يكشنبه، 27 ارديبهشت 1388 - شماره 1953
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
گفت وگو با عطاءالله مهاجراني
فرهنگ و ضدفرهنگ



در دوره قبل نگاه ما به فرهنگ بود و کسي که نگاه فرهنگي دارد تکيه گاه نظري او تساهل و تسامح است که همان تعبيري است که در جريان استيضاح به کار بردم که اساساً شريعت اسلامي را شريعت سمحه و سهله مي دانم



وه

سياسي،کيوان مهرگان ؛دکتر سيدعطاءالله مهاجراني پيوند ناگسستني با فرهنگ و نه ارشاد دارد. با اينکه از 25 سال عمر سياسي و اجرايي مهاجراني تنها دو سال آن به وزارت فرهنگ برمي گردد، اما تصويري که از او در ذهن ايرانيان نشسته تصوير يک وزير فرهنگي است. همين تصوير پررنگ موجب شده انتظار جامعه از مهاجراني پاسخ به پرسش هاي فرهنگي باشد. و البته او به دليل همين انتظارات و همنشيني مدام با فرهنگ و فرهيختگان به خوبي با چالش هاي اين حوزه آشناست و مي تواند سياست هاي فرهنگي و ضدفرهنگي را با مهارت تبيين کند. دکتر سيدعطاءلله مهاجراني در اين انتخابات مشاورت مهدي کروبي در امور ايرانيان خارج از کشور را بر عهده دارد. وزير اسبق فرهنگ ايران پنج جلد کتاب در اداره ارشاد کنوني دارد که مجوز هيچ کدام تاکنون صادر نشده است.

---

- پهن کردن سفره تسامح و تساهل در دوران وزارت فرهنگ و نه ارشاد شما با واکنش هايي در آن روزها مواجه شد. وزير ارشاد که اصرار دارد وزير ارشاد باشد نه فرهنگ، سياستي مقابله جويانه با آن سياست شما دارد، پرسش اين است که با اين وضعيت، اوضاع فرهنگ را در اين دولت چگونه مي بينيد. نشاني از تساهل و تسامح مي بينيد؟

من در آن زمان هم اين تعبير را نداشتم که ما ارشاد را ناديده مي گيريم، سخن بر سر اين بود که عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اقتضا مي کند تاکيد ما بر فرهنگ باشد و بالطبع توجه ما به ارشاد باشد. حرف اصلي من اين بود که دستگاهي که مدعي است و مي خواهد در حوزه هاي مختلف نقش راهنما و مرشد را انجام دهد، بايد ظرفيت و توان و صلاحيت لازم را در حوزه هاي مختلف داشته باشد. به عنوان مثال در حوزه کتاب من معتقد بودم، ضمن احترام به تلاش و دلسوزي و تعهد همکاران ما در حوزه کتاب، اين مجموعه همکاران توانايي و شايستگي نظارت بر نويسندگان کشور را در حوزه هاي مختلف ندارند.در نظر بگيريد مجموعه نويسندگاني را که در حوزه دين، فلسفه، علوم اجتماعي و علوم انساني يا رمان نويسان ما که کار خلاقه مي کنند، آن مجموعه نويسندگان، متفکران و فلاسفه از بعد دانش و تجربه در چه موقعيتي هستند و همکاراني که ما به عنوان کارمندان حوزه کتاب در وزارتخانه داريم چه نسبتي مي توانند با آنها داشته باشند. چون وقتي رابطه اين گونه مي شود که کساني که ديگران آنها را نمي شناسند قرار است بر کار جمعي از چهره ها، نخبگان و تاثيرگذاران حوزه فرهنگ و انديشه که همه آنها را مي شناسند نظارت کنند و در يک خانه مه آلود، سايه روشن يا تاريکي قرار مي گيرند و مي گويند از اين کتاب فلسفه اين فراز حذف شود يا اين فراز رمان حذف شود. مثل قابله يي هستند که تيغ جراحي دستش گرفته و در فرصتي که پيش از اعلام رسمي ميلاد نوزاد يافته، دارد او را اندک اندک جراحي مي کند. بنابراين سخن من اين بود که اگر ما حوزه فرهنگ را به خوبي شکوفا کنيم تا نشاط لازم را پيدا کند لازم نيست ارشاد را به عنوان محور مديريت فرهنگي خود انتخاب کنيم. البته بايد توجه کنيم تا امور مغاير کشور و قانون اساسي در آن اتفاق نيفتد. از اين جهت در آن مقطع تاکيد بر فرهنگ بود اما در مقطع فعلي به نظر من نه تنها تاکيد بر ارشاد است، بلکه اساساً حوزه فرهنگ به يک معنا تضعيف شده است. نکته دوم که مي توانم اشاره کنم اين است که هر وزير يا مجموعه يي که وزارت فرهنگ و ارشاد را در اختيار مي گيرند، با ديد خود و نظرگاهي که دارند، داوري مي کنند. اين تعبير مولوي است که؛ از نظرگاهست اي مغز وجود/ اختلاف مومن و گبر و يهود. يعني حتي در حوزه هاي ديني هم آن منظر و افق ديد به ما مي گويد چگونه داوري کنيم.در دوران اصلاحات و دولت جناب آقاي خاتمي و همين طور دولت سازندگي، نگاه به حوزه فرهنگ، نگاه فرهنگي بود اما در دولت نهم نگاه به فرهنگ، نگاه پليسي و امنيتي است. طبيعي است زماني که اين نگاه بر فرهنگ حاکم شود نويسنده، توليدکننده کتاب و سينماگر بايد ثابت کند بري الذمه است يعني اصل بر اين است که آنها متهم هستند. کمااينکه اخيراً داوري در حوزه کتاب مطرح شد که مي گفت 70درصد کتاب ها انحراف داشته اند که آقاي مسجدجامعي هم به اين موضوع پاسخ خوبي دادند. اين نوع نگاه است که وقتي اين کتاب ها را مي بيند، 70درصد آنها را منحرف مي داند. با اين نگاه آثار نظامي گنجوي و مثنوي مولوي هم داراي انحراف هستند. نتيجه شگفت انگيز تحقيق و تفحص در کميسيون مجلس سابق را که يادتان هست؟ اگر بخواهم پاسخ شما را خلاصه کنم، در دوره قبل نگاه ما به فرهنگ بود و کسي که نگاه فرهنگي دارد تکيه گاه نظري او تساهل و تسامح است که همان تعبيري است که يک بار هم در جريان مبارک استيضاح به کار بردم که اساساً شريعت اسلامي را شريعت سمحه و سهله مي دانم. نکته بعدي به زاويه ديدي که انتخاب کرده ايد، برمي گردد. اگر زاويه ديدي که انتخاب کرده ايد امنيتي و پليسي است، واژگان شما در تحليل مباحث فرهنگي واژگاني نظامي خواهد بود و ديگر تساهل و تسامح هم جايي نخواهد داشت. در آن دوره افق ديد ما در حوزه فرهنگ تساهل و تسامح بود. در اين دوره اساساً توجهي به فرهنگ به آن معنا وجود ندارد بلکه نگاه ارشادي آن هم از زاويه پليسي و امنيتي است.

- نظام عرضه و تقاضاي فرهنگي در ايران نزديک به 70 ميليون مخاطب دارد. با توجه به پيشرفت هاي تکنولوژيکي که صورت گرفته که مي تواند توليدات فرهنگي را در کوتاه ترين زمان به مخاطبان برساند، وزارتخانه يي با ساختار کنوني فرهنگ و ارشاد قابليت دارد که هم پاي اين نظام عرضه و تقاضا پيش برود. آيا فکر نمي کنيد وقت اصلاح اين وزارتخانه فرا رسيده است؟

به نظر من اين مساله به نحوه تفسير ما از مسووليت وزارت فرهنگ و ارشاد بستگي دارد. اگر تحليل اين باشد که ما بايد بر همه حوزه هاي کاري توليدکنندگان نظارت کنيم و اين نظارت هم نظارت حداکثري باشد، محصول چنين نگاهي وزارت فرهنگ و ارشاد بسيار گسترده و دائمي خواهد بود. من تجربه يي را مي گويم که شايد بار اول باشد که آن را مطرح مي کنم. زماني که در مردادماه سال 76 من به وزارت فرهنگ و ارشاد رفتم از پنجره اتاق خود به حياط وزارتخانه مي نگريستم و مشاهده مي کردم جمعيت قابل توجهي هر روز از دروازه وزارتخانه وارد و خارج مي شوند. در ذهن من چيزي شبيه پله هاي دادگستري آمد که چرا اين تعداد جمعيت مي آيند و مي روند. به روابط عمومي گفتم در فاصله 10 روز، هر روز از صد نفر بپرسيد چرا مي آيند، فرمي را تهيه کنيد که مراجعه کننده براي چه مراجعه مي کند و موضوع مراجعه او چيست و سپس آنها را تحليل و تقسيم بندي کنيد و به من اطلاع دهيد. تا ظرف 10 روز هزار مراجعه کننده اين اطلاعات را به ما بدهند.

