تصوير ساكت ماه روي آب ميلرزد گزارشي از تمرين
نمايش”تصوير ماه روي آب” نوشته و
كارگرداني”محمد يعقوبي”
شنبه 24 تير
1385 ساعت 3:37:00
PM
سايت ايران تئاتر - سرویس
گزارش
مهيار رشيديان:
مدتي است كه تالار خورشيد ديگر نميدرخشد.
صحنهاي براساس شكل بيضوياش جان نميگيرد.
صندليها نيستند و اتاق نور و صدا
سوخته است. مدتهاست كه هيچ تماشاگري
رنگ رخ خورشيد را نديده است. حالا
ديگر به جاي نورافكنها، چند مهتابي
بيرنگ صحنه را روشن ميكنند و محلي
كه به همت گروه نرگس سياه براي اجرا
ساخته شد، مكان تمرين شده است. حال هر
چند تالاري از تالارهاي تئاترشهر كم
شده است، اما يك پلاتوي ديگر براي
تمرينها اضافه شده است. در حال حاضر
نيز محمد يعقوبي و گروهش از جمله
كساني هستند كه در تالار پلاتوي
خورشيد تمرين ميكنند.
محمد يعقوبي پشت ميز نشسته و
بازيگرانش دور تا دور مبل سه نفرهاي
ايستادهاند. هر چند نفر يك متن دارند
و هر چند ديگران نگاه يا نيم نگاهي
معطوف به كاغذ و دستي است كه آن را
براي خوانش ديگران حفظ كرده است. حالا
آنها نوشتهاي را ميخوانند كه حضورش
پيام اجراي تازهاي از محمد يعقوبي را
نويد ميدهد.
اهل تئاتر يعقوبي را با”شب بخير مادر”
مارشا نورمن ميشناسند، هر چند بعدتر
با”زمستان 66”، ”رقص كاغذ پارهها”
و”يك دقيقه سكوت” حضورش به اثبات رسيد.
او از آن پس درگير تجربههايي است كه
گاه نقطه صعود و گاه نيز باعث سقوطش
شدهاند. يعقوبي با هر كدام از اين
اجراها، تجربهاي تازه را مرور كرد كه
يا متكي به متن بودند و يا حول محور
اجرا ميچرخيدند. اين نويسنده و
كارگردان جوان در اين باره ميگويد:«همواره
در اجراهاي من متن و نمايشنامه در
اولويت اول قرار داشته است. يعني بيش
از هر عنصري درگير ساخت و پرداخت
نمايشنامه به معناي واقعي كلمه هستم.
به اين مفهوم كه شايد بيش از 70% از
زمان تمرين صرف پرداخت، بازنويسي و
دوباره نويسي متن ميشود.
يعقوبي از جمله كارگردانهايي است كه
بيشتر نوشتههاي خودش را به صحنه ميبرد
و همان قدر كه او را به عنوان
كارگردان ميشناسد، بيشتر از آن در
جمع نمايشنامهنويسان جايگاه و
محبوبيت ويژهاي دارد.
او درباره شيوه نوشتن اثر تازهاش
چنين ميگويد:«هيچ گاه اولين نسخه
نمايشنامههايم با آخرين نسخههايشان
هيچ شباهتي ندارند. هر چند اكثر اوقات
تم و موضوع اصلي و اوليه حفظ شده است.
اما ساختار، بستر روايي و شكل
دراماتيك نمايشنامههايم دچار تغيير و
تحول شدهاند.»
نمايشنامههايي كه او براساس شرايط
موجود مينويسد. اكثر آثار يعقوبي با
نگرشي كاملاً رئاليستي مسائل و مباحث
نسل خودش را بررسي و مرور ميكند. تا
آن جا كه گاه نگاه واقع گرايانهاش،
شانه به شانه تاريخ نگاري و ثبت وقايع
ميزند.
