وی در ادامه تصریح کرد:
ساختار نمایش بود که به من دیکته کرد تا
"مهران صوفی" اینجا باید این نمایشنامه را
بنویسد. آثار مهران صوفی در این نمایشنامه همچنان
به سمت واقعیت روزگار خود جلو می رود، به طوری که
در آخر، از موقعیت رئالیستی اپیزود "
پژواک " دور می شود و درپایان تنها به "سخنرانی"
کردن در فرانسه اکتفا می کند.
محمد یعقوبی خاطر نشان کرد:
برای من خیلی آسان بود که ریتم و جذابیت هر بخش را
تغییر دهم، اما ساختار کار می طلبید که همه چیز به
این ترتیب پیش برود. در واقع من براساس دیدگاه یک
نویسنده دهه 60 که با " ابزورد " شروع کرده،
ساختار نمایشنامه ام را نوشتم .
محمد یعقوبی در باره اپیزود "
منطقه آزاد " که موجب شده تا اثر به سمت "شعار"
پیش برود، گفت: تماشاگر من باید فراموش نکند که
شخصیت اصلی متن من، مهران صوفی است. بنابراین طی
این ساختار طبیعی است که این نمایشنامه نویس، پس
از گذراندن دوره های مختلف، درنهایت به "شعار و
سخنرانی" برسد. پس این کارگردان نیست که به
شعارگویی روی آورده بلکه شخصیت اصلی نمایش به این
ورطه افتاده است.
وی در مورد علت تمایلش به
تجربه کردن ساختارهای متفاوت متذکر شد:
"ساختار"، همیشه موجب می شود تا من اثری را بنویسم
و به ندرت پیش آمده که من به خاطر سوژه و
محتوا نمایشنامه ای را بنویسم. در بیشترآثارم این
ساختار و ساختمان است که من را جلو برده، بدون
نقشه ساختمان اصلا نمی توانم بنویسم.
این نمایشنامه نویس
افزود: نگاههای تماشاگران به " تنها راه ممکن "
باهم فرق می کند، تماشاگرانی که با این کار برای
اولین باراست با من آشنا می شوند صادق ترند، زیرا
تماشاگرانی که بیشتر آثار من را دیده اند،
همواره این اثر را با آثار قبلی ام مثلا "
یک دقیقه" سکوت مقایسه می کنند و به دنبال آن در
اثر جدید هستند. درحالی که من نباید کارهای گذشته
ام را تکرار کنم و تئاتر مانند سینما نیست که بیش
از یک بار بتوان یک نمایش را اجرا کرد.
یعقوبی با اشاره به این
که برای نوشتن نمایشنامه چند اپیزوده " تنها راه
ممکن " از تعداد زیادی سوژه های خود که می توانست
از هر کدام برای خلق یک اثر مستقل استفاده
کرد، توضیح داد: این سوژه ها و طرحها قربانی
ساختار نمایشنامه" تنها راه ممکن" شده اند و برای
من دیگر بیات شده اند.
وی درمورد عدم ماندگاری
و تاریخ مصرف دار بودن نمایشی که رئالیست
اجتماعی است؟ گفت: من آدم بیست سال بعد را نمی
شناسم ، بنابراین معتقدم تئاتر باید به امروز خود
وفادار باشد ، من آدمهای نسل آینده را نمی شناسم
ومعتقدم نویسندگان دیگری می آیند و برای آنها
خواهند نوشت، من نمی توانم الان تضمین کنم که
آیا اثرم برای آدمهای 20 سال آینده خواهد ماند
یانه؟ ولی در این 8 سال بعد از نوشتن زمستان 66
همواره نگران این موضوع بودم که کارهایم تاریخ
مصرف نداشته باشند، اما امروز پس از 8 سال
می بینم هنوز "زمستان 66" مخاطب خود را دارد و
برخی از کارگردانان می خواهند آن را بار دیگر اجرا
کنند یا تله تئاتر شود، بنابراین تاریخ مصرف یک
تعریف تعیین کننده نیست و زمان ممکن است تعبیر
دیگری از این مسئله کند .

یعقوبی در ادامه افزود:من
نمایشنامه زمستان 66 را در موشک باران نوشتم
بنابراین در آن زمان ممکن بود به خاطر موشک باران
تاریخ مصرف دارد باشد اما امروز چون مفهوم کلی تری
مانند مرگ را نشان می دهد قابل اجرا است. ساختار
این نمایش به من امکان این عمل را می دهد.
