|
|
تئاتر براي تازه بويي و رنگ يعقوبي محمد كار و نوشته "سكوت دقيقه يك" نمايش به نگاهي داستان و سينما عناصر از استفاده با اثر اين در يعقوبي جاي جذابيت ، بر علاوه كه است زده تئاتر كار به تازه رنگي برد نبايد ياد از امادارد نيز را جديدي بحثهاي شروع يعقوبي ديگر كارهاي در اين از پيش تكنيكها اين كه بودند شده استفاده "يعقوبي محمد" از كه است نمايشي آخرين "سكوت دقيقه يك" و تاثيرگذار غايت به نمايشي.است رفته صحنه روي به از كاري جشنواره به مانده روزهاي آخرين در.متفاوت روز به فجر جشنواره در گذشته سال كه ميبينيم را يعقوبي و صحنه طراحي متن ، كارگرداني ، درخشيد خوش و رفت صحنه براي نيز را بسياري بالطبع و گرفت جايزه آن بازيگري .گذاشت چشمانتظار عمومي اجراي "يكتا سهراب" نام به نويسندهاي زندگي به نمايش زندگي (آيلار) دخترش و (هستي) زن با كه ميپردازد ، سالهاي حوادث و انقلاب درباره نمايشنامهاي او.ميكند او زندگي.مينويسد خانواده يك بر آن تاثير و انقلاب اول .ميشوند ديده همزمان طور به نمايشنامه آدمهاي زندگي او كه ميگيرد قرار گروهي تهديد مورد بين اين در سهراب .ميكنند نكوهش بودن نويسنده و بودن روشنفكر خاطر به را گذشته سالهاي در كه اذيتي و آزار و تهديدها شبيه چيزي .رفت شاعران و نويسندگان بر .است آن خاتمه و شروع اثر اين متن برجستگيهاي از يكي سهراب نمايشنامه كه ميكنيم شروع آنجا از را نمايش ما انتها به كار سهراب كردن وصيت با آخر در و ميشود اجرا شروع در كه آنچه به مستقيم صورت به نمايش انتهاي.ميرسد جذاب حال اين با اما ندارد بستگي ميبينيم اجرا طول در و .است تاثيرگذار و به را اجرا زمان از بيشتري درصد "سكوت دقيقه يك" اختصاص ميكنند ، زندگي سهراب نمايشنامه در كه خانوادهاي قهرمانهاي آنها كار انتهاي به شدن نزديك با.است داده مهم كه است سهراب زندگي اين انتها در اما هستند اصلي زيبايي.ميشوند صحنه تعليق عنصر او خانواده و ميشود توانسته زيركي با يعقوبي كه ميخورد رقم اينجا در كار دهد قرار هم كنار گونهاي به را داستان دو اين اوج نقاط طول در تماشاگر.ميگيرد اوج دومي اولي فرود شروع با كه و تب اجرا مدت طول در و است ميبيند كه آنچه مفتون اجرا .است او گريبانگير اوج نقاط آن تاب تمهيدات از توانسته يعقوبي نيز نمايشنامه اين اجراي در چه در كه نيست مهمكند استفاده كارش جذابيت براي مختلفي است اين مهم.ميشود استفاده صحنه در ابزاري چه دنيا جاي در كه كرده استفاده چيزهايي از اجرا اين در كارگردان كه به يكتايي صحنهاي جذابيت امر همين و نيستند باب ايران كه آدمهايي صداي ما كار ابتداي از.است بخشيده او كار پشت كسي چه ميدانيم.ميشنويم را هستند تلفن خط سوي آن است قرار اگر.ميشنويم كامل صورت به را مكالمه و است خط بخواهد كارگردان اگر و برويم ديگر لحظه به لحظهاي از .ميشود وصل و قطع صحنه نور تنها كند كوتاه را مكالمهاي ريسمان و آسمان بافتن صرف بيهوده كار اين در زمان پروجكشن ويدئو دستگاه از استفاده با كارگردان.نميشود در هم آنها تماشاي كه مياندازد ديوار روي به را تصاويري صحنه به خاصي زيبايي هم و هستند موثر نمايش بردن جلو .ميآيد جلوتر لحظه به لحظه صحنه انتهاي ديوار.ميدهند كه است نزديك تماشاگر به آنقدر ديوار نمايش انتهاي در اين آخرين.ندارند زيادي خوردن تكان جاي بازيگران .است اجرا طول در فيلمبرداري دوربين از استفاده تمهيدات از سهراب و ميشود گذاشته ميز روي سهراب توسط دوربين اين بازگو دوربين جلوي را خود وصيت و ميگيرد فيلم خودش در و ميافتند اتفاق كار لاي لابه در همگي اينها.ميكند .ميدهند تازه رمقي صحنه به كل "نورد برق آيلار" بازي از را نمايش اين بازيهاي به نگاه (برقنورد هومن) پدر آغوش در كه كودكيميكنيم شروع نقش صحنه تازگي در هم كه ميدهد ارائه داشتني دوست بازي تماشاي.