|
● يك غزل، ماه در آب
ليلي نيكونظر
http://blog.looliyan.com/?id=303
يك بليط... يك نميش..."ماه در آب"... و من گيج ...!
نمي دانم وجد بود، شور بود، يك حس كاملا شخصي بود، نمي دانم! فقط از ديدن
نمايش "ماه در آب" محمد يعقوبي هم لذت بردم و هم حالم بد شد. به شدت تاثير
گذار بود.چقدر همه را مي شناختم. از آن مازيار روشنفكر سرد، با آن منطق
خردكننده اش، و خودخواهي هايش تا آي سودا و حس هاي زنانه اش و تنهايي آدمهاي
نمايش. و چقدر همه چيز دقيق بود.چقدر خوب بود و چقدر حيف كه من به شب آخرش
رسيدم و دوستان زيادي از ديدن اين نمايش باز ماندند. گفتن از نقص هايش مثلا
اين كه چرا نمايش قضاوت مي كرد ، وقتي كه داشت حرفش را با قصه آدم هايش
روايت مي كرد و هيچ دليلي نداشت آنقدر واضح بگويد كه با ازدواج مخالف است ،
وقتي شوربختي آدم هايش اين را توجيه مي كرد. يا ديگر گفتن ندارد كه گاهي
ريتم نمايش مي افتاد يا اينكه كاشكي پايان بهتري داشت و ضربه زننده بود يا
از خوبي هايش گفتن كه چقدر شخصيت پردازي آيسودا،
مازيار و بهرام روانشناسانه بود و تيپشان چقدر ملموس بود؛ از آنجا كه اين
آخرين اجرا بود و دوستان من از ديدن اين نمايش باز ماندند. جاي همه رفقايي
كه ساعت ها توي صف ايستادند و بليط بهشان نرسيد خالي ! عالي بود.حيف كه نمي
توانم بگويم برويد اين نمايش را ببينيد. خودمانيم ، كاملا بهم ريختم!همين
الآنش هم!
مرتبط:پپر
و عكس ها ...راستي
دختر نقش اولش خيلي خوشگل بود،تيپ داشت!
|