درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
 
 
 
 
 

 

16-4-1387

اقتباس هميشه جزو كارهاي من است

·        یكي از برجسته‌ترين ويژگي‌هاي نمايش‌هاي شما اين است كه همواره نمايشنامه‌هاي خود را روي صحنه برده‌ايد و در نگارش آن همواره، موضوعات بكر و جديدي دستمايه نگارش نمايشنامه قرار گرفته است و بيشتر نمايشنامه‌هاي شما در زمان خودشان از تازگي و خلاقيت زيادي بهره‌مند بوده است. در «زمستان 66» و «يك دقيقه سكوت» بخصوص اين مولفه‌ها نقش پررنگ‌تري دارد، اما امسال به اقتباس روي آورده‌ايد و اين اقتباس هيچ جذابيت و ويژگي‌ خاصي ندارد كه بتوان اين نمايش را در ادامه مسير اجراهاي قبلي‌تان دانست.

پيش از اين هم نمايشنامه «دل‌‌ سگ» را براساس اقتباسي نوشته و روي صحنه برده بودم. البته اين امر در آن دوره‌اي بود كه من ناگزير نبودم كار اقتباسي انجام دهم. اقتباس هميشه جزء كارهاي من خواهد بود. با اين حساب خوشحالم كه «ماچيسمو» را روي صحنه بردم؛ چرا كه تعداد كارهاي اقتباسي من به عدد 2 رسيد و پس از اين اجراي نمايشنامه‌اي اقتباسي از من ديگر عجيب نخواهد بود!

·        موضوعاتي كه شما در نمايشنامه‌هايتان انتخاب مي‌كنيد، داراي جذابيت‌هاي بيشتري است، اما موضوع و تم نمايش «ماچيسمو» چندان بكر و تازه نيست.

اين امر كاملاً مسلم و بديهي است.من ترجيح مي‌دهم كه نمايشنامه اصيل خودم را اجرا كنم، اما اجراي نمايش «ماچيسمو» را  بايد از دو حيث بررسي كرد؛ اول اينكه ممكن بود در سال 87 نمايشنامه «ماچيسمو» را كار نكنم و نمايش « از تاريكي» را روي صحنه ببرم، اما وقتي مي‌بينم فضا، فضاي مساعدي براي اجراي نمايش نيست چرا كه منتقد روزگار خود نخواهد بود آن وقت ترجيح مي‌دهم يك نمايشنامه اقتباسي را كار كنم.

اگر الان شرايط اجراي ديگر آثارم هم فراهم باشد باز هم قطعاً ظرف چند سال آينده نمايش «ماچيسمو» را روي صحنه مي‌بردم و به هر حال اين نمايش هم جزء برنامه‌هاي من بود چون اقتباس را هم دوست دارم و وقتي از داستاني يا رماني لذت ببرم و در آن وجوه دراماتيك ببينم علاقه‌مند مي‌شوم تا با اجراي صحنه‌هاي اقتباس آن اثر را هم به ديگران معرفي كنم. به قصه «ماچيسمو» هم خيلي علاقه داشتم.

طبيعي بود كه از اين رمان اقتباسي انجام دهم. براي من خيلي عجيب است وقتي نمايشنامه‌هاي خودم را كار مي‌كنم -  مثل «ماه در آب»- از من مي‌پرسند مثل كارهاي قبلي شماست يا كار تازه‌اي است؟ در اين پرسش يك موضع‌گيري هست، انگار پرسشگر مي‌خواهد بگويد نبايد هر بار از همان شيوه هميشگي‌ام براي نوشتن استفاده كنم. وقتي اقتباس مي‌كنم هم عده‌اي مي‌پرسند چرا از كارهايي كه توسط آنها آثارت شناخته مي‌شوند در اجراي جديدت استفاده نكردي؟

در واقع سليقه‌هاي مختلفي در بين مخاطبان وجود دارد. عده‌اي دوست دارند كارگردان همانطور كه هميشه كار مي‌كند، فعاليت كند كه البته من هم طرفدار اين نوع نگاه هستم ولي نگاهي هم وجود دارد كه تفاوت را مي‌پسندد؛ شايد اقتباس كمك كند تا در كارهاي من اين دسته از تماشاگران هم خرسند شوند.

·        البته به لحاظ اجرايي، تفاوتي در اين كار با كارهاي قبلي شما وجود ندارد.

كاملاً موافقم. به لحاظ موضوعي تفاوت‌هايي وجود دارد و موضوع، موضوع ديگري است.

