|
|
فضاي ملموس زمستان 66 * زهرا فرجي نمايش " زمستان 66 " نوشته و كار محمد يعقوبي كه از نيمهي دوم بهمنماه در سالن كوچك ( شمارهي دو ) تئاتر شهر به روي صحنه رفته است پيش از اين در جشنوارهي تئاتر فجر شركت داشته و به موفقيتهاي قابلتوجهاي نيز دست يافته است كه از آن جمله ميتوان به جايزهي اول كارگرداني، جايزهي دوم نمايشنامهنويسي و جايزهي دوم و سوم بازيگري اشاره كرد. وقايع نمايش همانگونه كه از نام آن پيدا ست، مربوط به زمستان سال 1366 و بهخصوص ماه اسفند آن است. در واقع تمام خاطرات از يك برههي خاص زماني است كه نويسنده خود، يكي از شخصيتهاي نمايش است و زندگي در آن دوران سخت و هراسانگيز را به صورتي ساده و روان در يك خانوادهي معمولي بيان ميكند. شخصيتهاي خلقشده از ناهيد، مادر، ناصر و علي گرفته تا زن همسايه و برادر شوهرش آنقدر عادي و ملموسند كه مخاطب نميتواند فاصلهاي ميان خود و آنان بيابد. يعني شايد به نوعي روزمرهدگي كه زن نويسنده به آن اشاره ميكند مبتلا باشند اما همين موقعيت چنان در خدمت كل نمايش قرار گرفته كه خود به يكي از علل توفيق " زمستان 66 " تبديل شده است. حضور نويسنده و همسرش كه تا پايان هم ادامه مييابد و در جاي جاي نمايش نيز بر آن تاكيد ميشود فقط در مرحلهي نمايشنامه و متن بسيار دلنشين است چرا كه در مرحلهي اجرا گاه حضور و گفتوگوهاي اين دو شخصيت كه هيچ چيز جز صدايشان در خدمت تماشاگر نيست، حس ناخوشايندي ايجاد ميكند. اينكه نمايش از تاريكي مطلق با گفتوگوي نويسنده و همسرش آغاز ميشود، فكر زيبايي ست. اصلا اين تاكيد كه كسي همهي آنچه شما شاهدش هستيد را خلق كرده و در اين آفرينش به تجربيات و حس دروني خود از احظات تلخ موشكباران وفادار بوده است، آن هم روي صحنهي يك نمايش، زيبا ست اما تكرار اين تاريكي در ميانهي اجراي نمايش در صورتي از جذابيت آن نميكاهد كه كوتاه و گذرا باشد. به هر ترتيب نمايش زمستان 66 ما را با دو زمان، دو موقعيت، دو دسته شخصيت و دو جريان روبهرو ميكند كه هر كدام هم فقط در قبال حضور ديگري معنا مييابد. اولي به زمان حال تعلق دارد با دو شخصيت نويسنده و همسرش و كشمكشهايي كه آن دو در زندگي دارند و دومي هم كه به زمان موشكباران و زمستان 66 مربوط است به خانوادهاي كه روابط ميان اعضاي آن چندان گرم و دلنشين نيست و بعد هم به حضور زن همسايه ميرسد گه چون غير از خودش تمام شخصيتهاي ديگر و حتي تماشاگران ميدانند شوهرش قرباني حادثهي موشكباران شده است، حس همدردي و دلسوزي را برميانگيزد. همانطور كه اشاره شد هيچيك از دو قسمت يادشده بدون ديگري كامل نيست، با اينهمه قسمت دوم كه از لحاظ بصري هم كامل است، موفقتر عمل ميكند و قسمت اول براي رسيدن به توفيقي در اين سطح احتياج به بازنگري دارد. با توجه به تمام آنچه گفته شد و با توجه به پايان نه چندان دلنشين اما حقيقتگونهي نمايش، " زمستان 66 " از بازيگران خوبي برخوردار است كه فضا را كاملا براي مخاطب ملموس ميسازند. مدت زمان اجراي نمايش نيز در حد مناسب قرار دارد و در مجموع اين نمايش نمايشي است كه توانايي جذب هر نوع تماشاگر را در خود داشته و دارد و از ايجاد هر نوع دلزدگي جلوگيري ميكند. * هفتهنامه مهر، شمارهي نود و هفت، صفحهي بيست
|