من متوجه شدم بخش عمده يي از کساني که مراجعه مي کنند ناشراني هستند که براي مجوز کتاب هايي که قبلاً اجازه گرفته اند، مراجعه مي کنند. معناي آن اين بود که وقتي اجازه انتشار کتاب داده شد و منتشر شد اگر قرار باشد اين کتاب 20 بار چاپ شود بايد 20 بار مراجعه کنند و اجازه بگيرند. مورد ديگري که من متوجه شدم اين بود که ناشران بايد هر سال مراجعه و مجوز دفتر نشر خود را براي يک سال بعد تمديد کنند. فرض کنيد ناشري با سابقه بسيار طولاني مانند علمي يا طهوري مراجعه مي کرد و اصلاً ملاک نبود که اين ناشر در حوزه نشر کار مي کند بلکه بايد براي سال آينده اين مجوز تمديد شود. وقتي اين موارد را با دوستاني که در حوزه کتاب بودند مطرح کردم که چطور وقتي به کتابي اجازه داده ايم بايد مجدداً مراجعه کند، چطور يک ناشر سابقه دار بايد هر سال مجوز بگيرد، گفتند ما بايد نظارت کنيم اين ناشر کارهاي خود را به خوبي پيش مي برد يا خير. به همين ترتيب گفتم ما اين پيشنهاد را به سازمان ثبت احوال بدهيم و نامه يي تنظيم کنيد تا من بفرستم و بگوييم سازمان ثبت احوال به کودکاني که در ايران متولد مي شوند شناسنامه يک ساله بدهد و بگويد خانواده ها سر يک سال مراجعه کنند و سازمان ثبت احوال ببيند اين کودک وزن مناسبي دارد يا خانواده به او خوب رسيده اند و اگر مشکلي نداشت يک سال ديگر شناسنامه را تمديد کنند. دوستان خنديدند و پيدا بود که من اين مساله را به صورت طنز مطرح کرده ام ولي گفتم ما در حقيقت همين کار را انجام مي دهيم. در حقيقت به جاي اينکه ناشر بتواند نسبت به آينده خودش مطمئن باشد و براي آينده خود فکر کند حتي فکر کند که فرزند او بتواند مجموعه را مديريت کند ما از ابتدا عدم امنيت و عدم اعتماد به آينده را در ذهن او کاشته ايم. در حوزه سينمايي بايد تمام فيلمنامه ها به معاونت سينمايي ارجاع مي شد تا تاييد شود و اصطلاحاً فيلمنامه مصوب باشد. فيلمنامه گاه مدت ها در بخش بررسي تا تاييد باقي مي ماند و موضوع آن لو مي رفت و ديگران آن را برداشت مي کردند. در واقع ما فجايعي را در حوزه فرهنگ انجام مي داديم و نام آن را هم نظارت و ارشاد بر حوزه فرهنگ مي گذاشتيم. اگر اين نگاه بخواهد تقويت شود ما همچنان به وزارت ارشاد با گستردگي بيشتر نياز داريم، گرچه با تعبيري که شما هم داشتيد، واقعيت ها اين سازمان و وزارتخانه را عقب خواهد گذاشت. در آمار وزارتخانه اعلام شده بود در کشور در سال گذشته بيش از 50 هزار عنوان کتاب چاپ شده است. اگر اين آمار را بپذيريم معناي آن اين است که به طور متوسط روزي 150 کتاب در کشور منتشر شده است. اين 150 کتاب را چند نفر بايد بخوانند و نظر دهند، يعني براي نظارت چه سازمان وسيعي خواهيم داشت؟ به اين شکل خلاصه کنم که اگر نگاه، يک نگاه نظارت حداکثري بر توليد حوزه فرهنگي در همه عرصه ها باشد، اين وزارتخانه بايد همچنان ادامه پيدا کند و کارکنان بيشتري هم به کار بگيرد. اگر نگاه به حوزه فرهنگ يعني اعتماد به توليدکنندگان باشد، همان طور که يکي از جلوه هاي آن اين بود در دوراني که من در وزارت فرهنگ و ارشاد بودم ما پيشنهاد کرديم به ناشران اجازه دهيم بر حوزه کتاب هايي که منتشر مي کنند خودشان نظارت کنند. همان موقع هم بخشي از ناشران به ما گفتند الان که ما کتاب را منتشر و اعلام مي کنيم وزارت فرهنگ و ارشاد به ما مجوز داده است مشکلات بسياري داريم، اگر قرار باشد خودمان مدافع کتاب هايمان باشيم مشکلات ما بيشتر خواهد بود، به دليل اينکه ما يک فضاي ناامن ايجاد کرده ايم.يک مثال ديگر بزنم. در انگلستان- در لندن- نمايشگاه کتاب مثل تهران برگزار نمي شود اما هر روز و بلکه هر ساعت نمايشگاه کتاب جاري است. شما از انتشار کتاب ها، از روز انتشار مي توانيد باخبر باشيد و کتاب در همان نخستين هفته به دست تان مي رسد. درضمن براي انتشار هيچ نوع کتابي يا روزنامه يي هيچ کس اجازه نمي گيرد.

-به دليل پيشرفت تکنولوژي و ارتباطاتي که به وجود آمده است، برخي کساني که فعال حوزه فرهنگي هستند حتي در همين حوزه هاي کشورهاي اطراف خودمان مانند کويت، اردن و کردستان عراق بحث مي کنند که براي صدور مجوز يا کار فرهنگي اساساً نيازي به اجازه گرفتن از دولت نيست. اما در ايران بسياري خود را متولي و مدافع اين بحث مي دانند که دولت بايد حتماً نظارت کند و نظارت آن هم شديد و گاهي با بار امنيتي باشد. شما هم در پاسخ به سوال اول من اشاره کرديد بايد به ارشاد توجه کنيم. اساساً بحث نظارت و بحث ارشاد هنرمندان و فرهنگيان را يک بحث پسنديده و درست مي دانيد؟

اعتقاد دارم ما بين اثبات و نفي ناگزير هستيم در يک مرحله راه معتدل و ميانه يي را انتخاب کنيم، علت آن اين است که زماني که در جامعه يي در طول سال هاي طولاني نظام استبدادي و تک صدايي حاکم باشد، وقتي مي خواهد حرکت کند و به يک جامعه آزاد، باز و متعادل برسد، اين مسير را بايد کاملاً محاسبه شده و با تدبير و تاني طي کند. اگر فرض کنيم بر حوزه کتاب هايي که در زمينه مسائل مذهبي در کشور منتشر مي شود هيچ گونه نظارتي نباشد، اگر به مباحث فرقه يي در کتاب هاي مذهبي دامن زده شود، آثاري از زاويه ديد برخي از کساني که در نگاه به تشيع افراطي هستند و غاليان شيعه عليه اهل سنت منتشر شود و برعکس کتاب هايي از آن زاويه عليه برخي از باورهاي مقدس اهل تشيع منتشر شود، در آن زمان ممکن است يک کتاب يا يک مقاله در روزنامه يي تبديل به فتنه در يک منطقه شود که شبيه آتش زدن در جنگل است که شروع آن آسان است ولي کنترلش دشوار است. در آن زمان کنترل آن بسيار بسيار دشوار خواهد بود، مگر اينکه جامعه به تعادل نسبي خود برسد. مانند آنچه در غرب شاهد هستيم که به اين تعادل رسيده اند. گرچه در آنجا هم که معتقد هستند آزادي وجود دارد و هيچ گونه نظارتي بر کار آنها نيست وقتي روزنامه يا موسسه يي از آزادي خود سوءاستفاده مي کند و به اعتقاد ديگران احترام نمي گذارد مانند کاريکاتورهايي که در دانمارک در مورد پيامبر اسلام منتشر شد با آن برخورد مي شود. من اعتقاد دارم در واقع آزادي يک امکان است و براي استفاده از اين امکان بايد ظرفيت متعادل و متناسب آن را داشت. به خاطر دارم در دوران وزارتم وقتي به کتابفروشي مرغ آمين رفته بودم و داشتم کتاب ها را نگاه کردم، نويسنده يي گفت من رمان نوشتم و شما اجازه نداديد منتشر شود، گفتم شما مشخصات آن را به من بگوييد. من سوال مي کنم و با من تماس بگيريد. او مشخصات را به من داد و بعد کتاب ايشان را خواندم. ايشان يک داستان کوتاه- بلند کاملاً برهنه جنسي با يک بي پروايي نوشته بود و زبان بسيار برهنه يي در کلام انتخاب کرده بود و طبيعي بود که با جامعه، فرهنگ و فضاي ديني ما هيچ نسبتي نداشت. با ايشان صحبت کردم و گفتم کتاب شما 100 صفحه است و در بيش از نيمي از کتاب ما شاهد اين همه برهنگي، صراحت و مسائل جنسي هستيم، چطور مي شود اجازه داد چنين کتابي در کشور منتشر شود و شما گمان کنيد با اين کار به فضاي فرهنگي و فکري خدمت مي کنيد. ايشان گفتند چرا در مثنوي اين داستان ها وجود دارد و شما آنها را سانسور نمي کنيد. من به ايشان چند نکته گفتم. يکي از آنها اين بود که مثنوي مانند دريا است. در اين دريا اين همه حکمت و داستان هاي مختلف متناسب با حجم آنها وجود دارد. چند داستان هم دارد که صورت آنها مبتذل است ولي عمق و ژرفاي آن معنوي و حکمت آميز است. شما بخش عمده 100 صفحه کتاب تان همين است، نه اينکه يک حاشيه ظريف يا ضعيفي از آن باشد. نکته دوم اينکه در مثنوي ما شاهد هستيم بعد از يک صورت يک حکمت مطرح مي شود ولي عمق آن چيز ديگري است. نکته سومي هم که مطرح کردم اين بود که به هر حال در دوراني که مولوي مثنوي را مي گفت شما بايد در نظر بگيريد که اين داستان ها در حوزه خواص در آن مقطع مطرح مي شد يعني کتاب تيراژ گسترده يي نداشت تا تبديل به يک معضل و مشکل در حوزه انديشه و فرهنگ کشور شود. به نمونه ديگري هم اشاره کردم که فرض کنيد در حوزه باورهاي ديني اگر کساني هرطور که خواستند نسبت به مقدسات اديان ديگر يا حتي اقليت هاي ديگر در کشور ما که جمعيت قابل توجهي از برادران و خواهران اهل سنت زندگي مي کنند، بنويسند، اگر ما اجازه دهيم بعضي از کساني که در تشيع و انديشه خود افراط دارند در کتاب هايشان برخي از مطالب عليه اهل سنت را مطرح کنند يا عليه مقدسات و باورهاي آنها بنويسند و برعکس، طبيعي است که نمي توان اين کل را مطرح کرد که به هيچ عنوان نبايد نظارتي صورت بگيرد. گمان مي کنم تا ما به يک نقطه تعادل منطقي نرسيده ايم بايد يک نظارت منطقي، موثق و مستدل را بپذيريم که شيب حرکت از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب بسيار آرام و با تاني صورت بگيرد.