·        به شرايط اجراي نمايشنامه‌هاي ايراني اشاره كرديد. درحال حاضر اداره كل هنرهاي نمايشي مدعي است از آثار ايراني حمايت مي‌كند، شما بر چه اساسي مي‌گوييد شرايط براي اجراي نمايشنامه ايراني كه خودتان نوشته‌ايد، فراهم نيست؟

 من با عينيت حرف مي‌زنم! به اين دليل كه  نمايشنامه «در تاريكي» تاكنون 3 بار از سوي شوراي نظارت و ارزشيابي اداره كل هنرهاي نمايش رد شده است. سال 80 به اين دليل اين نمايشنامه رد شد كه قرار بود از اين طريق تنبيه شوم كه چرا مثلاً در اجراي «يك دقيقه سكوت» نافرماني كرده‌ام. تئاتر- مهرداد ابوالقاسمي:
رمان «كنسول افتخاري» نوشته گراهام گرين، انتخاب محمد يعقوبي است براي اجراي نمايش «ماچيسمو» كه هم‌اينك در تالار چهارسوي مجموعه تئاتر شهر روي صحنه است.

او براي دومين بار پس از اجراي نمايش «دل‌سگ» به اقتباس رو ‌آورده و نمايشنامه ديگري را بر مبناي يك رمان به رشته تحرير در آورده است. به بهانه اجراي نمايش «ماچيسمو» درباره دلايل انتخاب اين رمان و شيوه اجراي نمايش با محمديعقوبي به گفت‌وگو نشسته‌ايم كه در زير مي‌خوانيد:

بعد از آن هم به نظر مي‌رسيد اراده‌اي وجود دارد كه نمي‌گذارد اين نمايشنامه مجوز اجرا بگيرد و بايد اين مسئله را سياست تنبيهي دانست كه به خط قرمز تبديل شد. درست است كه مضمون نمايشنامه بسيار پرالتهاب است، اما من آدمي نيستم كه موضع‌گيري كنم.

هنوز هم معتقدم «يك‌ دقيقه سكوت» تندترين نمايش من در اين سال‌ها بوده است، اما معلوم نيست چرا نمايشنامه «از تاريكي» مجوز اجرا نمي‌گيرد، اما «يك دقيقه سكوت» اجرا مي‌شود؟ اين مسئله نشان مي‌دهد، ايراد از نمايشنامه نيست بلكه ايراد از كساني است كه درباره نمايشنامه «از تاريكي» ايراد گرفته‌اند. بعد از دوبار نمايشنامه رد شد، حتي يكبار پيش از اينكه من نمايشنامه را ارائه كنم، به من پيغام رسيد كه اين نمايشنامه رد خواهد شد! اين تفكر وضعيت را روشن مي‌كند. آقاي پارسايي درست مي‌گويد كه قرار است از نمايشنامه‌هاي ايراني حمايت كند، من هم نمي‌گويم نمايشنامه‌هاي ايراني را قلع‌وقمع مي‌كنند، اما مشخصاً نمايشنامه‌هاي ايراني كه راجع به روزگار خودمان است و نگاه نقادانه دارند، در سال 86 امكان اجرا پيدا نكردند و حمايتي از آنان صورت نگرفت. البته اين مسئله فقط در تئاتر حاكم نيست.

·        به اجراي «ماچيسمو» بازگرديم.  پرداخت شما در اين نمايش پرداخت متفاوتي است. داستان نمايش كاملاً رئاليستي است اما در پرداخت اين فضا وجود ندارد و تمام عناصر حاضر در صحنه رنگ و بوي انتزاعي به خود گرفته است، بخصوص دكور در اين زمينه بسيار تاثيرگذار است.

گفتيد بخصوص! من فكر مي‌كنم دليل اصلي اين رويه در دكور است. دكوري كه حجم دارد از رئاليستي بودن فاصله دارد. بنابراين بايد بيشتر تلاش مي‌كردم كه در روايت كاملاً فضاي رئاليستي حاكم باشد و دكور اين مسئله را تشديد نكند. علت استفاده از اين دكور، وجود مكان‌هاي مختلف در نمايشنامه بود و ما بايد صحنه را تقسيم مي‌كرديم كه به لحاظ اجرايي جالب نبود. فكر مي‌كرديم اگر از حجم و نشانه استفاده كنيم از كل صحنه بهره گرفته‌ايم.

·        فضا و التهاب لازم بسته به تم و موضوع نمايش، به دليل يكساني هر سه محل رويداد در اين نمايش حاكم نمي‌شود و مخاطب نمي‌تواند تفكيكي ميان اين محل‌ها قائل شود. به نظر شما اين مسئله  روي ناخودآگاه مخاطب تاثيرگذار نيست؟

ممكن است تاثير بگذارد اما باز ناچارم مقايسه كنم و اين امكانات تئاتر ماست. خيلي محدوديت‌هاي ما به لحاظ محدوديت مكاني است و زماني كه وحدت مكاني نداريم بايد براي آن فكري بكنيم. به همين دليل براي اجرا به اندازه كافي براي خودمان وضعيت روشن شد كه بهتر است صحنه را تفكيك نكنيم و به اين نتيجه رسيديم كه مخاطب،‌ نمايش را قراردادي‌تر ببيند ولي استفاده تمام از كل صحنه در خدمت اين جريان و فكر باشد.

 

  back