|
|
http://blog.parastood.ir/archives/004052.php چرا آدمها ازدواج میکنند؟بارها از خودم و ديگران پرسيدهام: چرا ازدواج میکنند؟ چرا ازدواج کردهايد؟ بخصوص از کسانی که به نوعی از نتيجهی ازدواج خود راضی نيستند يا نبودهاند يا به هر شکل رابطهشان با همسرشان خوب نبوده يا نيست. هم با زنان صحبت کردهام، هم با مردان. و اغلب واجد اين خصوصيات بودهاند: آدمهای قوی، سالم، با تحصيلات، روشنفکر، باهوش و در يک کلام «آدمحسابی». خيلیها چون خودشان را نمیشناسند و نمیدانند که چه میخواهند همراه میشوند با موجِ جامعه. و میروند به مسيری که مسيرشان نيست و چه کسی گفته همه لزوماً بايد يک مسير مشخص را بروند؟ محمد يعقوبی همين سؤال را در تازهترين نمايشش مطرح کرده است: ماه در آب. نمايش، زندگیهای آشفتهی امروزی را نشان میدهد در قالب شخصيتهايی که انگار ادامهی همديگرند -مثلاً آلما گذشتهی آیسوداست و به نوعی آروين گذشتهی مازيار است [آدمها از ديدِ آروين دو دستهاند: آنهايی که رؤيايشان را فراموش میکنند و آنهايی که به دنبالِ رؤيايشان میروند.]، و باران شايد ادامهی مازيار باشد. [و من چقدر مثلِ باران و آروين و مازيار اهلِ رفتن دنبالِ رؤيا و خداحافظی هستم...] ![]() هم متن را دوست داشتم و هم اجرا را. در متن شخصيتِ هوشمندِ آیسودا برايم جالب بود [و آدمها از ديدِ آیسودا دو دستهاند: آنهايی که چشمشان به ماه است و آنهايی که به ماه در آب نگاه میکنند.] و در اجرا لحظههايی که يکی دارد حرف میزند (در واقع لب میزند) و ديگری بیاعتنا، آنچه در ذهنش میگذرد بلندبلند بيان میکند. چيزی که در واقعيت زياد اتفاق میافتد: حرفها را نمیشنوی و در سرت غوغايی است. و همچنين تاريک و روشن شدنِ صحنه ميانِ ديالوگها؛ جاهايی که مشخص است برای ايجاز، کارگردان متن را کوتاه کرده است. ديدنِ اين نمايش را پيشنهاد میکنم بهشدت به کسانی که به ازدواج (کردن يا نکردن) فکر میکنند، به آنهايی که دنبالِ پشتِ پازدن به قراردادهای اجتماعی هستند يا اين کار را بد میدانند، کلاً به کسانی که به روابطِ انسانی فکر میکنند و برايشان اين مسائل مهم است. احتمالاً تا پايان مهر در سالن سايه مجموعهی تئاترشهر اجرا میشود. ساعت شروع يک ربع به هشت است و مدتزمانِ اجرا 90 دقيقه.
|