-حد اين نظارت کجا است؟

به نظر من بخش عمده آن را بايد براساس مفاهمه يي بگذاريم که بين دستگاه نظارتي و توليدکنندگان خواهد بود. به عنوان مثال ما پذيرفته ايم آنچه در سينماي دنيا اتفاق مي افتد يعني روابط پشت پرده زن و مرد در سينماي ما اتفاق نيفتد. در واقع نوع روابط زن و مرد در سينماي ايران با آنچه در سينماهاي ديگر ملاحظه مي شود متفاوت است. در سينماي دنيا حتي در فيلم هاي بسيار بسيار روشنفکرانه از سکس به عنوان جاذبه تجاري يا فرهنگي فيلم استفاده مي کنند. در جامعه و سينماي ما اين اتفاق نيفتاده و مانع تحول و ارتقاي فيلم هم نشده است. از اين نظر گمان مي کنم در حوزه هاي ديگر هم بايد تفاهمي با اهل فرهنگ صورت بپذيرد و آنها هم بپذيرند متناسب با همين جامعه يي که ما در آن زندگي مي کنيم بنويسند و نمي توان بدون هيچ گونه توجه و تقيدي به قوانين کشور عمل و رفتار کرد.

-با وجود نهادهاي موازي که به نوعي خود را متولي فرهنگ مي دانند، به طور مشخص منظور سازمان تبليغات، حوزه علميه قم، صداوسيما و حتي فرهنگستان هنر است، آيا زمينه يي براي توليد کننده فرهنگ مي ماند که به اين مفاهمه نانوشته برسد؟

به نظر من در تعبير دستگاه هاي موازي بايد دقت بيشتري کرد زيرا برخي از مواردي که شما نام برديد دستگاه موازي نيستند. مثلاً سازمان تبليغات دستگاه موازي فرهنگي نيست بلکه سازماني است که کار آن تبليغات ديني است و بر حوزه کتاب هاي ديني نظارتي ندارد يا بر حوزه مطبوعات نظارتي ندارد. دستگاهي که قانوناً موظف است نظارت را انجام دهد که بالطبع در بحث ما هم هست فرهنگ و ارشاد است. البته در حوزه هايي اين دوگانگي اتفاق مي افتد، به اين معني که فرض کنيد ما بايد در حوزه سينما بر فيلم هايي که توليد مي شود، نظارت داشته باشيم. حال اگر صدا و سيما فيلم هايي را توليد و خودش آنها را پخش کرد دستگاه وزارت فرهنگ و ارشاد نمي تواند بر آن نظارت کند زيرا در واقع آن دستگاهي است که هم توليدکننده و هم مصرف کننده است، تا به حال هم همين طور بوده و همچنان هم اين گونه ادامه پيدا خواهد کرد. از اين جهت من گمان مي کنم در واقع ما در حوزه هاي محدودي داراي دوگانگي هستيم اما دستگاه هاي متعدد فرهنگي داريم. علت آن اين است که فرهنگ به حدي عظيم و گسترده است که نمي توان آن را در يک دستگاه جمع کرد. حتي وزارتخانه آموزش و پرورش و وزارت علوم و تحقيقات دستگاه هايي هستند که به تمام معنا فرهنگي هستند، هر دانشگاه خود يک موسسه فرهنگي است. ما بايد اجمالاً به اين پرسش پاسخ دهيم که ما در حوزه فرهنگ چگونه عمل کنيم تا دولت مانع خلاقيت فرهنگي نشود. من گمان مي کنم در اين تناسب بايد نسبت دولت به فرهنگ مانند نسبت دولت به اقتصاد باشد. هر چقدر دولت در اقتصاد مسلط تر باشد و سليقه اش را بيشتر اعمال کند ما شاهد شکوفايي و پيشرفت نخواهيم بود. هر چقدر دولت فاصله بگيرد و اجازه دهد در اين حوزه ها خلاقيت ها بيشتر شکل بگيرد، گمان مي کنم در حوزه فرهنگ، سينما و نشر وضع بهتر شود. ببينيد اثر اين رويه همين است. اتفاقي است که الان در حوزه مطبوعات افتاده است.به خاطر نقشي که دولت و دستگاه هاي نظارتي داشته اند، بعد از سپري شدن 30 سال از انقلاب ما يک روزنامه درجه اولي که در کشور منتشر شود و يک روزنامه بين المللي محاسبه شود نداريم، مثل مصري ها که روزنامه الاهرام را دارند؛ روزنامه يي که در جهان به آن توجه مي کنند. تقريباً هر روز و حداقل در الاهرام از 10 شخصيت درجه اول فرهنگي و روزنامه نگاري 10 مقاله قابل ذکر مشاهده مي شود. حتي روزنامه يي مانند الدستور در اردن منتشر مي شود. مشاهده مي کنيم فاصله هاي ما به لحاظ کيفي با اين روزنامه ها زياد است.

در کشور ما تا روزنامه يي پا مي گيرد و شکفته مي شود بلافاصله نظارت سبب توقف آن مي شود. از اين جهت بحث آن را مطرح کردم که نسبت نظارت و توقف حوزه فرهنگ و جلوگيري از ارتقا در اين حوزه کاملاً محسوس تر است. وقتي در حوزه کتاب صحبت مي کنيم، وقتي مي خواهم به عنوان يک نويسنده خودم را با دستگاه وزارت فرهنگ و ارشاد فعلي بسنجم، مشاهده مي کنم که در دوره دولت آقاي احمدي نژاد، هر پنج کتاب جديدي که من به وزارت ارشاد براي اجازه نشر داده ام، متوقف مانده اند. يعني بعد از چندين سال، نه پاسخي، نه توضيحي و نه اشاره يي نشده است. بالطبع ديگران هم در بخش هاي مختلف به همين شکل خواهند بود. ممکن است صداي من به جايي برسد ولي صداي ديگران به جايي نمي رسد. از اين جهت من گمان مي کنم ما بايد برگرديم و اگر دستگاه موازي وجود دارد، از اين زاويه به اين دستگاه موازي نگاه کنيم که نگاه به فرهنگ از زاويه ديد فرهنگي باشد نه از موضع محتسب و عوانان.

-پرسش ما به همان مفاهمه يي برمي گردد که تقريباً نانوشته است. در حوزه سينما اين مفاهمه اتفاق افتاده و تقريباً مشخص است، در حوزه موسيقي روزبه روز سازهاي جديد وارد مي شود. در حوزه داستان، شعر و ادبيات، تئاتر و... که نياز به خلاقيت دارد هنرمندان با خلاقيت هاي جديد حيات هنري خود را ادامه مي دهند.با توجه به اين حد نظارت و با توجه به اينکه گاهي اوقات شکل امنيتي پيدا مي کند و اينها اساساً با هم کنار مي آيند، مي توان اين مفاهمه را در حوزه هنرهاي ديگر هم ايجاد کرد؟

به نظر من عملي است و فقط شرط آن اين است که به هنرمندان خود اعتماد و البته فضايي ايجاد کنيم که هنرمندان ما در همين حوزه هايي که شما نام برديد به ما به عنوان کساني که در مقطعي از زمان در وزارت فرهنگ و ارشاد هستيم يا مسووليتي داريم، اعتماد کنند. زمينه مفاهمه و اعتماد موجب مي شود ما بتوانيم راه هايي را پيدا کنيم که کار پيش رود. نکته ديگري که وجود دارد اين نيست که وزارت فرهنگ و ارشاد بگويد ما نسبت به اين فيلم هيچ نظري نداريم و قانوني است و آن فيلم هم بتواند در جامعه راه خود را به راحتي باز کند. به طور مثال فيلم آدم برفي در دوران مسووليت قبل از من توقيف شده بود، وقتي من به وزارت فرهنگ و ارشاد آمدم به مسوولان سينمايي گفتم آن را بررسي کنند و به آن مجوز داديم. نکته يي که در ذهن من بود، اين بود که زماني که آقاي هاشمي رئيس جمهور وارد جلسه دولت شدند و بحث شروع شد به آقاي ميرسليم وزير وقت فرهنگ و ارشاد رو کردند و گفتند چرا به فيلم آدم برفي اجازه نمي دهيد و از اين فيلم تعريف کردند. پيدا بود که آقاي هاشمي اين فيلم را در مناسبتي ديده بودند. آقاي ميرسليم هم گفتند ما بررسي مي کنيم و بالطبع نتيجه بررسي هرچه بود تا پايان وزارت ايشان در توقيف مانده بود. ما به عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد به اين فيلم مجوز داديم و فيلم را هم حوزه هنري سازمان تبليغات توليد کرده بود. ولي مع الوصف مشاهده کرديم اين فيلم در کشور با چه دشواري ها و مشکلاتي مواجه شد. البته؛

مني که نام شراب از کتاب مي شستم

زمانه کاتب دکان مي فروشم کرد،

آقاي ده نمکي که آن روز ها پرچمدار مخالفت با آدم برفي بود، حالا با همان تيم از همان پنجره بازگشته است.

