درباره‌ي محمد يعقوبي

نمايش‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
فيلم‌نامه‌هاي محمد يعقوبي
ديگر نوشته‌هاي محمد يعقوبي
گفت و گ با محمد يعقوبي
عكس‌هاي آثار محمد يعقوبي
عكس‌هاي پشت صحنه‌
نقد ديگران بر آثار محمد يعقوبي
نمايش‌نامه‌هاي نويسندگان ايراني ديگر
سايت‌هاي هنري ديگر
E-mail
 
 
 
 
 
 
 
 

روزنامه ايران:

  نگاهى به كاربرد موسيقى در نمايش قرمز و ديگران
داد و بيداد قرمز و ديگران

بهمن روشنى


 با نگاهى دقيق بر مجموع كارهاى محمد يعقوبى متوجه نكته اى مهم مى شويم.
او از ابتدا هيچ گاه از موسيقى در نمايشهايش استفاده نكرده است. زمانى از سر كنجكاوى علت چنين تصميمى را جويا شدم واو گفت كه نياز موسيقى را هيچ گاه حس نكرده، ابتدا اين حرف او قدرى مغرورانه به نظرم رسيد ولى وقتى دقتى بيشتر كردم، ديدم كه واقعاً چنين است. يعقوبى آنقدر استفاده درستى از ريتم مى كند كه جاى خالى اى براى ابراز وجود موسيقايى نمى گذارد. او كاراكترهايش را چنان پرداخت مى كند كه هر كدام به منزله يك ساز كامل روى صحنه عمل مى كنند و تركيبشان به مانند اركستراسيونى است كه بسيار خوب صدا مى دهد، كاراكترهاى او در محيطى خاكسترى به سر مى برند، نه كاملاً خوبند و نه كاملاً بد، دقيقاً مثل اين است كه از وسعت ميدان صوتى يك ساز بطور كامل بهره بردارى كند، او حتى در اولين كار حرفه اى خود (شب به خيرمادر) چنان چفت و بست شخصيتها را درهم مى آميزد و ريتم را به درستى رعايت مى كند كه فضايى خالى براى حضور موسيقى نمى گذارد، حتى اگر موسيقى نيز وارد ميدان مى شد ديگر حرفى براى گفتن نداشت. البته منظورم از اين گفته ها بهترين بودن اين شيوه كارگردانى و اينگونه برخورد با متن نيست، يعنى اگر در نمايشى جايى براى موسيقى وجودنداشت، آن نمايش برتر از ديگر نمايشها است. بله منظورم اين است كه، اين نيز نوعى از برخورد كارگردان با موسيقى است. او اينگونه ترجيح داده و راهش را نيز پيدا كرده است، شايد به نوعى توجه به نگره مؤلف را با خود دارد، چرا كه حتى در سينما نيز اكثراً آثار مؤلف، كمترين كاركرد موسيقى متن را داشته اند و آنها كه جدى تر وعميق تر به اين مقوله نگريسته اند بيشتر از كاركرد افكتيو آن استفاده كرده اند يا به سمت موسيقى مينى مال گام برداشته اند و راه را براى سبك مينى ماليستى در موسيقى گشوده اند. آثار يعقوبى نيز اينگونه اند. منتهى در آخرين نمايش به اجراى عمومى درآمده او (قرمز و ديگران) ناگهان شاهد تغيير اين رويكرد هستيم. اين نمايش نيز به مانند كارهاى قبلى يعقوبى بى نياز از موسيقى بوده. مو سيقى در اين نمايش عنصرى اضافى به نظر مى آيد كه فقط براى پر كردن سكوت تصاوير ويدئو پرو جكشن استفاده شده است. بيشتر موسيقى در گوشه داد و بيداد است (ابداع حسين عليزاده) كه خود به تنهايى شنيدنى است، خصوصاً بخشهايى از آنكه دوكمانچه در ميدانهاى صوتى زير و بم سؤال و جوابى مناسب دارند، اما اين حضور چنان سنگين و دورافتاده است كه انگار تكه اى مستقل و كاملاً جداى از نمايش است. شايد هم منظور كارگردان القاى چنين حسى بوده است، وگرنه يعقوبى منطقى تر از آن است كه عنصرى را بدون كاركرد صحيح منظور نظر خودش درون نمايش جاى بدهد. به هر حال اين تصور و توقعى است كه او از كارهايش در ما ايجاد كرده است.


 روزنامه ايران، جمعه ۴ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۳ ربيع الاول ۱۴۲۵، Fri, Apr 23, 2004 ، صفحه آخر

 

 

  back