حال يا مثل”قرمز و ديگران” برشي از
شرايط زندگي آدمهاي مختلف يك جامعه
شهري است و يا مثل”يك دقيقه سكوت” به
ثبت وقايع سياسي و حوادث تاريخي
اجتماع ميپردازد و حالا با تجربهاي
كه در”زمستان 66” و”رقص كاغذ پارهها”
از پرداختن به زير لايههاي زندگي
خصوصي و خانوادگي انسانها دارد، باز
هم پا به خانهاي ديگر ميگذارد و آدمهاي
مختلف خانهاي را خلق ميكند كه در
چالش و كنشي تازه ايستادهاند. ”تصوير
ماه در آب”، تصاويري كوتاه از زندگي
طولاني زني است به نام آيسودا كه
معناي تركي اسم نمايشنامه را هم به
دوش ميكشد.
بعد از آن كه يعقوبي كلمه تركي”آيسودا”
را به عبارت”تصوير ماه در آب” ترجمه
ميكند، ميگويد كه:«در نسخهاي كه به
مركز هنرهاي نمايشي ارائه شد، دليل
عنوان تصوير ماه در آب و رابطهاش با
كلمه آيسودا را توضيح دادم. اما بعد
به نظرم توضيح واضحات آمد. به همين
دليل در بازنويسيهاي بعدي نيز حذفش
كردم. در واقع هر اثر و هر شخصيتي يك
اسم و عنوان مشخص دارد. مثل اين است
كه كسي بپرسد كه چرا اسم من محمد و
شهرتم يعقوبي است. حال اگر شيوهاي
منطقي و زائيده از زيباييشناسي اثر و
انگيزهاي براي توضيح عنوان اثر در
بستر دراماتيك نمايشنامه پيدا كنم،
حتماص از رابطه اسم اثر؛ تصوير ماه در
آب با نام شخصيت اصلي داستان آيسودا،
صحبت ميكنم. اما تا به حال در روند
بازنويسيهاي متفاوتي كه داشتهام،
اين توضيح را از واضحات ديده و حذفش
كردهام.»
يعقوبي نمايشنامه ذيل را از اول
فروردين تا 15 فروردين هشتاد و پنج
نوشته است و تاكنون نيز بيش از شانزده
بار بازنويسياش كرده است. در واقع
قرار بر اين بوده كه:«من در طي شش
ماهه اول سال هشتادوپنج، اجراي صحنهاي
داشته باشم. در واقع نطفههاي اوليه
نمايش ذيل، همزمان با آغاز سال نو شكل
گرفت. يعني ميبايست تا پايان پانزدهم
فروردين نمايشنامه را تسليم شوراي
نظارت و ارزشيابي بر نمايش ميكردم.
به همين دليل نگارش نمايشنامه با آغاز
سال نو شروع شد و دقيقاً تا شب
چهاردهم هم نميدانستم كه سرانجام
چيست و اصولاً چگونه به پايان ميرسدو
باوركنيد كه كاملاً ناخودآگاه، يعني
كاملاً شهودي شكل گرفت و به پايان
رسيد.» گفتني است كه گروهي از
نمايشنامهنويسان پيش از آغاز نگارش
اثر، ابتدا، ميانه و پايان نمايشنامهشان
را ميدانند و به طرح كليشان مشرف
هستند و برخي نيز بدون آگاهي از ادامه
اثر، شروع به نوشتنش ميكنند. يعقوبي
نيز«پيش از آن كه به نوشتن”تصوير ماه
روي آب” مشغول شوم، هيچ اطلاعي از
ادامه و پايان اثر نداشتم. اما تمرينهاي
مداوم نوشتن باعث ميشود كه در روند
نگارش نمايشنامه، عناصر اثر يكي پس از
ديگري خلق شده و در نهايت هم تصويري
كلي و كامل از يك اثر خلاقه ارائه شود.»