حمله به سينما ها، آتش زدن سينما، کتک زدن مردمي که به سينما مي رفتند و... نشان مي دهد اين مفاهمه بايد با توجه به مجموعه فضاي اجتماعي و سياسي ايران صورت بگيرد، يعني هنرمندي که مي خواهد تئاتر اجرا کند يا کنسرتي برپا کند بايد اين شرايط را در نظر بگيرد. در هر حال اگر اين مفاهمه صورت نگيرد ممکن است از جاهاي ديگري دچار مشکل شويم. ما مي خواستيم با ناشران به توافق برسيم که بخش عمده يي از ناشران ما نياز به مجوز نداشته باشند، فرضاً در ذهن من بود که مرکز نشر دانشگاهي مجموعه يي است با مجموعه شخصيت هايي که در آنجا هستند. آقاي پورجوادي که در راس اين مرکز است، چه ضرورتي دارد کتاب هاي حوزه هاي مختلف علمي را به اداره کتاب ما بياورند و ما به آنها مجوز دهيم؟

-اقتصاددانان در حوزه اقتصادي، کارشناسان سياست خارجي در حوزه سياست خارجي و فعالان سياسي در حوزه سياست داخلي هر کدام به تناسب آثار، تداوم سياست ها و مديريت اجرايي کنوني بر کشور را به نوعي به طور ميانگين فاجعه بار توصيف مي کنند، حتي آقاي محسن رضايي در کنفرانس مطبوعاتي خود، ادامه سياست هاي آقاي احمدي نژاد را به معناي بردن کشور به لبه پرتگاه معرفي کرد. بحث ما فرهنگي است و علاقه دارم ارزيابي و پيش بيني يا چشم اندازي را که شما از تداوم اين سياست ها در حوزه فرهنگ داريد، بدانم. با اين سياست ها ما به کجا مي رسيم؟

من اعتقاد دارم دولت فعلي در حوزه هاي مختلف از ضد آنچه لازم است، استفاده مي کند. در واقع ما در حوزه فرهنگ ضدفرهنگ، در حوزه سياست ضدسياست، در حوزه اقتصاد ضداقتصاد و در حوزه برنامه ريزي ضدبرنامه ريزي عمل مي کنيم. انگار دولت يک بار ديگر همه اين استراتژي ها، دستاوردها و تجربيات را نفي کرده است. حضرت امير در نهج البلاغه تعبيري دارند که «العقل حفظ التجارب». در واقع خرد به اين معني است که انسان تجربه هاي انباشته شده و موجود را به خوبي حفظ و استفاده کند. اين دولت ضدتجربه هم هست يعني دولت ضدعلم، ضدتجربه، ضدبرنامه، ضدآينده بيني و ضدتعقل است، به همين دليل هيچ گاه در تاريخ ما پس از انقلاب اين مقدار خرافه پردازي و گرايش به خرافه در حوزه هاي مختلف پررنگ نشده بود. وقتي چنين دستاوردي اتفاق مي افتد، تعبيري که آقاي رضايي به کار بردند تعبير درست، دقيق و شجاعانه يي بود که ما در واقع با دولت فعلي در حال حرکت به سمت يک پرتگاه هستيم که البته من معتقد هستم ما از «به طرف رفتن» هم عبور کرده ايم. به اين خاطر که ما زمان را در شرايطي از دست مي دهيم که ديگران به سرعت در حال رشد هستند و ما همچنان يک حرکت معکوس را انتخاب کرده ايم و در اين حرکت معکوس پيش مي رويم. از اين جهت من معتقد هستم حوزه فرهنگ همان طور که شما اشاره کرديد از حوزه هاي ديگر منفک نيست. ما بايد در حوزه مطبوعات و سينماي خودمان، در حوزه کتاب و ساير مواردي که ذکر شد به نقطه پيشرفته تري از آنچه بوديم، مي رسيديم ولي در عمل طي چهار سالي که گذشت ما شاهد تخريب در همه حوزه ها بوديم که بالطبع بازسازي آن زمان طولاني تري را نياز دارد. علت هم اين است که تخريب هميشه کار آسان و آباداني و ساختن کار دشواري خواهد بود. زماني که ما به موزه لوور رفته بوديم دختر کوچک من به تابلوي موناليزا نگاه کرد که همه جمع شده بودند و تابلو را تماشا مي کردند، به من گفت آيا شخص ديگري مي تواند مانند اين تابلو نقاشي کند؟ گفتم خير و در واقع اين يک اتفاقي بود که افتاد و داوينچي اين تابلو را کشيد و او گفت ولي همه مي توانند آن را خراب کنند، در واقع تابلويي که يک نفر کشيده و تک ستاره اين موزه است، هر آدم بي توجهي مي تواند آن را ويران کند و از بين ببرد. همه حوزه هايي که اشاره شد؛ اقتصاد، فرهنگ، سياست در حوزه داخلي و خارجي، حوزه هايي هستند که ساختن آنها نياز به تدبير، تعقل و برنامه ريزي دارد، ولي عملاً ما شاهد ضدحرکت در همه اين حوزه ها بوده ايم.

-آقاي دکتر، شما تصميم گرفته بوديد از عرصه سياست کناره بگيريد ولي در حوزه روزنامه نگاري به خصوص در حوزه فلسطين و اسرائيل، شروع به نوشتن کرديد، اخيراً هم به عنوان مشاور امور ايرانيان خارج از کشور آقاي کروبي منصوب شده ايد، چه شد آقاي مهاجراني تصميم گرفتند فعاليت اجتماعي را به شکل ديگري حتي دور از وطن تجربه کنند؟

در واقع فکر مي کنم با صرف عمري که براي سياست داشتم، دوران سياست به معناي مسووليت اجرايي، براي من کافي بود. (تعبيري مصري ها دارند الکفايه= بس است.) تعبير من اين بود که 25 سال از عمر خود را صرف سياست به معناي کار اجرايي سياسي کرده ام. از 25سالگي تا آستانه 50سالگي فعاليت داشته ام، کفايت مي کند و اين بخش بعدي را به حوزه ادبيات و فرهنگ بپردازم که همين کار را مي کنم. البته سياست به معناي نظري خير، بالطبع شما در حوزه سياست فکر مي کنيد؛ در مسائل مختلف فلسطين، پاکستان و مسائل خود ايران. يعني من هيچ گاه به لحاظ نظري از حوزه مسائل ايران دور نيستم. مسائل ايران را کاملاً تعقيب مي کنم. اما در مقطعي که پيش آمد احساس من اين بود که اگر ما در جايي که لازم است و گمان مي کنيم مي توانيم در يک تغيير وضعيت موثر باشيم اين وظيفه را انجام ندهيم نه تنها خود ما متضرر خواهيم شد و آسيب خواهيم ديد بلکه کشور هم دچار آسيب خواهد شد. اشاره کردم من به عنوان يک نويسنده در دوران آقاي احمدي نژاد هر پنج کتابي که براي چاپ اول به وزارت فرهنگ و ارشاد در اين دولت دادم متوقف شده است و مطلقاً هم جواب نداده اند. من حيرت مي کنم زيرا سه تا از اين کتاب هايي که من ترجمه کرده ام کتاب هاي جهاني هستند؛ کتاب هاي درجه اولي هستند که به حوزه فرهنگ خدمت مي کنند. احساس مي کنم بايد کمک کنم تا هر مقدار در توان دارم تلاش کنم اين وضعيت تغيير پيدا کند که بالطبع در مقطعي که آقاي کروبي اعلام کردند کانديدا هستند و من صحبت آقاي بجنوردي رئيس دايره المعارف بزرگ اسلامي را شنيدم که درباره آقاي کروبي صحبت کرده بودند. من مقاله يي نوشتم که نخبگان ما به اين صحبت توجه کنند. به دليل اينکه آقاي بجنوردي را به لحاظ ذهنيت و به لحاظ آينده بيني و شخصيت سياسي و انقلابي که دارند يکي از شخصيت هاي معيار در کشور مي دانم که بالطبع پيرو همين و همکاري جناب آقاي کرباسچي با ستاد آقاي کروبي و همين طور دوستان ديگري که مطرح بودند از من هم خواستند اگر مي توانم در اين حوزه کمک کنم که من هم پذيرفتم منتها اين به معناي يک مسووليت اجرايي سياسي نيست، در واقع مشاوره در حوزه يي است که بالطبع به دليل اينکه من در لندن زندگي مي کنم و به معنايي کثيرالسفر هم هستم و در سمينارهاي مختلف هم در ساير کشورها شرکت مي کنم، بتوانم نظريات خودم را به جناب آقاي کروبي و ستاد ايشان منتقل کنم.

