|
|
نقد و بررسي كتاب زمستان 66 * ميناييتبار نمايش از شش شخصيت تشكيل شده كه به تدريج وارد قصه ميشوند و گاه خارج ميشوند و دو شخصيت راوي كه ديده نميشوند و تنها صداي آنها شنيده ميشود. قصهي نمايش دربارهي زمستان سال 1366 است و يا اگر بهتر بگوييم دربارهي حوادث و خطرات جنگ در آن سال و تاثير بر زندگي مردم و داستان برش كوتاه از آن اتفاقات است كه نه شروعي دارد و نه پايان مييابد و نه قرار است اتفاق خاص و جالبي بيفتد. اين سادگي آدمها و اتفاقات از سويي ما را به آن سالها و اضطرابها و آدمها نزديك ميكند و از سويي تداعيكنندهي سادگي و احمقانهزيستن آدمهايي كه با اتفاقات ساده ميهراسند و درمورد مسايل پيشپاافتاده درگير ميشوند و بسيار اتفاقي ميميرند يا زنده ميمانند البته با اينكه سادگي كاملا در نمايشنامه مشهود است و شكل گرفته اما به نقد شخصيتها و يا زندگي نميپردازد گويي كه نويسنده تمام حواسش معطوف به تكنيك نمايشنامه است. در واقع طراحي دو راوي كه ديده نميشوند در نمايشنامهنويسي كاري جديد است. راوي كه نويسندهي نمايشنامه هم هست و راوي كه در حال خواندن نمايشنامه است. ورود نويسنده به قصه ودرگيري نويسنده با شخصيتها و نويسنده و بحرانهاي دروني خودش و ارتباط با ديگران تكنيك مشخصي است كه سالها ست در قصهنويسي استفاده ميشود و گاه سوژه قصهي خود نويسنده ميشود اما در نمايشنامهنويسي ورود نويسنده به اين شكل، كار جديدي است كه تا به حال به اين شكل وجود نداشته و از اين رو ست كه اين نوع ارتباط در نمايشنامهي زمستان 66 بديع و تازه جلوه ميكند. اگر چه تكنيك در نوع خود تازه است اما در جهت پيشبرد و يا تغيير مسير و يا كندشدن و سرعت قصهي نمايش كاري نميكند گويي كه تكنيك در اين نمايشنامه به كار رفته براي اينكه باشد و براي اينكه تازه مينمايد و از اول با اين روش شروع شده است اما اين تكنيك نقش خاصي ايفا نكرده و به روند نمايشنامه هيچ كمكي نميكند. * روزنامهي عصر آزادگان، ، شمارهي 190
|