حال وقتي كه به يعقوبي گفته ميشود
بسياري از منتقدان معتقدند كه نقطه
اوج محمد يعقوبي به عنوان
نويسنده”زمستان 66” است و بعد از آن
نيز اثري در حد نمايشنامه مذكور خلق
نكرده، پاسخ ميدهد كه«به
گمانم”زمستان 66” نسبت به آثاري
چون”گلهاي شمعداني” و”يك دقيقه سكوت”
از جذابيت كمتري برخوردار است. هر چند
كه نمايشنامه”زمستان66” براي شخص من
يك سكوي پرتاب بوده است. هر چند من
گمان مي كنم كه اگر نمايشنامههاي”يك
دقيقه سكوت” و”گلهاي شمعداني” نيز
منتشر شوند و در اختيار مخاطبان تئاتر
امروز قرار بگيرند، خواه
ناخواه”زمستان 66” در رديف دوم يا سوم
نمايشنامههاي من قرار ميگيرد. هر
چند كه اجراهاي من همواره متن محور
است و بيش از هر عنصر ديگري به
نمايشنامهام توجه ميكنم.»
يعقوبي كه حضور بازيگرانش را بعد از
نمايشنامه در اولويت دوم اجراهايش
قرار ميدهد و نوع حضور و فعاليت
بازيگر را”يكي از عناصر اصلي براي
انتقال مفهوم و شكل اصلي اثر، لازم و
ضروري” ميداند. وي در ادامه افزود
كه:«يكي ديگر از عناصري كه در روند
اجرا براي من حائز اهميت است، تواناييها
و نوع انتقال و ارتباط بازيگران گروه
است. بازيگراني كه تا به حال با اين
گروه كار كردهاند، به شكل اجرايي و
شيوههاي كارگردانيام پي برده و همسو
شدهاند. هر چند من شخصاً گمان ميكنم
كه بازيگري در كارهاي من نه تنها سخت
و ناممكن نيست، بلكه سهل و بسيار آسان
است. زيرا اصولاً نمايشنامههايي كه
من خلق ميكنم، حاصل موقعيتي واقعگرا
هستند كه آدمهايش به وضوح قابل لمس و
درك هستند. همان طور كه پيشتر نيز
گفتم من در روند تمرين، بارها متن را
تغيير ميدهم. به اين معني كه
بازيگرها تا چند روز مانده به اجرا،
مدام با ديالوگها و نگارش تازهاي از
متن روبرو ميشوند. اين به آن معني
است كه ما در روند اجرا، بارها و
بارها متن را تحليل ميكنيم و اصلاً
عمدهترين بازنويسيها نيز به همراه
بازيگرها صورت ميگيرد. به اين مفهوم
كه بازيگر نسبت به موقعيت نقش و توان
فردياش در ارائه آن، نقش را تحليل
كرده و ديدگاههايش را جايگزين برخي
از نگرشهاي نويسنده ميكند. اين
تحليلها تا حدي پيش ميرود كه
بازيگرها به مرحلهاي عميق از همنشيني
رواني با نقش ميرسند. در واقع
بازيگرها در اين جا مهمترين پل
ارتباطي نمايشنامه و مخاطب به شمار ميروند.
شايد هم به همين دليل است كه همواره
با بازيگرهاي ثابت و مشخصي كار ميكنم.
افرادي چون آيدا كيخايي يا فهيمه امنزاده
كه پيشتر تجربههاي متفاوتي در اين
زمينه داشتهايم و اصلاً پيش از آغاز
تمرينها به وضوح از شيوه كار و روند
تمرينها و تا حدي از نتيجه اجرا نيز
آگاهي دارند.»
بعد از گپي مختصر با يعقوبي، در زمان
استراحت تمرين درخواست گپي كوتاه به
بازيگر نقش”آيسودا” پيشنهاد شد،
كارگردان هم آيدا كيخايي را معرفي كرد.
او كه پيش از اين در اكثر اجراهاي
محمد يعقوبي حضور داشته، اكنون نيز
شخصيت اصلي داستان را خلق ميكند.
حال وقتي از او خواسته ميشود كه:«از
نقش آيسودا بگويد»، پاسخ ميدهد
كه:«من به هيچ وجه گفتوگو نميكنم.»
او حرف نميزند؛ آيسودا سكوت كرده
است. در نهايت نيز فهيمه امنزاده،
سكوتي كه آيسودا خلق كرده را ميشكند.
