علىاکبر باقرى ارومي
در يک نظام برآمده از انقلابى پويا،
مانند انقلاب اسلامى که نظام شکل گرفته و برآمده از آن مانند
انقلاب، پسوند اسلامى دارد کارکرد دستگاههاى اجرايى را
نمىشود جدا از هم تصور کرد. مسلم است که همه عملکرد اين
دستگاهها بايد در يک سطح قرار داشته و همسانى خود در درجات
بالاى پيشتازى و وابستگى به اهداف انقلاب اسلامى را حفظ کنند و
بر جلوه بخشيدن به آن بکوشند.
در زمان دولت آقاى احمدىنژاد
ديپلماسى و سياست خارجى ما در يک هاله انقلابى به اهداف اوليه
انقلاب اسلامى رجعت کرد و بخصوص در منطقه آمريکاى جنوبى اين
سياستهاى انقلابى موجبات جذب هرچه بيشتر انقلابيون راستين آن
منطقه را فراهم نمود و اتحادى از جنبشهاى ضد امپرياليستى در
منطقه مذکور را به وجود آورد و پويا ساخت. اين موقعيتها که
ناشى از دميدن روحيه استقلالطلبى در ملتهاى آمريکاى جنوبى و
حتى مرکزى بود راه انقلاب و پويايى آن را به خوبى مشخص نموده و
موفقيت انقلاب اسلامى را در جذب هرچه صميمانهتر قلبها و
دولتهاى مبارز ضد امپرياليستى و وحدت و همدلى ايجاد شده مابين
آنها نشان داد. تفاوت اساسى که انقلابات دهه آخر قرن بيستم با
انقلابات دهه هفتاد در همين منطقه داشت، ملى شدن و مستقل شدن
آنها از لحاظ تفکر مبارزاتى از تفکرات چپ سوسياليستى وابسته به
شوروى بود و اين مسئله به اتحاد ملى و مبارزاتى آنها
فوقالعاده کمک کرد. سرمايهگذارى سياست خارجى بر روى فرهنگ
مبارزاتى مستقل و نتيجهبخش بوده و در عين حال به نفع ملتهاى
منطقه نيز در جريان است.
وقتى انقلابى اينگونه سرمايهگذارى
بر روى انقلاب ساير کشورها را از طريق حمايت و پشتيبانى از
حرکتهاى ملى ضد امپرياليستى آنها صورت مىدهد بديهى است
انتظارى که از ساير ارکان حکومتى از قبيل فرهنگى و اجتماعى و
علمى و حتى هنرى مىرود هماهنگى کامل با اين مسئله مىباشد.
يعنى اينکه بايد اين نتيجه را انتظار داشت که همه دستگاهها
نيز با اين اعتقاد وارد عمل شوند که حرکت ديپلماسى کشور را
تائيد نمايند و با پشتيبانىهاى خويش آن را يارى دهند. در اين
جا جاى اين گله از هنرمندان تئاتر و سينما وجود دارد که کمتر
وارد اين عرصه يعنى ديپلماسى خارجى شده و برعکس به نوعى
بىتفاوتى و سردرگمى و مخالفنمايى رسيدهاند، که اين امر
مىتواند ضايعاتى نيز بر جاى گذارد. بعضى از هنرمندان تئاتر ما
خود را در جايگاه اپوزيسيونى قرار دادهاند که متاسفانه بدون
حتى کوچکترين مطالعهاى در اين زمينه هنر خود را براى بىارزش
جلوه دادن انقلابات دنيا به کار مىبرند و به خود و تحليلشان
نيز افتخار مىکنند. آقاى محمد يعقوبى از اين دسته هنرمندان
است که با بىتفاوتى خاص که نسبت به انقلابات پيروز از جمله
انقلاب اسلامى در آثار اجرا شده و اجرا نشده و ممنوعهاش بروز
مىدهد. نمىدانم باز با چه عنايتى از جانب مسئولين روبروست که
سلسله آثار نفى کننده اميد و اميدوارىاش در ذهن روشنفکران! در
هر عرصهاى و جشنوارهاى اجازه اجرا مىيابد؟
البته ما کار ماچيسمو را که در نفى
انقلابات آمريکاى لاتين اجرا شده در جشنواره ديديم و وقتى هم
به مسئولين جشنواره اعتراض کرديم آنها سعى کردند قضيه را با
اين عمل توجيه نمايند که اين کار در بخش بينالملل اجرا شده
بود و براى اجراى داخلى مجوز ندارد. هرچند حضور اين نمايش در
بخش بينالملل جشنواره تئاتر فجر، خود دليلى روشن بر شايستگى
است. چرا که اگر ماچيسمو بخواهد در جشنوارههاى خارجى حضور
پيدا کند خود جاى سوال دارد و کل هنرمندان آزاديخواه را زير
سوال مىبرد.
ولى به هر حال حالا مىتوان حضور آن
را در بخش مذکور، خطايى غيرعمد دانست ولى اينکه اين اواخر
زمزمه کسب مجوز براى اجراى داخلى آن شنيده مىشود جاى تعجب
فراوان دارد. آيا واقعا مرکز هنرهاى نمايشى مىخواهد مسئوليت
اجراى اين کار را که انقلابيون آمريکاى لاتين را يک مشت آدم
عياش، بىمسئوليت، شعارزده، بىتوجه، بىبنياد خانواده، بىبند
و بار و اهل هرگونه فساد نشان مىدهد، قبول کند؟! آيا نبايد
تاملى داشت که اين نمايش در درون خود و در ترسيم روابط ناسالم
بين انقلابيون آمريکاى لاتين چه مىخواهد بگويد؟! البته از
آقاى يعقوبى که اساسا دغدغههاى انقلاب، دفاع مقدس و حمايت از
مظلومين را ندارد نمىتوان بيش از اين انتظار داشت! از آقاى
يعقوبى که کشته شدن در راه خدا را قبول ندارد، شهادت را مفهومى
غيرقابل تصور مىداند و شهيد را بيشتر از يک کشته نمىداند، چه
انتظارى مىتوان داشت؟! از ايشان که انقلاب و دفاع مقدس را به
آسانى بيم و هراس و ياس از آينده سياه مىداند مىتوان بيش
ازاين توقع داشت؟ توقع ما از مسئولين مرکز است که چرا به آسانى
مىخواهند دستاوردهاى درخشان دولت کنونى را غفلتا زير سوال
ببرند. چرا موجبات تحتالشعاع قراردادن دستاوردهاى فرهنگى در
ديگر حوزهها را فراهم مىآورند؟!
گنجانيدن ماچيسمو و تک و توک کارهاى
ديگر روشنفکرانه که نه روشنگرى در خود دارند و نه اثرى از فکر
و انديشه، در سلسله برنامههاى اجرايى تئاتر در سال آتي، نوعى
کجفهمى است نسبت به آنچه که انقلاب ما در پى برپا داشتن آن
تلاش کرده ا ست. اين حداقل را ما از مسئولين تئاتر انتظار
داريم که لااقل مانع نشان دادن چهرهاى مخدوش از آمريکاى لاتين
انقلابي، شوند.