کارگردان " تنها راه ممکن" در مورد جهان شمولی و
قابل اجرا بودن آثارش در دنیا نیز گفت: من برای
اجرا در کشورهای دیگر تلاش نمی کنم و وقتی می
نویسم احساس می کنم دارم یک نمایشنامه ایرانی در
باره خودم و شرایط جامعه ام می نویسم
و اصلا به این موضوع که یک نفر از آی .تی.آی
بیاید، کار من را ببیند و دعوت کند تا در کشورش
اجرا کنم ، فکر نمی کنم . اما برخی آثارم هم
مانند " قرمز و دیگران " مورد توجه کشورهای خارجی
قرار گرفته است ، ولی برای من عجیب استT چون
در لحظه نوشتن آن تنها به شرایط جامعه خودم فکر
کرده ام نه کشور دیگری .
وی ادامه داد: اجرای تئاتر در دیگر کشورها کاری
است که متأسفانه این روزها به شکل بدی در تئاتر
کشور ما رایج شده است و تئاتر ما را تضعیف
می کند ، این هنرمندان ناب ترین بخش نمایشنامه
یعنی دیالوگ را حذف می کنند تا اثرشان امکان اجرا
در هر جای دنیا را داشته باشد، چیزی که به
زعم اساتید و بزرگانی چون "پینتر " اساسی ترین جزء
تئاتر است .
محمد یعقوبی ضمن اظهار نگرانی از این موضوع
افزود: جریانی دارد بر تئاتر ما ارزش گذاری
می کند که معتقد است، دیالوگ چیز بی ارزشی است
و تئاتر یعنی زبان جهانی، درحالی که واقعیت
این است که بهترین آثار دنیا آثاری هستند
که مبتنی بر فرهنگ کشور خودشان باشند.

"بهروز بقائی"، بازیگرنمایش "
تنها راه ممکن " نیز گفت : نمایش های محمد یعقوبی
آوای هشدار زمان معاصر هستند و او در برابر انسان
های جامعه معاصر خود، احساس مسئولیت می کند .
بقایی افزود: : یعقوبی بازی و
حرکات و نگاه های کلیشه ای را ازنمایش های خود حذف
می کند . اوبرخود مسوولانه ،شرافتمندانه همراه با
صداقت با کاردارد و درمسیری که تجربه می کند، حرف
های آدم های جامعه خود را می سازد و همواره درپی
ساختاری است که بتواند این ارتباط را با تماشاگران
خود ایجاد کند .
وی افزود : صداقت یعقوبی در
واگویی مسائل اجتماعی همیشه درنمایش های او وجود
داشته است و اونگاهی مردمی ومردم گرایانه دارد و
دلمشغولی های او معضلات مردم جامعه اش است .
یعقوبی ورای خط قرمزها و جناح ها حرکت می کند .
بقایی با اشاره به نحوه کاربا
یعقوبی خاطرنشان کرد: وقتی اصول اولیه نمایش را
باورمی کنیم، درطول کار به چالش هایی می رسیم و در
نهایت به توانایی ها وظرفیت های تازه ای دست پیدا
می کنیم. من یعقوبی را به خاطردیدگاه هایش تایید
می کنم .
بازیگر نمایش " تنها راه ممکن
" ادامه داد : این نمایش را از سه نمایش قبلی
یعقوبی جدا نمی دانم. هر سه این نمایش ها درسه فرم
مختلف تلاشی برای رسیدن به تجربه تازه تری
درارتباط با مخاطب بوده اند. فرم و محتوی
این نمایش از یکدیگرجدا نیستند وهردو درجهت پویایی
ورسیدن به تجربه های جدیدتری است .
ناهید مسلمی یکی دیگرازبازیگران
این نمایش نیزبا بیان اینکه نوعی بدعت گذاری
درنمایش های یعقوبی وجود دارد گفت: این دومین
تجربه همکاری من با یعقوبی پس ازنمایش " گل
های شمعدانی " است .یعقوبی رفتارخلاقانه ات
دربرخورد با هریک ازنمایش های خود دارد .
اوبازیگررا آزاد می گذارد تا بتواند خود را به
راحتی تجربه کند .
ناهید مسلمی افزود: یعقوبی
مسائل اجتماعی را بی پروا مطرح می کند و به همین
دلیل من می توانستم با نمایش های ایشان همذات
پنداری کنم.
حمید ابراهیمی، یکی
دیگرازبازیگران این نمایش با اشاره به ساختار
ایپزودیک نمایش های یعقوبی تصریح کرد : محمد
یعقوبی موضوعاتی مانند عشق ، خیانت و... را
دراپیزودهای مختلف کنارهم می گذارد ، بی اینکه به
هریک این ازموضوعات ضربه ای وارد شود. اوکارگردان
خلاقی است که نمایش های خلاقانه ای را روی صحنه می
برد.
حمید ابراهیمی افزود: به تمامی
افراد درگروه محمد یعقوبی یکسان نگاه شده و ایشان
با عوامل و بازیگران نمایش هایش تعامل خیلی خوبی
دارد و شرایط خوبی برای بروز استعدادها ایجاد می
کند. یعقوبی از نظرات بازیگران درپیشبرد نمایش به
خوبی استفاده می کند.