امنزاده درباره نقش خواهر در”تصوير
ماه روي آب” ميگويد:«نقش من در نوشتههاي
اوليه يعقوبي، نقش يك دوست خانوادگي
بود كه به بهانهاي وارد داستانهاي
اين خانواده ميشود. اما حالا پس از
بازنويسيهاي مكرر، نه تنها ديگر اثري
از آن دوست نيست، بلكه شخصيت ديگري
ساخته شده است. حالا ديگر من نقش
خواهر آيسودا را خلق ميكنم.»
امنزاده كه پيش از اين نيز در آثار
چون”قرمز و ديگران”، ”گلهاي شمعداني”
و نمايشنامهخواني”از تاريكي”، يعقوبي
را همراهي كرده است، درباره شيوه خلق
و رسيدن به نقش در”تصوير ماه روي آب”
ميگويد كه:«يك كليتي را راجع به نقش
ميدانم، تصويري از آن را در ذهنم خلق
ميكنم و مدام در پي يافتن و كشف
نمونه بيرونياش هستم. حال گذشته از
اين روند، در تمرينهاي يعقوبي، اتود
حرف اول را ميزند. اين تمرين و
تكرارها آن قدر ادامه پيدا ميكند كه
بعد از مدتي متوجه ميشويد كه نقش در
مخيله بازيگر ثبت شده و نقش بسته است.»
امنزاده كه بازيگري را از ده سالگي
اثر آغاز كرده، در نمايش”تصوير ماه
روي آب” در مقابل اميرحسين حسيني
ايفاي نقش ميكند. حسيني كه فعاليت
حرفهاياش را از سال 1374 آغاز كرده
است، تاكنون در آثاري چون”شهر آدم،
شهر حيوان”، ”پيك نيك در ميدان جنگ”
و... ايفاي نقش كرده است. او درباره
شيوه كارش با يعقوبي ميگويد
كه:«تقريباً جلسه دوم يا سوم تمرين
بود كه اين نقش را پذيرفتم. سيستم
تمرينهاي يعقوبي بسيار جالب و جذاب
است. فكر اثر ثابت است و شخصيتاً بر
مبناي خاطرات و واگويههاي نقشها
ساخته و پرداخته ميشوند. در واقع
كارها و پرداخت نقشهاي واقعگرا
بسيار سخت است و احتياج به تحليل
مداوم دارد. در واقع يعقوبي كاملاً
مبتي به تحليل است. به همين دليل
بازيگر در روند تمرين كاملاً در دل
نقش ذوب ميشود. اين دومين تجربه من
با يعقوبي است، به همين دليل بسيار به
شيوه او آشنا هستم و اصولاً شيوه كارياش
را بسيار دوست دارم.»
”تصوير ماه روي آب” كه در 20 شهريور
سال جاري روي صحنه ميرود، شامل 11
بازيگر است كه از آن جمله ميتوان به:
آيدا كيخايي، فهيمه امنزاده،
اميرحسين حسيني، رژين صدرزاده و...
اشاره كرد. در طول اين اجرا، الهام
خداوردي در سمت دستيار كارگردان قرار
دارد. فرانك كلانتر و سامان
پورسليماني نيز مديران صحنه يعقوبي
هستند. موسيقي”تصير ماه روي آب” را
آيدين كيخايي خلق ميكند و منوچهر
شجاع نيز طراح صحنه نمايش ذيل است.
در نهايت اين كه”تصوير ماه روي آب”،
مشكلي نو از شيوههاي اجرايي يعقوبي
را در برميگيرد. صحنههايي كوتاه، در
حد چند دقيقه كه پشت هم قطع ميشوند و
در فضاي خالي بين اين صحنهها صدايي
در زير متن در حركت است؛ صداي راوي
همه قصهها. روايتي پر از فراز و نشيب
از زيرلايههاي زندگي خصوصي زني به
نام”آيسودا”. آيسودا، يك ماه ديگر
به حرف ميآيد.