|
|
نقد(!)ی دلی بر ماه در آب بعد از كار ضعيف و كسالتبار گلهاي شمعداني كه باعث دلخوري من از محمد يعقوبي شد،منتظر بودم كه كار جديدي از او ببينم «تا شايد رفع دلخوري گردد».ماه در آب بيشتر از آن چيزي بود كه از يعقوبي انتظار داشتم. اين عادت يعقوبي و شيوه كار اوست كه با استفاده از سبك داستاني در نمايشهايش،به نقاط حساس مخاطب ضربات جدي وارد كند.اما اين بار دقيقاً حساسترين نقطه را نشانه رفته بود.ماه در آب قربانگاه مخاطب است.جاييست كه ضربات تيشه يعقوبي بسيار دقيق به ريشه نواخته مي شوند. شايد در نگاه اول كار صرفاً يك پز و افه روشنفكري به نظر بيايد.اما با كمي دقت نظر و بررسي كار، مي توان به راحتي اينگونه اراجيف را - كه قالباً از سوي خود به اصطلاح خانواده تئاتر بيان مي شود - رد كرد.مهمترين نكته در اين زمينه دوري از بيان شعاري مسايل مورد نظر است.در حقيقت يعقوبي نمايشنامه نويس ، كار يعقوبي كارگردان را به شدت ساده كرده است.چرا كه به نظر مي رسد يعقوبي كارگردان،با هيچ يك از ديالوگها ، مشكل سوء هاضمه پيدا نكرده و به همين دليل،آنها را همهنگونه كه بوده اند به خورد تماشاچي داده است.حتي نوع بيان آزار دهنده بازيگر آي سودا(لحن متوهم و روح مانند در بيان تك تك ديالوگها.اين نظر شخص من است.ناگفته نماند كه با در نظر گرفتن عمدي بودن استفاده از اين نوع بيان،هرچه كردم نتوانستم علت را بيابم.چرا كه در تمام ديالوگها از اين لحن استفاده مي شد.) باعث نمي شود كه ديالوگهاي شخصيتش شعاري به نظر بيايند. در حقيقت يعقوبي نويسنده ، وظيفه خود را در قبال بازيگران انجام داده و تمام تلاش خود را كرده است كه در هيچ كجاي نمايش آنها را مجبور به خروج از نقش خود براي بيان جمله اي خط كشي شده ننمايد. جالبتر اينجاست كه شايد زير تمامي جملات تك تك بازيگران - قبول دارم كه كمي متعصب هستم - خط قرمزي كشيده شده باشد. به عنوان مثال شخصيت مادر آي سودا يا دختر بچه با تك تك ديالوگها و رفتارهاي خود نشانه اي جديد يا تأييدي محكمتر بر نشانه هاي قبلي از شخصيت خود ارائه مي دهند.چيزي كه باعث خنده تماشاچي در قبال سؤال بي جواب دختر بچه و جواب مادر بزرگ به اين سؤال مي شود، نه جواب او كه انطباق آن با پوسيدگي فكر وذهن شخصيت مادر بزرگ است. باتوجه به مطالب گفته شده مي توان به راحتي اين ايراد را رد كرد كه اين نمايشنامه را فقط يعقوبي كارگردان مي تواند كار گرداني كند.چون نمايشنامه طوري نگارش شده كه نقطه كوري در مورد شخصيتها ،جايگاهشان در نمايش و روند اصلي كار باقي نگذاسته است.تنها چيزي كه باقي مي ماند،كارگرداني مناسب كار است.البته اگر كارگرداني اين نمايشنامه را انتخاب كند. اولين نقطه مثبت يعقوبي كارگردان نيز دقيقاً جسارت او در انتخاب نمايشنامه است.نقطه اي بزرگ كه به تنهايي مي تواند بار ديگر وظايف كارگردان را به دوش بكشد.اما اين انتخاب به هيچ وجه باعث نشده كارگردان از ديگر وظايف خود باز بماند و در انجام آنها نهايت تلاش خود را انجام ندهد. كاملاً پيداست كه تحليل متن به بهترين نحو براي ساير بازيگران و با همراهي آنان انجام شده است.شاهد اين موضوع بازي كاملاً متناسب با شخصيت تك تك بازيگران به خصوص بازيگر نفش مازيار است كه در يك ارائه باور نكردني از نقش خود،تمام قضاوتهاي مخاطب را به يكباره برهم مي زند. هرچند از ابتدا به تماشاچي گوش زد مي شود كه او به ماه آسمان خيره شده است اما تا لحظه ورود مازيار به صحنه اكثريت مخاطبان حد اقل احساس خوبي نسبت به او ندارند. همين مسئله يكي ديگر از نقاط قوت كارگردان است كه با ايجاد فضاي مناسب و بدون هيچ گونه چشم بندي يا دادن كدهاي اشتباه به مخاطب،سعي مي كند قضاوت او را به چالش بكشد تا در انتهاي كار در پارادوكس بين قهرمان - مازيار - و نوع نگاه و قضاوتش از ابتداي نمايش نسبت به اين قهرمان - كه با قضاوت ديگر شخصيتهاي نمايش نسبت به او همخواني دارد- مجبور به نگاهي مجدد به خود و دنياي اطرافش گردد. بخش بزرگي از احساس دردناك مخاطب پس از ديدن اين نمايش مربوط به كار خوب كارگردان در اين زمينه است. نكات ريز و درشت ديگر كارگرداني اين كار نيز چيزي است كه تقريباً در تمامي كارهاي يعقوبي مشاهده مي شود.نو آوري و خلاقيت در طراحي اجزاي شكل دهنده صحنه تقريباً تبديل به جرء لاينفك كارهاي او شده است.طراحي دكور كاملاً متناسب با كار- هر قدر هم كه من را ياد «داگويل» بياندازد - و استفاده مناسب و هماهنگ با اين طراحي از نور و موسيقي،باعث شده است كه بار كار به طور موزوني تقسيم شده و به دوش يك يا چند عنصر نمايشي مشخص نيفتد. نكته اي كه در پايان بسيار اهميت دارد، نگراني شخصي من از متهم شدن محمد يعقوبي به عنوان نويسنده و كارگرداني ضد ازدواج و بدتر از آن ضد كودك است.(شايد هم واقعاً اين طور باشد!!!)عليرغم تمام بار ضد ازدواج نمايش و ديالوگهاي دو خواهر در مورد داشتن و نداشتن فرزند كه در جاهاي ديگر كار هم ديده مي شود(مثلاً انيميشني كه مازيار ساخته و نظر باران در مورد آن)،تعريف شخصيت شيرين دخترك در نمايشنامه و همچنين گرفتن بازيهاي جذاب و شيرين از بازيگر اين نقش توسط كارگردان و اختصاص چند لحظه ناب و لذت بخش نمايش به او،خود شاهدي بر رد اين اتهام است. نوشته شده در ساعت 9:58 توسط siamak farsi
|