|
است
ديگري چيز سياست
آزرم محسن
ميكوشد "يعقوبي محمد" كار تازهترين "سكوت دقيقه
يك"
اين.بگيرد سياسي لحني كم دست يا باشد ،
سياسي تئاتري
يك تيتر سياسي خبرهاي كه افتاده روزهايي در
اتفاق
آنها روي - لحظهاي حتي - نگاهها و هستند
روزنامهها
ويژگي چنان كارش ميكند سعي هم "يعقوبي".ميماند
ثابت
باشد ، سياسي كه آن از بيش او كار واقع در.باشد
داشته
و كار بودن روزنامهوار به لحن اين و دارد
سياسي لحني
كشور در اصولا":گفته يعقوبي.برميگردد مولف
دغدغههاي
بقيه از سياسيتر سكوت دقيقه يك.است سياسي
كاري هر ما
و سر پر از يكي كه دليل اين به شده ،
ديده من كارهاي
داشت توجه بايد اما."ماست كشور ملي پروندههاي
صداترين
نيست ، "زمستان 66" از سياسيتر اصلا او تازه
كار كه
حواشي و نويسندگان قتل قضيه دادن قرار دستمايه
بلكه
را آن (پوينده و مختاري احترام به سكوت
دقيقه يك) نمايش
حرفهايي و آن لحن نمايش ، موضوع همه.ميدهد
نشان سياسي
به بعد به سال 76 از كه است چيزهايي ميشود
بدل و رد كه
كمي و شد چاپ روزنامهها در يادداشت و سرمقاله
عنوان
براي تلاشي يعقوبي درواقع.درآمد كتاب شكل به
بعدتر
را روزنامهوار لحني او نكرده ، خود كار كردن
سياسي
تيتر حد در را سياسي آدمهاي و سياست و
برگزيده
قرار اگر اما نيست بد اصلا قضيه اين.ديده
روزنامهها
و حرف و شوند تحليل آدمها بايد شود ، سياسي
كار است
هم موازات به نمايش دو گرفتن شكلشوند
موشكافي حديثها
.است كار حسن بزرگترين اما شدنشان تنيده درهم
و
و ميدهد نجات را آن كه است نمايش ساختمان
اين درواقع
دو هر در كه تهديدگر تلفنهاي مثل نخنمايي
مولفه حتي
زندگي بخش در.ميآيند نمايش كمك به اينجا
هستند ، بخش
كه زني بخش در اما مييابند را واقعيشان
كاركرد نويسنده
تهديد و كنند قطع را زمان مدام است قرار ميبيند
خواب
دو اين نهايت در چند هر.بياورند ياد به را
نويسنده شدن
اين و ميمانند باقي ناتمام نويسنده قتل خاطر
به نمايش
دقيقه يك.باشد نمايش ساختمان اوج شايد ماندن
ناتمام
آشنايي فرط از حرفهايش كه چرا نيست سياسي
تئاتري سكوت
حتما روزنامهوار تئاتري عنوان به اما شدهاند ،
تكراري
بعد به سال 76 از كه فيلمهايي مثل درست است
، تامل قابل
ندارد ايرادي اصلا هم كار بودن روزنامهوار.شدند
ساخته
هم آن دليل دارد ، ايراد كار به سياسي لقب
چسباندن اما
."است ديگري چيز سياست":است روشن
|