-با اين اوصاف اوضاع سياسي کشور را چگونه مي بينيد؟

به دليل اينکه پيگيري و توجه من به مسائل کشور از بيرون است گاهي از بيرون نگاه کردن سبب مي شود دقيق تر هم مشاهده کنم. مانند کوه يا منظره يي که وقتي به آن نزديک مي شويم ممکن است خطوط و جزييات آن را دقيق نبينيم، البته ادعا ندارم مسائل ايران را دقيق مي دانم و به خوبي لمس مي کنم. در يک کلام مي توانم بگويم با توجه به مجموعه واکنش هايي که در جامعه مي بينم از طريق روزنامه ها، سايت هاي اينترنتي، دوستاني که مي بينم، احساس مي کنم با يک جهت گيري اميدوارکننده يي روبه رو هستيم. اين مجموعه، مجموعه اميدوارکننده يي است يعني نشانه ها، نشانه هاي اميدوارکننده يي است که گويي جامعه ما به اين جمع بندي رسيده است که در هر حال ادامه وضع موجود به مصلحت و منفعت کشور نيست. شما ببينيد جامعه روحانيت مبارز هميشه به عنوان رکن جبهه اصولگرايان مطرح بوده است. چه اتفاقي افتاده است که در امر بسيار مهم انتخابات رياست جمهوري اين بار سکوت پيشه کرده است. سکوتي که به احتمال زياد در مورد جامعه مدرسين هم اتفاق خواهد افتاد. اينها نشانه هاي بارز نگراني است. آن روي ديگر اين سکه نگراني اصولگرايان از فرصتي است که جبهه اصلاحات دارند تا مسير مديريت کشور را تغيير دهند؛ از خرافه به خردورزي و از هتک و تحقير مديران به حرمت آنان، از دولت ضدبرنامه، که به قول سخنگويش وقتي از درآمدها مي پرسند، مي گويد؛ روي زمين است، تا دولتي که دقيقاً حساب درآمد و هزينه اش را اعلام کند، از بي توجهي به قانون و مجلس تا دولتي که حقيقتاً مجلس را در راس امور بداند.

k_mehregan83@yahoo.com

با سه راي کمتر از حد نصاب اعلام شد
راي ضعيف جامعه مدرسين به نامزدي احمدي نژاد

گروه سياسي، فرنوش اميرشاهي؛ «اکثر» اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و نه «تمام» اعضا از کانديداتوري محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري دهم حمايت مي کنند. «محمد يزدي» رئيس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم در اطلاعيه بسيار کوتاهي که ديروز به خبرگزاري ها ارسال شد، اين موضوع را اعلام کرد. در بيانيه آيت الله يزدي چنين آمده است؛ «پس از بررسي هاي لازم، اکثريت اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، حمايت خود را از کانديداتوري جناب آقاي دکتر محمود احمدي نژاد اعلام نمودند.» بيانيه يزدي در شرايطي منتشر شد که خبرها حاکي از آن است که جمعي از چهره هاي شاخص اين تشکل روحاني مخالف حمايت از احمدي نژاد هستند و در جلسات انتخاباتي گذشته حاضر نشدند پشت سر رئيس دولت نهم قرار گيرند. به دليل همين مخالفت ها بود که به فاصله کوتاهي از اين موضع گيري، «محمد يزدي» شخصاً در جمع خبرنگاران حاضر شد تا با توضيحاتي تکميلي از ميزان «قطعيت» اين بيانيه بکاهد. رئيس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم با بيان اينکه انتخابات رياست جمهوري در چندين جلسه محرمانه بررسي شد، افزود؛ «راي گيري نهايي طي هفته هاي گذشته انجام شد و با توجه به اينکه تنها سه راي با ميزان حد نصاب فاصله وجود داشت و با عنايت به محدود بودن زمان اعلام نظر به اين نتيجه رسيديم که اعلام کنيم اکثريت اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم از کانديداتوري جناب آقاي دکتر احمدي نژاد حمايت کردند.» او آنگاه يک تکمله به توضيحاتش اضافه کرد و گفت؛ «حمايت جامعه مدرسين به معناي تاييد مطلق نيست و همواره ضعف ها و نواقص دولت نهم در جلسات مطرح و مستقيماً به جناب احمدي نژاد گوشزد شده است.» طبق آيين نامه داخلي جامعه مدرسين، تصميم گيري انتخاباتي بايد به موافقت دو سوم اعضا برسد. يعني از بيش از 50 عضو اين تشکل روحاني، حداقل 33 نفر بايد به احمدي نژاد راي دهند. در حالي که به گفته يزدي نصاب لازم کسب نشده است. همچنين سايت هاي خبري مختلف آمار متفاوتي از ميزان آراي اعضاي جامعه مدرسين منتشر کرده اند که هيچ کدام در حمايت از احمدي نژاد نيست. چنان که به گزارش سايت خبري جهان جمعه گذشته از ميان 27 عضو شوراي مرکزي راي گيري به عمل آمد که 8 نفر راي ممتنع داشتند و 19 نفر موافق بودند. بيش از 32 نفر هم در اين جلسه حضور نداشتند. همچنين به گزارش پايگاه خبري آينده به نقل از يک عضو جامعه مدرسين 32 عضو از مجموع 48 نفر از اعضاي جامعه مدرسين از احمدي نژاد حمايت نکرده اند. به اين ترتيب اخبار منتشرشده نشان مي دهد احمدي نژاد نه تنها در جمع 27نفره اکثريت آرا را به دست نياورده است، بلکه به گفته يزدي در راي گيري محرمانه و کلي هم سه راي از دوسوم آرا کمتر داشته است.

بنابراين مي توان نتيجه گرفت بر خلاف بيانيه منتشرشده موضع اعضاي مجمع مدرسين حوزه علميه قم در قبال حمايت از کانديداتوري احمدي نژاد، «اکثريت» نيست بلکه آنها به دو گروه موافقان و مخالفان رئيس دولت نهم تقسيم مي شوند. بدنه اين سياسي ترين تشکل روحاني اصولگرايان متشکل از افرادي است که هر کدام به جز عضويت در جامعه مدرسين در نهادهاي مختلفي همچون مجلس خبرگان، شوراي نگهبان و دستگاه قضايي عضويت دارند. اما تصميم گيري انتخاباتي آنها تنها در نقش روحانيون اين نهاد در ارکان حکومت خلاصه نمي شود، چون در جامعه مدرسين افرادي عضويت دارند که در سال هاي گذشته از باسابقه ترين و محکم ترين حاميان احمدي نژاد به شمار مي روند. احمد جنتي دبير شوراي نگهبان، محمدتقي مصباح يزدي رئيس موسسه پژوهشي امام خميني(ره) و سيد احمد خاتمي خطيب نماز جمعه تهران تنها سه تن از روحانيوني هستند که همچون محمد يزدي «عبور از احمدي نژاد را مجاز نمي دانند».

به جز اين چهار چهره شاخص جامعه مدرسين اشخاص ديگري همچون عباس کعبي، ابوالقاسم خزعلي، حسن ممدوحي و محمودرضا جمشيدي نيز در جرگه حاميان دولت نهم هستند. با چنين ترکيبي، عدم موفقيت احمدي نژاد در کسب راي قاطع اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم به وضوح نشانگر جايگاه وي در ميان روحانيون و علماي قم است.

به ويژه اينکه رئيس دولت نهم با وجود برخورداري از پشتيباني هاي همه جانبه حاميانش در جامعه مدرسين، منتقداني جدي هم دارد. حسين مظاهري، رضا استادي، محمد ابطحي کاشاني، حسين راستي کاشاني، آيت الله مومن، عبدالنبي حبيبي و سيدمحسن خرازي در اين گروه قرار دارند. همچنين آيت الله ناصر مکارم شيرازي و محمدجواد فاضل لنکراني هم چندين مرتبه از عملکرد دولت نهم به ويژه در حوزه اقتصادي انتقاد کرده اند و خواستار اصلاح امور شده اند. نگاهي به ترکيب بخشي از موافقان و مخالفان در جامعه مدرسين حوزه علميه قم نشان از آن دارد که حمايت آنان از کانديداتوري احمدي نژاد از موضع «اکثريت» نيست، بلکه مي تواند چنين تعبير شود که همچون سال 84 که طيفي از اعضا با صدور بيانيه يي از «اکبر هاشمي رفسنجاني» در انتخابات رياست جمهوري نهم حمايت کردند، در انتخابات پيش رو نيز همان قصه تکرار شده است. با اين تفاوت که اين مرتبه رئيس اين تشکل با سابقه روحاني خود در زمره امضاکنندگان بيانيه است. جامعه مدرسين حوزه علميه قم که در سال 1340 توسط جمعي از علما و اساتيد بزرگ حوزه علميه اين شهر پايه گذاري شد، طي نزديک به پنج دهه گذشته نقش موثري در معادلات سياسي کشور داشته است. اين تشکل به همراه جامعه روحانيت مبارز دو تشکل عمده اصولگرا محسوب مي شوند که همواره نقشي «ارشادي» و «ناصحانه» داشته اند. با اين حال اين جايگاه در چند سال گذشته دستخوش تغييراتي شده است.

