|
ما و ديگران
سه شنبه بيست و پنجم مهر 1385
نمايش ماه در آب رو دوست دارم
شايد به اين دليل كه دغدغه هاي خودم رو
مي تونم توش پيدا كنم.

محمد يعقوبي همچون آثار ديگرش خانواده رو
به عنوان بستري براي روايت اثر انتخاب
كرده و در اين اثر با محور قراردادن
قرارداد اجتماعي ازدواج به واكاوي اين امر
مي پردازد كه ما انسانها تا چه حد نسبت به
تعهدمون به طرف مقابل پايبنديم و چه هزينه
اي رو حاضريم براش بپردازيم؟ اينكه خود و
خواسته هايي كه داريم چقدر اوليت دارند؟ و
اينكه ما به عنوان يك فرد از جامعه چقدر
مي توانيم به خاطر قرارداداهاي اجتماعي
روياهامون رو ناديده بگيريم و به خواستهاي
مشتركمون فكر كنيم؟
اما نكته قابل توجه اينه كه نويسنده و
كارگردان اثر از نسخه پيچيدن براي مخاطب
خودش خودداري مي كنه. اون با نشان دادن
زواياي مختلف افكار و تمايلات شخصيتهاش ما
رو از پيشداوري هاي عجولانه باز مي داره.
براي مثال شخصيت پرداري مازيار با بازي
خوب علي سرابي همچنين مونولوگ باران از
اينده پدرش به قضاوت عادلانه تماشاگر كمك
بسياري كرده.
با شنيدن حرفهاي مازيار و دلايل بهرام
(برادر مازيار و همسر فعلي آي سودا) به
خوبي با هر دو دسته آدمهايي كه نويسنده
قصد معرفي اونها رو داشته همذات پنداري
مي كنيم و اينجاست كه با آدمهايي كه دنبال
پيدا كردن خودشون هستند و آدمهايي كه
شرايط پيراموني بسياري از اتفاقات و
واقعيتهاي زندگي شون رو رقم مي زنه همراه
مي شيم.
(حداقل براي من اينگونه بوده و نتونستم
تكليفم رو در مورد آدمهاي نمايش مشخص كنم.
هر چند كه خودم رو تا حد زيادي جزء آدمهاي
دسته دوم مي دونم.)
بازيها در نمايش ماه در آب از
يكدستي لازم برخوردار بود هرچند كه بازي
ناهيد مسلمي (مادر)، آيدا كيخاني (آي
سودا) و علي سرابي (مازيار) از نقاط عطف
نمايش به حساب مي اومد. به ويژه آيدا
كيخاني كه نسبت به كارهاي قبلي اش بازي
بهتر و در عين حال زيرپوستي تري رو به
نمايش گذاشت.
با توجه به علاقه اي كه محمد يعقوبي در
استفاده از تكينيك هاي سينمايي در آثار
خود نشان داده بود اين انتظار كه در
ماه در آب هم شاهد استفاده از اين
تكنيك ها باشيم دور از انتظار نبود مثل
كات هاي سريع نور كه جهت حذف زوايد تئاتري
استفاده مي شد.
تكنيك جالبي كه يعقوبي در بازي ازش بهره
مي گيره لب زدن بازيگر مقابل در زماني يه
كه بازيگر اصلي ذهنيات و درونيات خود را
با صداي بلند بازگو مي كنه كه به نوعي
يادآور لحظاتي است كه ما بارها تجربه كرده
ايم. خيلي از ماها در اغلب موارد به ظاهر
به صحبتهاي طرف مقابل گوش مي دهيم و به
شنيدن تظاهر مي كنيم. البته اين
تكنيك فقط در مورد شخصيت هايي به كار رفته
بود كه تصوير ماه در اب براي اونها مصداق
داشت. افرادي كه با وجود تضادهاي دروني با
خودشون به خوب بودن همه چيز تظاهر مي
كنند.
همچنين بايد به طراحي صحنه خاص اين
نمايش هم اشاره كرد كه سعي در نشان دادن
تمام زواياي يك خانه و جايگاه همه اعضاي
خانواده حتي در خلوت خودشون بود كه به
همراه تكنيك ذكر شده در بازيها تاكيدي بر
هدف كارگردان براي طرح درونيات و ذهنيات
شخصيتها بود. از نكات قابل توجه در اين
نمايش نقش كاربردي موسيقي در نمايش بود.
موسيقي اي كه حضورش توسط بازيگر هم تعيين
مي شد و تنها به عنوان عنصري براي پر كردن
خلاء هاي احتمالي نمايش استفاده نشده بود.
نمايش ماه در آب هم مثل ديگر آثار
محمد يعقوبي بر اساس ديالوگ پيش مي ره.
ديالوگ هايي كه خودشون اتفاقات و درام
نمايش رو خلق مي كنند.
مشکل من در این نمایش تکرار شخصیت ها و
توالی اونهاست. انگار که تو یه چرخه از
زیست گرفتار شدیم. همین نگاه کارگردان و
دسته بندی اون یه جورایی محدودیت شخصیتها،
پیش بینی مخاطب، و تبدیل افراد نمایش به
آدم خوبه یا بده (برحسب اسطوره های روایی)
رو رقم می زنه حتی اگه کارگردان این قصد
رو نداشته باشه و مخاطب هم بفهمه که این
نسخه پیچی در کار نیست.
نقطه ضعف دیگه نمايش خلق شخصيت نگار بود
كه در پيشبرد نمايش نقشي نداشت و نويسنده
مي تونست براي ورود به داستان از ترفند
ديگه استفاده كنه.
به هر حال اين نمايش روزهاي پاياني اجراش
رو داره طي مي كنه. بهتره فرصت رو براي
ديدن يه نمايش خوب اجتماعي از دست نديد.
عکسهای دیگه من از این نمایش رو می تونید
اینجا ببینید. |