|
|
« ايستگاه تئاتر شهر | Main | خدا، ساختن، تخريب » ماجرای سوسکها http://weblog.hamidreza.com
«تنها راه ممکن» بيشتر از هر چيزی نشان دهندهی علاقهی کارگردانش به تجربه کردن فرمهای روايی مختلف است. بهخاطر همين هم داستانش درنيامده و در کل خيلی به دل نمینشيند اما يک چيزهای خوبی میشود داخلش پيدا کرد. مثلا جذابترين قسمتاش برای من ترفندهای سينمايی بود که در دل نمايش به کار برده بود؛ استفاده از جامپ کاتهای متعدد و همچنين بازی کردن با بُعد و عمق صحنه، فقط ایکاش ايدهی خوبی که در طراحی دکور نمايش به کار رفته بود در اجرا از بين نمیرفت و دکور اينقدر سردستی روی صحنه نمیآمد. داستان نمايش به ماجرای زندگی مهران صوفی، نويسندهی
ناکامی میپردازد که در طول زندگیاش نمايشنامههای متعددی
نوشته ولی هيچکدام روی صحنه نرفتهاند. داستان با معرفی
مختصری از او و تصوير چند تکه از يادداشتهای روزانهش
شروع میشود و ما بدون اينکه او را ببينيم وارد فضای
نمايشنامههايش میشويم و هر بار با توضيح کوتاهی از راوی،
از يک نمايش به نمايش ديگر میرويم. نمايشهايی که در ظاهر
هيچ ارتباطی با هم ندارند جز اينکه نويسندهی واحدی آنها
را نوشته اما وقتی در آخرين نمايشنامهی مهران صوفی که نامش
هم «تنها راه ممکن» است و يک تکگويی بلند رو به تماشاچیست،
خود او وارد صحنه میشود و شروع به حرف زدن میکند میشود
رگههای مشترکی را ميان تمام داستانها پيدا کرد. «تنها راه ممکن» کاری از گروه تئاتر "اين روزها"ست و محمد يعقوبی آن را نوشته و کارگردانی کرده، بهروز بقايی هم مثل چند نمايش اخير يعقوبی بيشترين حضور را روی صحنه دارد. اجرای تنها راه ممکن به احتمال زياد انتهای اين هفته به پايان میرسد و اگر میخواهيد ببينيدش فقط چند روز مهلت داريد تا ساعت هفت و نيم عصر به سالن سايه تئاتر شهر برويد.
|