جوانان نوظهور اصولگرا در چندين انتخابات گذشته به نقش «پدرانه» جامعتين توجه نکردند و براي کسب کرسي هاي قدرت آنها را نديده گرفتند. نتيجه اين رفتار قهر چهره هاي شاخصي همچون علي اکبر ناطق نوري، گلايه هاي جمع کثيري از بزرگان قم و در نهايت سکوت سياسي گروهي ديگر بود. سکوتي که تا اين لحظه هم شکسته نشده و به جز جامعه روحانيت مبارز که هنوز موضع گيري مصداقي در انتخابات پيش رو نکرده است، جمع قابل توجهي از اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم هم با راي منفي يا ممتنع به احمدي نژاد حاضر به اعلام موضع صريح نيستند. با اين اوصاف به نظر مي رسد بيانيه انتخاباتي بسيار کوتاه منتشر شده از سوي محمد يزدي بيشتر از آنکه تصميم گيري انتخاباتي باشد، اختلاف نظر روحانيون عضو نهاد سياسي - روحاني جامعه مدرسين را هويدا مي کرد. اختلافي که در کمتر از يک ماه باقي مانده به انتخابات، به نفع حاميان دولت نهم نيست و بايد ديد کدام يک از کانديداها سرانجام موفق مي شوند حمايت قاطع قم را کسب کنند.

معاون سازمان بازنشستگي خبر داد
عدم پيش بيني بودجه بازنشستگي پيش از موعد

گروه اجتماعي؛ بودجه سازمان بازنشستگي براي سال 88، دو هزار و 400 ميليارد تومان برآورد شده که علاوه بر اين بودجه، در رديف ديگري نيز چهار هزار ميليارد تومان بابت اجراي قانون مديريت خدمات کشوري براي بازنشستگان کشوري و لشگري گنجانده شده است که هنوز سهم صندوق بازنشستگي کشوري مشخص نيست. معاون سازمان بازنشستگي با اعلام اين خبر گفت؛ در سال هاي گذشته معمولاً 60 درصد از اين مبالغ به صندوق بازنشستگي کشوري و 40 درصد مابقي نيز به صندوق لشگري اختصاص مي يافت، اما به دليل آنکه هنوز ميزان افزايش سالانه حقوق از سوي دولت مشخص نشده است، نمي توانيم در مورد رقم دقيق بودجه مورد نياز صحبت کنيم.محسن بازارنوي در اين باره افزود؛ با در نظر گرفتن اصلاح احکام مشمولان قانون مديريت خدمات کشوري و افزايش 10 درصدي حقوق ها همانند سال گذشته، اين سازمان در سال جاري بايد حدود هفت هزار ميليارد تومان حقوق پرداخت کند. معاون اداري - مالي سازمان بازنشستگي کشوري گفت؛ اگر 60 درصد از رقمي که ذکر شده به صندوق بازنشستگي کشوري اختصاص يابد، حدود يک هزار و 400 ميليارد تومان کسري خواهيم داشت. بازارنوي مبلغ ذکر شده را با احتساب حدود 800 ميليارد تومان کسور سهم کارمندي و کارفرمايي و مقرري ماه اول از دستگاه هاي استاني به حساب صندوق دانست. وي در پاسخ به اينکه طبق تصميم دولت در سال 83 مقرر شده کسور دستگاه ها به طور مستقيم از طريق خزانه به صندوق بازنشستگي کشوري واريز شود، تصريح کرد؛ بله، اما اين اعتبار در اختيار خزانه معين استان قرار مي گيرد و پس از آنکه دستگاه ها فرم هاي حقوق را به خزانه معين تحويل دهند، خزانه نيز سهم کارمندي و کارفرمايي را از بودجه دستگاه ها کم کرده و به حساب صندوق واريز مي کند. در واقع اين اقدام به اين دليل است که وجوه به صورت دقيق واريز شود.معاون اداري- مالي سازمان بازنشستگي کشوري، کسري صندوق در سال جاري را اين گونه اعلام کرد؛ در حالي درآمد صندوق حدود سه هزار و 200 ميليارد تومان است که حدود هفت هزار ميليارد تومان پرداختي دارد. در نتيجه حدود سه هزار و 800 ميليارد تومان کسري داريم که به نسبت ميزان اعتبار تخصيصي از رقم مربوط به اجراي قانون خدمات از اين کسري کم خواهد شد. بازارنوي يادآور شد؛ همچنين اگر60 درصد از آن مبلغ ذکر شده، اختصاص يابد، حدود يک هزار و 400 ميليارد تومان کسري خواهيم داشت. به گفته وي پيش بيني مي شود در سال جاري حدود 100 هزار نفر تقاضاي بازنشستگي پيش از موعد داشته باشند که بين600 تا 700 ميليارد تومان بار مالي براي صندوق در بر دارد که اين رقم نيز در بودجه پيش بيني نشده است و اگر دولت مانند سال گذشته اعتبار اجراي اين قانون را در طول سال تامين کند، به همان نسبت از ميزان کسري صندوق کم مي شود. معاون اداري - مالي سازمان بازنشستگي کشوري معتقد است با شرايطي که در بودجه وجود دارد، چنانچه مشکل خاصي پيش نيايد، بتوان سال 88 را با يک متمم يا اصلاحيه بودجه سپري کرد. بازارنوي با بيان اينکه آمار متقاضيان بازنشستگي پيش از موعد مشخص نيست، اظهار کرد؛ دستگاه هاي اجرايي بايد اين آمار را اعلام کنند. در سال گذشته چون تقاضا زياد بود و دولت نيز بار مالي آن را تامين کرد، احکام صادر شد. در سال جاري هم اگر اين اتفاق تکرار شود، مشکلي در زمينه صدور احکام نخواهيم داشت. بازارنوي ادامه داد؛ احتمالاً فردي که در سال 87 بازنشسته شده، چون مشمول اجراي قانون خدمات نشده و امتياز شغل و شاغل براي وي تعيين نشده است، حقوق وي با بازنشسته مشابه خود در سال هاي ديگر مطابقت داده مي شود. اگر حقوق چنين فردي بالاتر بود که تغييري نمي کند، اما اگر حقوقش پايين تر از بازنشسته مشابه خود بود، به آن رقم افزوده مي شود.

به گفته معاون اداري- مالي سازمان بازنشستگي کشوري، مبلغ وام ضروري را دولت تعيين مي کند که بخشي از منابع آن از محل منابع بانک هاست. اين در حالي است که ما به التفاوت نرخ سود جاري با نرخ سودي که از بازنشسته ها دريافت مي شود نيز دولت پرداخت مي کند.

بازارنوي در ادامه اين موضوع گفت؛ در صورتي که نرخ سود همان 12 درصد باشد، يارانه يي مشمول دولت نمي شود، اما در صورت تفاوت نرخ، دولت با توجه به يارانه پرداختي سقف وام را مشخص مي کند. وي خاطرنشان کرد؛ در سال گذشته 18 ميليارد تومان اعتبار به اين منظور پيش بيني شده بود که 9 ميليارد آن از سوي صندوق و 9 ميليارد آن از سوي بانک تامين شد و به 27 هزار نفر از مشترکان تا سقف يک ميليون تومان وام پرداخت شد. معاون اداري - مالي سازمان بازنشستگي کشوري در اين باره که موضوع وصول ديون از دولت در بودجه سال 88 صندوق پيش بيني نشده است، گفت؛ در صورتي که طبق قانون برنامه چهارم دولت ملزم است ديون خود را به صندوق هاي بازنشستگي پرداخت کند، اما اين موضوع در لايحه بودجه سال جاري سازمان پيش بيني نشده، اين در حالي است که دولت بر اساس ماده 9 قانون برنامه چهارم، مي تواند در ازاي بدهي خود به صندوق هاي بازنشستگي، سهام شرکت هاي دولتي را واگذار کند.

تلويزيون هاي LED سامسونگ

در عصر حاضر با افزايش نفوذ کامپيوترهاي شخصي و محصولات الکترونيکي در زندگي روزمره بخش عظيمي از افراد جامعه، استفاده از سيستم هاي ديجيتالي خانگي و کامپيوتري به طور سرسام آوري رشد کرده است. در اين ميان سامسونگ الکترونيک اعلام کرده به عنوان پيشتاز صنعت ديجيتال جهان خود را موظف به ارتقاي سطح کيفي و تکنولوژيک تجهيزات مي داند. سامسونگ در سال هاي اخير در کنار تمرکز بر طراحي کالاهايي با استانداردهاي بالاتر و فناوري هاي برتر، محصولاتي را به جهانيان عرضه کرده که از نظر زيباشناختي، به نحو غيرقابل انکاري لوکس و زيباتر شده اند. کارشناسان معتقدند موفقيت سامسونگ در به دست آوردن مقام بزرگ ترين توليد کننده LCD و پرفروش ترين LCD-TV دنيا نيز مرهون اين تمرکز بر توليد کالاي زيبا در کنار توجه به فناوري روز بوده است. سامسونگ که براي تداوم اين پيشتازي ناچار به نوآوري در کنار توجه به ذائقه مصرف کننده است در ماه جاري تلويزيون LED را با سياست در اختيار گرفتن سهم بيشتري در بازار رو به رشد تلويزيون هاي FUll HD به بازارهاي جهاني معرفي کرد. تلويزيون هاي LED سامسونگ که در سري شش هزار و هفت هزار عرضه شده در سه سايز مختلف 40 ، 46 و 55 اينچ توليد شده است. نکته مهم در اين تلويزيون ها اين است که تمام ورودي ها و خروجي ها، تيونر و بلندگوهاي اين دستگاه به صورت داخلي تعبيه شده است. اين دقيقاً برخلاف سياست بعضي از سازندگان محصولات صوتي و تصويري است که براي کاهش سايز تلويزيون هاي توليدي خود پانل نمايشگري را به عنوان تلويزيون به بازار عرضه مي کنند و مصرف کننده ناچار به نصب دستگاهي خارج از تلويزيون براي اتصال به ساير دستگاه هاي پخش (DVD Player، ويدئو، کنسول هاي بازي و ...)، گيرنده هاي امواج، بلندگوها و ... مي باشد.


