته باشد. در حالی که گلدره برای اجرای این نقش 4 ماه تمرین کرده بود و طبسی نژاد فقط 2 روز وقت داشت. دانستن این موضوع مشخص می کند که مقایسه این دو نفر صحیح نیست. من هم در موقع سپردن این نقش به طبسی نژاد نگران بودم. اما معتقدم نقش را خوب ایفا کرده است."

یعقوبی در خصوص اینکه معمولا عادت به تعامل با بازیگران خود دارد و بر همین اساس تا چه اندازه به بازیگران خود آزادی عمل داده بود و اینکه شخصیت آهو خردمند در این نمایش با نقش او در فیلم "ما همه خوبیم" تا حدود زیادی شبیه شده است، توضیح داد: "من تلاشم این بود که به بازیگران خود آزادی عمل بدهم و حتی به جوانترین بازیگر خود که شاگردم است اجازه می دادم درباره نقش و دیالوگ هایش اظهار نظر کند. چون معتقدم می توانم از آنها چیز یاد بگیرد. خانم خردمند در مورد برخی از دیالوگ ها مشکل داشت که در تعامل با یکدیگر آن را حل می کردیم. اما به شباهت زیاد میان نقش او در این تله تئاتر با فیلم "ما همه خوبیم" معتقد نیستم. چون در اینجا ما شاهد مادری بسیار ساده هستیم. در حالی که در آن فیلم جز بخش هایی که مادر جلوی دوربین قرار می گیرد و خیلی ساده به نظر می رسد، در سایر قسمت های فیلم تا این اندازه ساده نیست. از طرف دیگر، خانم خردمند به اندازه ای باهوش هست که آن شخصیت را با خود به این تئاتر نیاورد. علاوه بر این، نخستین کسی که این اثر را در هنگام تدوین دید، محمدرضا داریوش (تدوینگر) بود که با دیدن اثر از تعاملی که میان نقش مادر و دختر وجود دارد، اظهار شادمانی می کرد."

تله تئاتر "زمستان 66" که در قالب دو قسمت 50 دقیقه ای از شبکه چهار سیما پخش شد، ماجرای خانواده ای را روایت می کند که در اسفند سال 66 به منزل جدیدشان نقل مکان می کنند و این جابجایی مصادف با اولین روز موشک باران تهران می شود. در ادامه موشک باران بهانه ای برای طرح مسایلی می شود که خانواده برای تعامل با یکدیگر به آن می پردازند.

آهو خردمند، آیدا کیخایی، امیر دلاوری، پگاه طبسی نژاد، آشا محرابی، سعید چنگیزیان، محسن صادقی و محمد یعقوبی بازیگران اصلی این تئاتر تلویزیونی هستند. همچنین رضا حامدی خواه تهیه کننده، بیژن صمصامی کارگردان تلویزیونی، منوچهر شجاع طراح صحنه، رضا رادمنش طراح گریم، پریدخت عابدین نژاد طراح لباس، مجید گلزاریان طراح نور، مجید میرزایی صدابردار‏، مسعود زمردنیا، محسن عزیزکندی و رضا فراهانی تصویربرداران و محمدرضا داریوش تدوینگر این اثر هستند.

 

 

    back