تماشاگر پيش از بيش كردن متاثر در هم و دارد براي شود كشته دارد امكان آن هر پدرش كه بچهاي دختر منظر اين از و است كننده ناراحت زيادي حد تا تماشاگر نيز نمايش اين بازيهاي ديگر.است جالب صحنه بر او حضور بهروز نقش ، دو در نصيرپور مهتاب دارند قبولي قابل سطح كيميايي ، آيدا و برقنورد هومن تيرانداز ، سيما بقايي ، نيز اين جز كه ميدهند ارائه رواني و خوب بازيهاي همگي كه است اين اصلي نكته اما.نميرفت انتظاري آنها از يعقوبي با همكاري تجربه اولين نصيرپور و تيرانداز بقايي ، در كه آنچه به نتوانستهاند هنوز و ميگذارند پشتسر را شناخته او خاص بازيگري عنوان به يعقوبي قبلي كارهاي اما نيست ، محسوس چندان تفاوت اين چند هر.برسند ميشد ، قابل بازي تفاوت اين يعقوبي كارهاي پيگير تماشاچي براي دوستان نبود از كه باشد كسي ميدانم بعيد و است درك .نباشد ناراحت يعقوبي كنار در امروز تئاتر گروه قديمي را آن تماشاي كه است ديدني و جذاب كاري مجموع در نمايش نكته چند اما.ميكنم توصيه تماشاخانه صفحه خوانندگان به كه است ذكر قابل يعقوبي كارهاي كلا و نمايش اين درباره .شود پرداخته نيز آنها به بايد ناگزير در كه او كارهاي مثبت عناصر از يكي از بايد ابتدا در تكرار.ببرم نام است ، شده تبديل منفي عامل يك به لحظاتي گرچه تماشاگر در متفاوت حسي ايجاد منظور به صحنهها برخي جالب گرچه خط سوي آن صداهاي از استفاده و است توجه جالب هم آنها باره چند تكرار كه داشت نظر در بايد اما هستند خسته را تماشاگر اينكه هم و ميبرد بين از را كار لطف چندباره استفاده به ميتوان را موضوع همينميكند براي.داد تسري نمايش در همسرش و نويسنده حضور از يعقوبي .ميافتد يعقوبي كارهاي در اتفاق اين كه است بار چندمين و است خوب اتفاقي مشخصي سبك به نويسنده يك رسيدن چند هر با او كه برميآيد يعقوبي گفتههاي و ظواهر از كه چند هر بدون مدتي او است بهتر اما است ، راحتتر نوشتن طور اين كليشه نوعي به شدن گرفتار از تا بنويسد تكنيكها اين .بماند مصون متن در نويسنده حضور بسياري اعتقاد به كه نماند ناگفته .است رسيده خود قوام نهايت به اثر اين تئاتر هنر به ميتواند سينمايي تكنيكهاي از استفاده سينما به تنها گفته اين البته.بدهد تازه بويي و رنگ و موسيقي نقاشي ، شعر ، تكنيكهاي حضور نميشود منحصر دخيل هنر اين كردن متحول در ميتوانند نيز داستاننويسي و سينما عناصر از استفاده با اثر اين در يعقوبي.باشند بر علاوه كه است زده تئاتر كار به تازه رنگي داستان ياد از اما.دارد نيز را جديدي بحثهاي شروع جاي جذابيت ديگر كارهاي در اين از پيش تكنيكها اين كه برد نبايد اين استفاده است بهتر او.بودند شده استفاده يعقوبي دنبال به و كند واگذار ديگران به را ابزار اين از چنيني .باشند جديدتري روشهاي و تكنيكها يافتن طراحيهاي حال به تا نمايش اين صحنه طراح "نظمي نرمين" توانسته و داده انجام يعقوبي مختلف نمايشهاي در زيبايي .بشناساند تئاتر جامعه به فكر خوش طراحي عنوان به را خود .است شده تكرار نوعي دچار نيز او كه ميرسد نظر به اما و نوشتهها و فكر با چند هر يعقوبي كارهاي متحرك دكورهاي تكراري اتفاقي به تبديل اما دارد ، همخواني او كارگرداني طرحي با بار اين ميرود انتظار نيز نظمي از كه است شده بد آخر در شايد.بياندازد زبانها سر بر را خود نام تازه مرگ و ترور مقوله به پرداختن براي يعقوبي از كه نباشد نمايش با مرند برهاني نادر و او.بود متشكر نويسندگان ديد دو با گذشته سال جشنواره در كه بودند نفري دو "تولد" ايشان كار قطعا و پرداختند مقوله اين به متفاوت .باشد موضوع اين به پرداختن براي مهمي گام ميتواند |
|
|
|