LED-TV فول اچ دي سامسونگ، به آخرين فناوري هاي روز مجهز بوده و داراي طراحي بسيار زيبا و باريک است. برخي از مشخصات LED-TV از طرف سامسونگ به شرح زير اعلام شده است.

1- موتور :LED يکي از مدرن ترين فناوري هايي که سامسونگ در تلويزيون هاي LED به خدمت گرفته است، موتور LED آن است که امکان توليد LED-TV به باريکي يک انگشت را فراهم ساخته است. به علاوه موتور LED امکان استفاده از پانل فوق شفاف، ايجاد کنتراست ميليوني و نمايش فوق العاده رنگ مشکي را فراهم کرده است. گفتني است تمامي مدل هاي LED، داراي وضوح تصوير 1080+1920 پيکسل و فناوري پيشرفته اسکن تصويري براي حذف لرزش تصوير در حرکات سريع همچون تصاوير ورزشي يا فيلم هاي سينمايي هستند.

Medi@2.0 -2 ( فقط در سري 7000)؛ اين ويژگي امکان دسترسي سريع و راحت کاربر را به محتويات و اطلاعات از پيش بارگذاري شده يا ايجادشده توسط فرد ميسر کرده است. Medi@2.0 شامل استفاده از اينترنت در تلويزيون،Movie USB 2.0 کتابخانه موضوعي و قابليت سازگاري با اتصال به شبکه بي سيم است.

3- کتابخانه موضوعي فلش؛ شامل گالري عکس، بازي، برنامه هاي ورزشي و آشپزي و... است، به علاوه اين امکان کاربران را قادر مي سازد برنامه هاي مورد علاقه خود را از اينترنت دانلود و نصب کنند يا اينکه برنامه هاي موجود را به دلخواه حذف و اضافه کنند.

:Wireless DLNA-4 اين توانمندي يکي از قابليت هاي بسيار ارزشمند اين تلويزيون است که امکان وصل شدن بي سيم کاربر را به اينترنت به راحتي ميسر کرده است. با استفاده از يک روتر خانگي که شبکه بي سيم را پشتيباني کند، کاربران به راحتي قادرند تلويزيون خود را به اينترنت يا به رايانه شخصي خود در ساير اتاق هاي منزل به صورت بي سيم متصل کنند.

5- استفاده از پايه ديواري فوق باريک؛ از آنجا که در ساخت LED-TV باريکي محصول يکي از اهداف اصلي بوده است، سامسونگ الکترونيک براي تلويزيون هاي LED پايه يي مخصوص طراحي کرده است. اين پايه هاي ديواري که به دليل استفاده از الياف مخصوص مقاومت وزني برابر 200 کيلوگرم را دارند در عين حال بسيار باريک نيز هستند تا آنجا که با استفاده از اين پايه ها، مي توان تلويزيون را در فاصله يي کمتر از 5/1 سانتيمتر از ديوار آويخت. جالب اينکه در آمار اخذ شده در يکي از کشورهاي اروپايي، اغلب قاب عکس هاي آويز شده از ديوارها، فاصله يي در حدود 2/3 سانتيمتر را داشتند.

6- سازگاري با محيط زيست؛ در ساخت LED-TV سامسونگ دقت شده که از مواد اوليه ناسازگار با محيط زيست استفاده نشود. به علاوه به دليل استفاده از تکنولوژي انحصاري و فوق مدرن «سيستم تزريق دوگانه» رنگ و ساير آلاينده هاي تينري حذف شده است و به دليل استفاده از تکنولوژي روز، مصرف برق تا 40 درصد کمتر شده است. اتحاديه اروپا از اين کاهش مصرف با برگزيدگي اين تلويزيون به نشان Eco-label استقبال کرده است. به دلايلي که در بالا گفته شد، داوران نمايشگاه CES2009 تلويزيون هاي LED سامسونگ را واجد شرايط دريافت جوايز مختلف و از جمله جايزه ارزشمند «محصول نوآور سال» تشخيص داده اند.

مديران سامسونگ الکترونيک اميدوارند محصولات جديد و زيباي سامسونگ با ويژگي هاي منحصر به فرد خود بتواند تداومي بر موفقيت هاي قابل توجه تلويزيون هاي LCD و پلاسماي اين شرکت در بازار جهاني باشد. گفتني است که تمام سايزهاي تلويزيون LED از 40 تا 55 اينچ در بازار ايران، همزمان با سراسر دنيا عرضه شده و شرکت سام سرويس به عنوان تنها نماينده سامسونگ الکترونيک براي محصولات صوتي، تصويري، خانگي و IT ارائه دهنده گارانتي معتبر در ايران براي اين محصول است. همچنين سامسونگ الکترونيک هيچ مسووليتي در قبال کالاهايي که بدون گارانتي سام سرويس عرضه مي شود را از خود سلب کرده و تمامي مراکز سام سرويس در سراسر کشور از ارائه خدمات به آن کالاها منع شده اند.

اظهارات البرادعي درباره ايران
به گزارش خبرگزاري آلمان، البرادعي از تهران خواست مسائل باقي مانده با آژانس را حل کند و با توجه به تلاش هاي جديد اوباما در قبال ايران تمايل خود را به مصالحه نشان دهد.مديرکل آژانس در اظهاراتي مداخله جويانه گفت؛ پيشنهاد من به مردم ايران اين است؛ دستي را که اوباما به سوي شما دراز کرده است، بفشاريد.
رهبر معظم انقلاب در جلسه با اعضاي هيات دولت در سنندج؛
تصميمات دولت براي کردستان عملي شود

رهبر معظم انقلاب اسلامي در جلسه يي که جمعه شب با حضور معاون اول رئيس جمهور، اعضاي هيات دولت، استاندار کردستان، نماينده ولي فقيه در منطقه کردستان، نمايندگان مردم استان در مجلس خبرگان و مجلس شوراي اسلامي و مسوولان دستگاه هاي مختلف کشوري و استاني برگزار شد، پيگيري جدي و اجراي کامل طرح هاي مصوب براي بهبود وضع استان کردستان و شتاب بخشيدن به توسعه اين استان را بسيار مهم و ضروري خواندند.به گزارش ايسنا، حضرت آيت الله خامنه يي در اين جلسه که در پي نشست هاي مختلف کارشناسي مسوولان اجرايي و استاني تشکيل شده بود، انتظار مردم را براي تحقق کامل طرح هاي مصوب يادآوري و تاکيد کردند؛ به گونه يي برنامه ريزي کنيد که همه اين طرح ها بدون استثنا، با سرعت لازم و صددرصد اجرا شود و مردم مومن و صميمي استان کردستان در مدت زمان معقول، آثار عملي آنها را مشاهده کنند.ايشان استعدادها و امکانات طبيعي استان کردستان را زمينه هاي مناسبي براي سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال مولد دانستند و افزودند؛ برخي از ظرفيت هاي طبيعي منطقه مي تواند بخش تجارت و صادرات استان را فعال تر کند. حضرت آيت الله خامنه يي، پرورش استعدادهاي برجسته جوانان منطقه کردستان را منبع و منشاء قابل تکيه يي براي پيشرفت استان خواندند و افزودند؛ اين استان، منطقه يي استعدادخيز است و لازم است با حمايت از نخبگان و استعدادهاي خوب آن، توجه نظام اسلامي به نخبه پروري در مناطق مختلف کشور از جمله منطقه کردي را ملموس تر کرد.ايشان با اشاره به امنيت خوب موجود در استان افزودند؛ ضمن هوشياري در مقابل استمرار تحريکات و توطئه هاي دشمنان، امنيت استان را هرچه پايدارتر و عميق تر کنيد.

