|
با محمد يعقوبي، نويسنده و
كارگردان نمايش «خشكسالي و دروغ»
پشت نامهاي دروغين
نمايش «خشكسالي و دروغ» اثر
جديد محمد يعقوبي در تالار چهارسو تئاتر شهر در حال اجراست.
اين نمايش حتي در ايام ماه مبارك رمضان كه گاهي با كاهش تعداد
تماشاگران روبهروست، بهخوبي مورد استقبال تماشاگران قرار گرفته است،
نمايش «خشكسالي و دروغ» از ساعت 20:30 و به مدت 90 دقيقه اجرا ميشود.
در اين نمايش كه كاري از گروه تئاتر اين روزهاست علي سرابي، آيدا
كيخايي، مهدي پاكدل و رويا دعوتي بازي ميكنند. گپ كوتاه ما را با محمد
يعقوبي ميخوانيد:
آقاي يعقوبي! واكنشها در مورد خشكسالي و دروغ چگونه بوده است؟
خوشبختانه استقبال تماشاگران خوب است اما اين نمايش هم مانند بسياري
ديگر از آثار نمايشي كه اجرا ميشوند مرا به ياد يك اتفاق تكراري در
حوزه نقد تئاتر مياندازد.
منظورتان چه اتفاقي است؟
هنگام اجراي بسياري از نمايشها با يادداشتهايي روبهرو ميشويم كه در
روزنامههاي خاصي كه من آنها را روزنامههاي بدنام مينامم منتشر
ميشوند و جالب اينجاست افرادي كه اين نقدها را مينويسند، هرگز نام
واقعي خود را پاي نقدشان نميگذارند و اين هميشه براي من عجيب بوده است
چون اين افراد مطالبشان را در روزنامههاي خاصي كه به عنوان
روزنامههاي ايدئولوژيك و اعتقادي ميشناسيم، منتشر ميكنند و از آنجا
كه نقدشان هم معمولا ايدئولوژيك است، براي من بسيار عجيب است كه چرا آن
منتقد نام واقعي خود را پاي مطلب ايدئولوژيكش نمينويسد.
با اين حساب درباره «خشكسالي و دروغ» چگونه مطلبي نوشته شده است؟
يادداشتي كه بر كارم نوشتهاند درباره خود اثر به مثابه اثر هنري نيست
بلكه درباره خود من است و در واقع نوعي ترور شخصيت به شمار ميرود و
اين چنين است كه نتيجه ميگيرم در حاليكه اين افراد ادعاي آن را دارند
كه براساس اعتقادات خود مينويسند مطلبشان پر از دروغ و ناراستي است و
اين مشكل اين گونه نوشتههاست چرا كه اگر به آنچه مينوشتند، معتقد
بودند، نام واقعي خود را پاي مطلبشان مينوشتند و هويت خود را پشت
نامي دروغين پنهان نميكردند.
يعني معتقديد به آنچه مينويسند، باور ندارند؟
ببينيد اجازه بدهيد يك مثال بزنم. زماني كه آمار قتلها در جامعه اعلام
ميشود، قاضي پرونده يا دادستان با اسم واقعي خودش در رسانههاي جمعي
مانند تلويزيون حاضر ميشود و با افتخار موضوع را به مردم اعلام و
عنوان ميكند كه تلاش كرده تا جامعه را از ناراستيها پاك كند.
آنها اين كار را به روشني و وضوح هر چه تمامتر انجام ميدهند و از
آنجا كه همه ما قتل و آدمكشي را پديدهاي غيرانساني و نامطلوب
ميشناسيم و چون اعلام آمار آن به منزله نوعي نهي از منكر است، اين كار
را با افتخار انجام ميدهند اما چگونه است آدمي كه هنگام برخورد با
آثار هنري، نام واقعي خود را پنهان ميكند.
اگر به اين اعتقاد دارند كه نگرششان درست و نوعي نهي از منكر است، چرا
با نام واقعي خود، اين كار را انجام نميدهند؟! مگر ميشود آدم از
اعتقادش شرم داشته باشد! و بخواهد آن را پنهان كند. بهنظرم اين نوعي
تناقض است زيرا اگر كسي به چيزي عميقا باور داشته باشد هرگز از اعتقادش
شرمسار نميشود و نام اصلي خود را پشت نامهاي دروغين پنهان نميكند.
اين گونه رفتار اين تصور را به وجود ميآورد منتقداني كه نام خود را
پنهان ميكنند اگر قرار بود در رسانهاي مانند تلويزيون درباره تئاتر
سخن بگويند، صورتشان را شطرنجي ميكردند
|