حضرت آيت الله خامنه يي مردم مومن، غيور و وفادار استان کردستان را، همچون هميشه آماده فداکاري و ايثار در دفاع از نظام اسلامي و ايران بزرگ دانستند و خاطرنشان کردند؛ در همه زمينه ها به اين مردم بافرهنگ و دلبسته به نظام تکيه کنيد.رهبر انقلاب اسلامي، فعاليت جدي شوراي توسعه غرب کشور را ضروري برشمردند و افزودند؛ لازم است اين شورا با همه جانبه نگري، توجه کامل به واقعيات و استفاده از نمايندگان مردم منطقه در مجلس شوراي اسلامي، به طور مستمر درباره حل مشکلات و تسريع در پيشرفت استان تصميم گيري و تصميمات را با جديت پيگيري کند. ايشان با تشکر از استاندار فعال کردستان، کارهاي انجام شده دولت نهم را در اين استان، حقيقتاً درخور تحسين و تقدير دانستند و افزودند؛ البته کارهاي فراواني وجود دارد و مردم استان نيز توقعات زيادي دارند که با توجه به محدوديت منابع مالي، بايد با استمرار «کار بي وقفه و تلاش خستگي ناپذير» و ادامه پيگيري هاي مجدانه، فاصله واقعيت ها را با توقعات، هر روز کمتر کرد تا مردم خوب اين منطقه شاهد توسعه و پيشرفت سريع تر استان باشند.حضرت آيت الله خامنه يي رهبر معظم انقلاب اسلامي همچنين در پنجمين روز از سفر به استان کردستان، صبح شنبه در اجتماع بسيار پرشور مردم مومن، پرمحبت و دلاور مريوان «عزت ملي» را عاملي بسيار موثر در آينده درخشان ملت ايران خواندند و تاکيد کردند؛ اين آينده پرشکوه که متعلق به جوانان است، با تکيه بر نسخه هاي «اسلامي، ملي و بومي» و پرهيز از نسخه هاي بيگانه محقق خواهد شد.حضرت آيت الله خامنه يي در اين ديدار که در استاديوم ورزشي زاگرس مريوان برگزار شد، مبارزه با بيگانگاني را که به دنبال تحقير و ذلت ملت هستند، زمينه ساز عزت ملي دانستند و خاطرنشان کردند؛ دشمنان اين سرزمين بزرگ، در پيشرفت و عظمت ايران اسلامي هيچ منفعتي براي خود نمي بينند؛ بنابراين هر نوع وابستگي به «نسخه هاي بيگانه نوشته» خلاف منافع ملي و تخريب کننده «استقلال و عزت و آباداني» کشور است. رهبر انقلاب اسلامي ناتواني نظام سرمايه داري غرب را در مقابله با بحران هاي اقتصادي، دليل روشني بر ضعف «شيوه هاي مديريتي کشورهاي غربي» دانستند و افزودند؛ مسوولان ملت و به خصوص جوانان و انديشمندان در اين واقعيت، تامل و تدبر کنند. ايشان اسلام ناب، يعني اسلام «قرآن، سنت و اهل بيت» را مبنا و شکل دهنده نسخه اصيل حرکت و پيشرفت ملت و نظام برشمردند و افزودند؛ ما کسي را به اسلام متحجر و تنگ نظرانه دعوت نمي کنيم، بلکه اسلامي که ما آن را علاج دردها و تضمين کننده پيشرفت و تعالي کشور مي دانيم، اسلامي است که انسان را به «تعقل و تفکر و تدبر» فرا مي خواند و قادر است حرکت تاريخي و پرشکوهي همچون انقلاب اسلامي را به وجود آورد. حضرت آيت الله خامنه يي از کساني که در زمان هاي مختلف از جمله در دوران انتخابات براي جلب توجه مردم، به تکرار حرف هاي غربي ها مي پردازند، انتقاد کردند و افزودند؛ اين گونه حرف ها هيچ امتيازي محسوب نمي شود، بلکه مخالفت با تفکر و هويت «اسلامي- ايراني» به شمار مي آيد. ايشان در بخش ديگري از سخنان شان کردستان و مريوان را سرزميني سرشار از «شکوه دلاوري و زيبايي طبيعي» و مالامال از «احساس محبت و وفاداري» خواندند و افزودند؛ اين منطقه را جزء نعمت ها و برکاتي مي دانم که پروردگار به کشور و نظام، اعطا کرده است. حضرت آيت الله خامنه يي با اشاره به سفر خود به مريوان و منطقه دزلي در سال 59 و در اوج حمله صدام بعثي به ايران افزودند؛ دشمنان پيشرفت ملت با اتکا به عناصر مزدور و وابسته مي خواستند ميان مردم اين منطقه بسيار مهم و حساس با مردم ديگر مناطق کشور، دره يي عميق از بي اعتمادي ايجاد کنند، اما کردستاني هاي مومن، غيور و وفادار، اين توطئه را به خوبي ناکام گذاشتند که نسل جوان کشور و اين منطقه، بايد با اين واقعيات عبرت آموز به خوبي آشنا شود. رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به حملات شيميايي و ديگر جنايات صدام، حوادث تلخ هشت سال دفاع مقدس در مناطق غربي از جمله کردستان را آزمايشگاه بزرگي براي اثبات فريبکاري و دروغ بودن ادعاهاي حاميان صدام و مدعيان حقوق بشر دانستند و افزودند؛ فراز و نشيب هاي 30 سال «استقامت و پيروزي» ملت ايران، به عنوان درس هايي آموزنده براي جوانان تبيين شود تا وزن و ماهيت واقعي تبليغات امروز استکبار براي آنان روشن تر شود. حضرت آيت الله خامنه يي، اعتراف سياستمداران و سياست سازان دنيا را به جايگاه منطقه يي و جهاني جمهوري اسلامي ايران، نشانه يي از ثبات و اقتدار کشور برشمردند و افزودند؛ نظام اسلامي به فضل الهي در موقعيتي قرار گرفته که مي تواند روي «طرح هاي بلندمدت پيشرفت و شکوفايي» متمرکز شود. ايشان سند چشم انداز 20 ساله را راهنما، جهت دهنده و دستور کار حقيقي مسوولان قواي مختلف و دستگاه هاي گوناگون دانستند و خاطرنشان کردند؛ براي دستيابي به اهداف اين سند بسيار معتبر و مهم، هم مسوولان و هم مردم وظايف سنگيني بر عهده دارند و بايد مراقب باشيم که دشمنان پيشرفت کشور، اذهان را به مسائل فرعي معطوف نکنند. حضرت آيت الله خامنه يي با قدرداني از همت تحسين برانگيز مسوولان کشور براي حل مشکلات و کمبودها، به جلسه اعضاي هيات دولت با ايشان اشاره کردند و افزودند؛ مسوولان دولت با شناخت دقيق از واقعيت ها، تصميمات خوبي براي مناطق مختلف کردستان از جمله مريوان اتخاذ کرده اند که اميدواريم به طور کامل عملي شود. حضرت آيت الله خامنه يي سرمايه گذاري صنعتي و کشاورزي در کردستان را کاري ضروري و زمينه ساز ايجاد اشتغال مولد دانستند و افزودند؛ متاسفانه برخي جوانان منطقه به علت نبود اشتغال کافي، براي معيشت خود به ناچار به راه هاي غيرقانوني و غيرصحيح از جمله قاچاق روي مي آورند و اقتصاد کشور را به اين بليه و ويروس به شدت خطرناک مبتلا مي کنند. ايشان تاکيد کردند؛ مشکل اشتغال در اين منطقه بايد با تلاش دولت، همکاري مردم و سرمايه گذاري هاي لازم حل شود تا جوانان مومن و خوب ما، از سر استيصال به راه هاي غيرمشروع روي نياورند. رهبر انقلاب اسلامي، امنيت را شرط لازم براي سرمايه گذاري، توليد ثروت و پيشرفت خواندند و يادآوري کردند؛ دشمنان پيشرفت ملت، سعي مي کنند با ايجاد ناامني جلوي سرمايه گذاري در منطقه را بگيرند، اما نيروهاي مقتدر جمهوري اسلامي به کمک مردم و «جوانان رشيد و وفادار منطقه» با عوامل ناامني به شدت برخورد مي کنند و به فضل الهي، مجال ايجاد هرگونه ناامني را از دشمنان سلب خواهند کرد. رهبر انقلاب اسلامي از جمله اهداف سفر به استان کردستان را جلب توجه مردم ساير مناطق کشور به منطقه «پراستعداد، سرسبز و زيباي» کردستان و گسترش ارتباطات عاطفي اقوام مختلف ملت اعلام کردند و افزودند؛ کرد، فارس، ترک، لر، بلوچ و همه اقوام اين سرزمين تاريخي، پيکره واحدي به نام ملت عظيم ايران را شکل مي دهند. ايشان در پايان سخنان شان ايستادگي ملت و پايبندي به شعارهاي انقلاب را بزرگ ترين پشتوانه کشور و دولت براي حرکت و پيشرفت در عرصه هاي مختلف برشمردند و افزودند؛ اقتدار حقيقي ملت و نظام در گرو وفاداري مستمر به آرمان ها و شعارهاي انقلاب اسلامي است. حضرت آيت الله خامنه يي رهبر معظم انقلاب اسلامي همچنين به محض ورود به شهر مريوان، بر سر مزار چهار شهيد گمنام عمليات والفجر 4 در کنار درياچه زريوار حضور يافتند و ضمن قرائت فاتحه، از رشادت و دلاوري هاي رزمندگان و شهداي مظلوم اين عمليات تجليل کردند. مقام معظم رهبري همچنين با قرائت فاتحه براي شهيدان سرافراز مريوان علو درجات مسالت کردند.حضرت آيت الله خامنه يي همچنين پس از ديدار با مردم مريوان به گلزار شهداي اين شهر رفتند و با قرائت فاتحه براي شهيدان سرافراز اين منطقه علو درجات مسالت کردند.

عناوين اين صفحه
فرهنگ و ضدفرهنگ
راي ضعيف جامعه مدرسين به نامزدي احمدي نژاد
عدم پيش بيني بودجه بازنشستگي پيش از موعد
تلويزيون هاي LED سامسونگ
اظهارات البرادعي درباره ايران
تصميمات دولت براي کردستان عملي شود

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام